کد خبر: ۱۰۲۰۳
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۶
اصرار داریم که تفسیر صحیحی از علامه طباطبایی ارائه کنیم. ممکن است کسی تفسیری از علامه طباطبایی ارائه کند که ناظر به سنت فلسفی غرب باشد یا یک برداشتی از علامه طباطبایی داشته باشد که این برداشت ناظر به اوضاع جدید ما – احیاناً تفسیرهای مدرن، پست‌مدرن، لیبرالی، مارکسی، کانتی، نوکانتی و هگلی- باشد. نمی‌گویم این‌ها امکان‌پذیر نیست. کاری که در اینجا انجام می‌شود این است که علامه طباطبایی را با مراجعه به متون ایشان در بستر فلسفه سیاسی اسلامی مطالعه کنیم و بدانیم که ایشان یک فیلسوف مسلمان هستند.

قسمت نهم از گفتگو با حجت‌الاسلام والمسلمین یزدانی‌مقدم



اعتباریات علامه طباطبایی

بحثمان راجع به نظرات علامه طباطبایی بود. در جلسه گذشته، تحلیلی را که علامه در رساله‌های منطقی راجع به اعتباریات عرض کرده است بیان کردیم. امروز به اعتباریات در رساله الاعتباریات می‌رسیم. گفتیم که از جهات مختلف می‌توانیم وارد بحث شویم. مقاله ششم اصول فلسفه ایشان به‌صورت مستقل قابل ‌بررسی است. ما فقط رئوس مطالب را می‌گوییم و این مطالب قابل تفصیل و توضیح است. در اینجا تلاش می‌کنیم پیشینه نظرات علامه طباطبایی و تطور موضوع ادراکات اعتباری در اندیشه ایشان را بیان کنیم. اینجا به‌طور مقایسه‌ای وارد بحث شدیم؛ اگر علامه مطلبی را در رساله‌های منطقی خودشان بیان کردند ادامه این مطالب را نیز در رساله‌های دیگر مانند رساله‌های فلسفی ادامه داده‌اند. مباحث اعتباریات ایشان در مقالات بعدی نیز تحقیق شده است تا تطور بحث نشان داده شود و احیانا نشان داده شود که تمام این مباحث ریشه در سنت فلسفی اسلام دارد. اصرار داریم که تفسیر صحیحی از علامه طباطبایی ارائه کنیم. ممکن است کسی تفسیری از علامه طباطبایی ارائه کند که ناظر به سنت فلسفی غرب باشد یا یک برداشتی از علامه طباطبایی داشته باشد که این برداشت ناظر به اوضاع جدید ما احیاناً تفسیرهای مدرن، پست‌مدرن، لیبرالی، مارکسی، کانتی، نوکانتی و هگلی- باشد. نمی‌گویم این‌ها امکان‌پذیر نیست. کاری که در اینجا انجام می‌شود این است که علامه طباطبایی را با مراجعه به متون ایشان در بستر فلسفه سیاسی اسلامی مطالعه کنیم و بدانیم که ایشان یک فیلسوف مسلمان هستند.

ادبیات علامه در مقاله ششم اصول فلسفه ‌اجمالی و اندماجی است

در جلسه گذشته گفتیم که امور اعتباری در بحث منطقی، حد و برهان ندارند. سؤالاتی بود که ما به عجله از آن‌ها گذشتیم ولی من که نگاه کردم متوجه شدم که جا داشت توضیحات بیشتری داده شود که در این جلسه به این توضیحات می‌پردازیم. ما برای اینکه آن مطالب مقاله ششم در اصول فلسفه و روش رئالیسم را بفهمیم ناگزیریم به کل ادبیات علامه طباطبایی مراجعه کنیم. بدون مراجعه به ادبیات علامه نمی‌توانیم اصول فلسفه و روش رئالیسم را متوجه شویم. ازاین‌جهت که مباحث مقاله ششم در امتداد این ادبیات قرار دارد. علامه در آن مقاله یک بحث‌هایی را مفروض گرفتند و نظرشان این بوده است که لازم نیست به‌تفصیل بیان کنند و فقط اشاره کردند. به خاطر همین مقاله ششم اصول فلسفه به‌اجمال و احیاناً اندماج باقی مانده است. درحالی‌که برخی اساتید محترم فکر کردند این مقاله مطالب نهایی و همه آن چیزی است که علامه می‌خواهد در این زمینه بگوید و این به فهم درست نظریه ادراکات اعتباری آسیب رسانده است.

در قضایای اعتباری برهان جاری نمی‌شود

علامه در رساله‌های منطقی در رابطه بااینکه امور اعتباری حد و برهانی ندارند می‌فرمایند که امور اعتباری در مقابل امر حقیقی هستند و برهان به معنای قیاس یقینی در جایی است که یک شیء وضعیتی داشته باشد و همان وضعیت برای او ثابت بماند و ضرورت اینکه شیء این‌گونه باشد و ممکن نباشد که این‌گونه نباشد یا ناشی از اقتضای شیء است و یا ناشی از علت و ثبوت خارجی اطراف آن شیء باشد. همه این‌ها در آن حمل اعتباری مفقود است؛ . زیرا حمل اعتباری موجودیت ندارد. اگر ماهیت و موجودیت داشت که می‌شد امر حقیقی.

همچنین در قضایای اعتباری برهان جاری نمی‌شود؛ . زیرا این قضایا ضرورت و کلیت ندارند. در جای دیگر اشاره می‌کنند ازآنجایی‌که معانی اعتباری ماهیت حقیقی ندارند، حد ندارند و برهان در مورد این‌ها جاری نمی‌شود. باز در مقاله ششم اصول فلسفه به گونه دیگر تقریر می‌کنند؛ می‌گویند این ادراکات چون زاییده عوامل احساسی هستند دیگر ارتباط تولیدی با ادراکات حقیقی ندارند. پس در اصول فلسفه فقط یک اشاره اجمالی کرده است و اگر تفصیل بحث را خواسته باشید باید در رساله‌های منطقی ایشان و ازجمله رساله الاعتباریات که رساله فلسفی است- جستجو کنید.

اعتباریات، فلسفه سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی

باز عرض کنم مباحث علامه طباطبایی در مورد اعتبار اول یا اعتبار اصلی و یا تطور در اعتبارات بحث‌های مهمی است که از فلسفه سیاسی و حتی جامعه‌شناسی سیاسی قابل‌استفاده است. مثلاً ما در فلسفه سیاسی موضوع مُلک را موردتوجه قرار می‌دهیم. از دیدگاه فلسفه سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی مطالب مختلفی بیان شده است که با توجه به نظرات علامه طباطبایی در موضوع اعتبار اول چه‌بسا بتوانیم به پاسخ به پرسش‌هایی که در این دو دانش مطرح شده نزدیک شویم. به هر صورت علامه در رساله‌های منطقی بیشتر به این موضوع می‌پردازند که اعتباریات از جهت مفهوم شناسی چیست؟ در رساله‌های فلسفی‌شان که شاید اولین رساله فلسفی ایشان در زمینه الاعتباریات باشد- هم به پیشینه این موضوع می‌پردازند و هم به ماهیت دانشی آن می‌پردازند. در آنجا دو مقاله دارند. مقاله اول پاسخ به این پرسش است که چگونه امور حقیقی امور اعتباری را به دنبال می‌آورد؟ مقاله دوم نیز به این پرسش پاسخ می‌دهد که چگونه امور حقیقی بر اعتباریات و آراء وهمی مترتب می‌گردند. مقاله اول 16 فصل مهم دارد. 6 محور مهم‌تر را در اینجا بحث می‌کنیم. بقیه فصل‌ها به تقریر دیگر در مقاله ششم اصول فلسفه بیان شده است و خیلی موردنیاز ما نیست.

در مقاله ششم بحثی است تحت عنوان «"اعتباریات قبل الاجتماع و اعتباریات بعد الاجتماع»". ایشان در الاعتباریات تعبیر دیگری می‌آورند. می‌گویند «"اعتبارات مفرده و رئوس اعتبارات لازم در اجتماع»" که تقسیم‌بندی اول ایشان این است. این بحث در اصول فلسفه و روش رئالیسم تطور پیدا می‌کند و به این تعبیر و عنوان متحول می‌شود: «"اعتباریات قبل الاجتماع و اعتباریات بعد الاجتماع»".

موضوع رساله الاعتباریات انسان و هر موجود زنده‌ است

موضوع رساله الاعتباریات انسان و هر موجود زنده‌ است که در مورد حیوان نیز صادق است. شهید مطهری در اینکه موضوع اعتباریات انسان است یا حیوان اشکال داشت. نظر ایشان این بود که اعتباریات در مورد انسان صدق می‌کند؛ . زیرا انسان موجود متکاملی است که می‌تواند اعتبار کند. جالب این است که بعضی از فضلا و اساتید، عکس آقای مطهری فکر می‌کنند که انسان نیاز به اعتباریات ندارد و اعتبار از آنِ حیوان است.

علامه طباطبایی انسان و حیوان را نیازمند اعتباریات می‌داند. حتی ایشان تعبیراتی دارد که فهمیده می‌شود اعتبارات اختصاص به موجودات زنده ندارد و چه‌بسا موجودات غیرزنده را هم در بربگیرد؛ . اما اینکه چگونه موجودات غیرزنده را در برمی‌گیرد نیازمند بحث‌ها و مقدمات دیگری است.

انسان برای رسیدن به کمال نیازمند اعتبار است

به‌هرحال برای اینکه انسان به کمال برسد لازم است که امور اعتباری را واسطه قرار دهد. تعبیر ایشان این است: موجودات زنده که داری ادراک هستند در طریق کمال خود واسطه‌هایی دارند. ازجمله این واسطه‌ها امور غیرضروری غیرحقیقی است که بر امور حقیقی مترتب می‌شوند و امور حقیقی نیز بر آن‌ها مترتب می‌شوند. بدین ترتیب این واسطه‌ها امور غیرحقیقی هستند که میان دو گروه امور حقیقی قرار می‌گیرند.

پرسش‌های رساله الاعتباریات

رساله الاعتباریات سه پرسش را مطرح می‌کند:

1. امور غیرضروری غیرحقیقی چه هستند؟

2. چگونه این امور بر امور حقیقی مترتب می‌گردند؟

3. چگونه امور حقیقی بر آن‌ها -امور غیرحقیقی- مترتب می‌گردند؟

این سه محور در کتاب اصول فلسفه هم انعکاس پیدا می‌کند. عرض کردم که سه پرسش را مطرح می‌کند:

1. این ادراکات و افکاری که میان طبیعت و آثار طبیعت واسطه هستند چگونه افکاری هستند و فرق آن‌ها با افکاری که دارای این خاصیت نیستند چیست؟

2. ارتباط آن افکار با طبیعت چه ارتباطی است؟

3. ارتباط آن افکار با آثار طبیعت چگونه است؟

این پرسش سه بار با تقریرات متفاوت در اصول فلسفه و روش رئالیسم تکرار می‌شود و به مقاله ششم در سه بخش سامان می‌دهد. اینکه علامه این پرسش‌ها را تنها در یک مقاله چند دفعه و با چند تعبیر تکرار می‌کنند شاهد این است شواهد دیگری نیز دارد- که مقاله ششم اصول فلسفه و روش رئالیسم در یک جلسه تقریر نشده و بلکه در جلسات متعدد القا شده است. در هر جلسه لازم می‌دانستند که بعضی از مطالب را دوباره تکرار کنند. لازم به ذکر است برای کسی که در آینده بخواهد راجع به نظرات علامه کار کند- از نظر حجم و تفصیل، مقاله ششم مفصل‌ترین مقالات چهارده‌گانه‌ای است که در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم قرار دارد و. و این اهمیت موضوع را از دیدگاه علامه طباطبایی نشان می‌دهد.

نیاز به اعتبار

علامه در مقاله الاعتباریات «نیاز به اعتبار» را مطرح می‌کند. برای نیاز به اعتبار سه تقریر مطرح می‌شود:

1. ماهیت مشترک انسان‌شناسانه و منطقی که مبتنی بر تحلیل منطقی اعتباریات است.

تقریر ماهیت مشترک انسان‌شناسانه این بحث ازاین‌قرار است که: انسان با افعال ارادی کامل می‌شود، اراده با علم، تمام می‌شود. با توجه به ماهیت علم، انسان نیازمند به اذعاناتی است که اراده از آن پدید می‌آید؛ . یعنی انسان موجود علمی است و در او اراده از علم پیروی می‌کند. تقریباً این تقریر در اصول فلسفه مفقود است. ماهیت منطقی تقریر بدین شرح است که: اذعان او نسبتِ ضرورتِ حقیقی میان دو طرف که در پاره‌ای وجود دارند اراده را ضروری نمی‌سازد. مثلاً ما می‌گوییم این لیوان آب اینجا است. دیگر لازم نیست کار دیگری انجام دهیم؛ . زیرا لیوان آب در خارج موجود است؛ . اما اگر گفتم که «من تشنه هستم و لازم است که آب بنوشم»، اینجا فعل نوشیدن در خارج نیست و باید آبی را فراهم کنم و بنوشم تا رفع عطش کنم؛ . یعنی ضرورت حقیقی خارجی اگر موجود نباشد آن‌وقت است که اراده من معنا پیدا می‌کند؛ . اما اگر همه‌چیز آسمان، زمین، حیوانات، طبیعت و دیگر اشیاء- تحقق خارجی داشته باشند دیگر اراده به تحقق خارجی معنایی نخواهد داشت. اراده، تنها از علم به نسبت غیرحقیقی غیرضروری، وجوب و ضرورت می‌یابد؛ . یعنی اینکه من ‌چیزی را در خارج تحقق ببخشم. این در صورتی است که نسبت میان طرفین، یا خود نسبت یادشده و یا هردو هم طرفین و هم نسبت- غیرحقیقی باشند؛ . بنابراین انسان نیازمند به علم و رأی غیرحقیقی است. همان‌طور که عرض کردم این بحث در مقاله ششم مفقود است و این را می‌رساند که در مقاله ششم فرض بر این بود که یک سری از مباحث روشن است و نیازی به گفتن ندارد. همین مباحث که از نظر ایشان روشن بوده است بعداً در نقدها و تقریراتی که اساتید محترم از نظریات ادراکات اعتباری داشتند معرکه آراء شد.

آنچه فعلاً تحقق خارجی ندارد متعلق اراده انسان است

یک سری اشیاء در خارج وجود حقیقی دارند. این اشیاء دیگر متعلق اراده من واقع نمی‌شوند تا بخواهم آن‌ها را در خارج تحقق ببخشم. آنچه فعلاً تحقق خارجی ندارد متعلق اراده من قرار می‌گیرد تا بخواهم آن را تحقق خارجی ببخشم. اگر این تحقق خارجی ندارد یعنی شیء حقیقی نیست. وقتی شیء حقیقت و عینیت خارجی ندارد، ضرورتی هم ندارد. الآن است که من می‌توانم اراده کنم که این شیء غیرحقیقی غیرضروری را تحقق خارجی ببخشم، پس متعلق اراده من بر چنین شیئی واقع می‌شود. گاهی کمالاتی داریم که بالفعل نیستند و قرار است این کمالات را در آینده کسب کنیم. برای کسب این کمالات باید اراده کنیم و تلاش کنیم که این کمالات را کسب کنیم. پس کمالات وجود حقیقی و خارجی و عینیت ندارند. اگر ضرورت داشتند که بودند و نیازی به تحقق آن‌ها نبود. این بحث را نیز می‌توان تفصیل داد. اینجاست که بحث‌های فلسفه سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی و تفصیل آن مباحث مطرح می‌شود. اساس بحث ما در یک چنین جایی است. علامه طباطبایی تقریرات دیگری نیز دارند که شبیه مطالبی است که عرض شد و شاید دیگر لازم نباشد که آن‌ها را توضیح بدهیم. درهرصورت ازاینجا وارد تعریف اعتبار می‌شوند.

ارسال نظر
به روز شده در ۱۰:۳۰ :: پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶