کد خبر: ۱۰۴۴
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۹۳ - ۱۶:۳۲
مروری اجمالی بر جریان‌شناسی اخلاق در مصاحبه با آیت الله تحریری (11:بخش پایانی)
اصلاً نباید درباره انحرافات، لفظ عرفان را به کار برد. عارف یک مشخصه خاصی دارد؛ درک عمیقی دارد. درک دینی‌اش عمیق است/ وادی رسیدن به کرامت با ریاضت‌های شرعی یا غیرشرعی، غیر از عرفان توحیدی است/ عده­‌ای در مقابل عرفا می‌گویند ما نباید به سمت وادی توحید برویم، فقط باید از طریق اهل بیت با خدا ارتباط داشته باشیم/ ولایتی‌ها در مورد شخصیت امام صحبت می‌کنند و بیشتر حول وادی محبت دور می‌زنند. در محبتشان هم صادق هستند؛ اما خیلی به مقامات معنوی امام توجه ندارند/ ولایتی‌ها از اینکه آیا می‌توان به حقایق امام رسید بحثی نمی‌کنند. در مقابل عارف می‌گوید می‌توانیم به حقیقت امام برسیم و آن را شهود کنیم

دربارۀ ریاضت‌­ها و دستورالعمل‌ها نظرتان چیست؟

عده­‌ای از علما بحث زهد و ریاضت‌های خاص را سرلوحه کار خودشان قرار می‌دهند و قهرا خداوند متعال عنایت‌هایی به آنها می‌کند و بعضی از عوالم برای آنها مکشوف می‌شود. اما قوام مکتب تربیت عرفانی به کشف حقایق توحیدی است؛ یعنی ظهور توحید افعالی و اسماء صفاتی و توحید ذاتی. ولی خداوند متعال عوالم وجودی و غیبی مانند عالم مثال، عالم ملائکه و غیره دارد. عده‌­ای در ریاضت‌های خود، چون صفا پیدا می‌کنند به اندازه ظرفیتشان به این عوالم راه پیدا می‌کنند. کسانی هم هستند که ریاضت باطل می‌کشند. این عوالم تا یک حدی کشف می‌شود تا از مغیبات خبر بدهند، نفس‌شان قوی بشود و تصرفاتی بکنند. اصطلاحاً می‌گویند در عالم مثال.

به اصطلاح امام، این عالم، عالم ملکوت است.
اصلاً نباید درباره انحرافات، لفظ عرفان را به کار برد. عارف یک مشخصه خاصی دارد؛ درک عمیقی از دین دارد
ملکوت اسفل داریم. ملکوت اعلی داریم. ملکوت اسفل، شیاطین و... هستند. ملکوت اعلی هم ملائکه هستند. غرض این که کسانی که ریاضت شرعی می‌کشند اما توجه خاص به سیر توحیدی ندارند تا حقایق توحیدی برایشان کشف شود این‌ها این امور غیبی برایشان جلوه می‌کند؛ می‌توانند با ملائکه ارتباط داشته باشند. قوت‌هایی کسب می‌کنند. خدا به آنها لطف می‌کند. البته همه‌شان از خدا بحث می‌کردند؛ ولی بحث از خدا مختلف است. همه عالمان شیعی در رابطه با دین خدا تلاش می‌کنند. نمی‌گوییم قصدشان رسیدن به کرامت بوده است. این‌ها شخصیت‌های برجسته­‌ای بودند و می‌خواستند صفای باطن پیدا کنند و ارتباط عمیقی با حق تعالی داشته باشند. این علمای بزرگوار، عبادت‌های طولانی داشتند و لذت‌هایی می‌بردند. اما مسأله معرفت شهودی یک مسأله دیگر است که در رده بندی‌ها به آن «عرفان» می‌گویند که متأسفانه این لفظ لوث شده است. اصلاً نباید درباره انحرافات، لفظ عرفان را به کار برد. عارف یک مشخصه خاصی دارد؛ درک عمیقی دارد. درک دینی‌اش عمیق است. آنچه که به دست ما رسیده و می‌خواهیم دسته‌بندی کنیم در این وادی، عرفان توحیدی است. عرفان توحیدی آن است که در مسیر شهود عوالم توحیدی باشد؛ لکن وادی رسیدن به کرامت با ریاضت‌های شرعی یا غیرشرعی، غیر از عرفان توحیدی است.

وادی رسیدن به کرامت با ریاضت‌های شرعی یا غیرشرعی، غیر از عرفان توحیدی است
عده­‌ای در مقابل عرفا می‌گویند ما نباید به سمت وادی توحید برویم، فقط باید از طریق اهل بیت با خدا ارتباط داشته باشیم و روش‌های عرفانی غلط است. آنها می‌خواهند مستقیم برسند. با اینکه روش عرفانی عین روش اهل بیت است. البته از جهت علمی قابل بحث است که آیا روش توحیدی همان روش اهل بیت است یا خیر. عرفا به طور اجمال می‌گویند همان است. علامه طباطبایی می‌فرمود: ما با امام سیر می‌کنیم و امام دست ما را می‌گیرد و به خدا می‌رساند و تا آخر هم با امام هستیم. دقت کنید! عمده امتیاز این‌جاست. این سیر توحیدی ما را به نقطه‌ای می‌رساند که الآن حقیقت امام برای ما کشف می‌شود و آن مقام و معرفت به نورانیت است. شهود عوالم توحیدی به نوعی شهود حقیقت امام است. ولی از آنجا که ولایتی­‌ها درکشان به این‌جا نمی‌رسد، ارتباط ولایی را در مقابل سیر توحیدی می‌دانند. اصلاً نمی‌دانند عارف چه می‌گوید و لذا خرده می‌گیرند. این افراد محبت‌های به امام را گرایش ولایی خود می‌دانند. در مورد شخصیت امام صحبت می‌کنند و بیشتر حول وادی محبت دور می‌زنند. در محبتشان هم صادق هستند و نوعاً این‌گونه‌­اند؛ اما خیلی به مقامات معنوی امام توجه ندارند ولی می‌گویند باید به امام توجه داشته باشیم. از خدا هم صحبت می‌کنند، اما از نظر ایشان اعتقاد به خدایی که عرفا می‌گویند کفر است. وحدت وجودی را که عرفا می‌گویند درک نمی‌کنند. این طیف از علما انسان‌های برجسته و مهذب و دستورالعمل اخلاقی نیز می‌دهند. از جهت دسته‌بندی، این‌ها به این معنا ولایتی هستند که محور را در توجهاتشان به مقامات معنوی امام می‌دهند، مقاماتی که در روایات و زیارات آمده است، اما از اینکه آیا می‌توان به حقایقش رسید بحثی نمی‌کنند. در مقابل عارف می‌گوید می‌توان به حقایقش رسید.
ولایتی‌ها در مورد شخصیت امام صحبت می‌کنند. بیشتر حول وادی محبت دور می‌زنند. در محبتشان هم صادق هستند؛ اما خیلی به مقامات معنوی امام توجه ندارند
می‌توانیم به حقیقت امام برسیم و آن را شهود کنیم. بعضی‌ها از معارف دین این تلقی را دارند که ما نمی‌توانیم به خدا برسیم. فقط باید به امام مرتبط باشیم. اینکه از مقامات ائمه علیهم السلام بگوییم و به آنها عشق بورزیم و دستوراتشان را تبعیت کنیم.


بسیار از عرفایی که از مکتب نجف نام بردید یا فیلسوف بودند و یا با فلسفه مخالف نبودند. چه نسبتی بین فلسفه و عرفان هست؟

فلسفه مقدمه برای عرفان است، مثل اصول برای فقه؛ چرا که فلسفه ما را به رشد فکری و به حقایق می‌رساند. فلسفه مانند پل است، ذهن را باز می‌کند تا برداشت ما از شئون هستی محروم نباشد؛ لذا در آیات و روایات ما را به معارف گوناگون عقلی و حقایق توجه می‌دهند. در روایتی دارد که جابربن یزید جحفی خدمت حضرت باقر علیه السلام می‌آید و می‌پرسد حزنتان چیست؟ حضرت می‌فرماید: یا جابر من دخل قلبه صافی خالص دین الله، شغله عما سواه. امام اول بیان می‌فرماید: خیال نکنید حزن ما برای این دنیاست. ما به این دنیا توجه نمی‌کنیم.

فلسفه مقدمه برای عرفان است، مثل اصول برای فقه؛ چرا که فلسفه ما را به رشد فکری و به حقایق می‌رساند.
آن وقت بیان می‌فرماید که حزنش برای چیست؛ کسی که صافی خالص دین الله در قلبش وارد شود آرامش ندارد همواره دغدغۀ توجه به حق تعالی دارد و می‌فرماید: دلش از غیر خدا منصرف می‌شود و غیر او را طلب نمی‌کند و متذکر می‌شود که این دین الله صافی و خالص دارد. کسی که این امور در دلش بیاید، خداوند دلش را از غیر خودش منصرف می‌کند، او خدا را می‌بیند؛ چنان‌که از علی علیه السلام منقول است که ما رأیت شیئا الا و رأیت الله قبله و بعده و معه.

با تشکر از حضرتعالی که وقت مبارک‌تان را در اختیار ما قرار دادید.


قابل توجه خوانندگان محترم. این مصاحبه، آخرین قسمت از سلسله بحث‌های جریان شناسی اخلاق با حضرت آیت‌الله تحریری بود. انشاءالله در آینده سلسله‌ بحث‌هایی درباره شخصیت اخلاقی، عرفانی و علمی علامه طباطبایی و هچنین شخصیت‌هایی چون آیت‌الله سیدمحمدحسن الهی طباطبایی، حاج شیخ محمدتقی آملی و آیت‌الله شیخ علی محمد بروجردی منتشر خواهد شد.
ارسال نظر
به روز شده در ۱۰:۳۰ :: پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶