کد خبر: ۱۵۵۴
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۳ - ۱۹:۲۶
تاریخچه حوزه و روحانیت (بخش نهم)
از زمان حکومت آل‌بویه تا زمان زعامت آیت‌الله بروجردی، حوزه‌های علمیه همواره تحت مرجعیت شخص واحدی اداره می‌شد/ القابي مانند حجت‌الاسلام و آيت الله و ... سابقه‌اي طولاني ندارند و از حدود صدوپنجاه سال پيش مورد استفاده قرار گرفته است/ برخی از این القاب مانند: ثقه‌الاسلام و حجه‌السلام از کلام معصوم (ع) درباره بعضی از اصحاب اقتباس شده است/ ثقه‌الاسلام: به معني«مورد وثوق و اطمينان براي اسلام» است و معمولاً به كساني اطلاق مي‌شود كه.../ آيت‌الله: به روحانيوني گفته مي‌شود كه سطوح عالي حوزوي را به اتمام رسانده و در يك يا چند باب فقهي صاحب‌نظر شده‌‌اند و به اصطلاح به درجه اجتهاد رسيده‌اند

روحانیت و ساختار


1-5 سازمان روحانیت

ساختار حوزه و روحانیت بعد از غیبت کبری در دوران حکومت آل‌بویه شکل سازمانی به خود گرفت. در نیمه دوم قرن چهارم با تسلط سلسله شیعی مذهب آل‌بویه در بغداد، شیعیان و عالمان شیعی جایگاه اجتماعی‌شان را بازیافته و مركزیت حوزه علمیه شیعه، با مدیریت و مرجعیت شیخ مفید به وجود آمد.

تاریخ شکل‌گیری سازمان روحانیت شیعه نشان می‌دهد از زمان حکومت آل‌بویه که دوران تأسیس این سازمان بود تا زمان زعامت آیت‌الله بروجردی، حوزه‌های علمیه همواره تحت مرجعیت شخص واحدی اداره می‌شد. اما پس از رحلت آیت‌الله بروجردی وحدت زعامت و مرجعیت حوزه علمیه از هم گسیخت و این بار 4 تن از علما و شاگردان آیت‌الله بروجردی بودند که عهده‌دار منصب مرجعیت شدند و بالاخره دوران پس از انقلاب جمهوری اسلامی ایران که حوزه‌های علمیه سامان بهتری پیدا کردند. (مقاله حوزه علمیه در دانش‌نامه جهان اسلام)


2-5 القاب علمی روحانیت

روحانیت شیعه از صدر اسلام تاکنون، مراحل مختلفی را از حیث عناوین و القاب مانند: مبلغ، حافظ قرآن، اصحاب خاص، راوی، محدث، عالم، فقیه، مجتهد، ثقه الاسلام، شیخ الاسلام، آخوند، حجت الاسلام، آیت‌الله، آیت‌الله العظمی و ... پشت سر گذاشته است. سیر تاریخی این القاب در زمان حضور معصومین(ع) کاملا مشخص و مدون است. هم‌چنین اگر به تاریخ روحانیت دوران غیبت مراجعه کنیم و متن سلسله اجازات علما را نسبت به شاگردان مورد دقت قرار دهیم، کم و بیش سیر تاریخی این القاب را خواهیم یافت. برخی از این القاب مانند: ثقه‌الاسلام و حجه‌السلام از کلام معصوم (علیهم‌السلام) درباره بعضی از اصحاب اقتباس شده است. در روایتی، امام صادق (علیه‌السلام) یکی از اصحاب خود به نام محمد بن مسلم را «ثقه» و مورد وثوق خویش معرفی می‌کند. (تبارنامه حوزه و روحانیت، ص 25)

القابي مانند حجت‌الاسلام و آيت الله و ... سابقه‌اي طولاني ندارند و از حدود صدوپنجاه سال پيش مورد استفاده قرار گرفته است. اين عناوين، عنوان‌هاي رسمي و اعطايي نيستند بلكه بيشتر جنبه عرفي دارند. لكن با همه اين توصيفات، با توجه به معنای امروزی، يك تقسيم‌بندي كلي مي‌توان براي آن‌ها تعيين كرد:

1- ثقه‌الاسلام: به معني«مورد وثوق و اطمينان براي اسلام» است و معمولاً به كساني اطلاق مي‌شود كه به تازگي به كسوت طلبگي درآمده‌اند و معمولاً لباس روحاني هم به تن ندارند. هر چند در سده 4 قمري عنوان ثقه‌الاسلام براي محمد بن يعقوب کليني به کار رفت. (دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج 2، ص 260) محمد بن يعقوب کليني در نزد همه طوائف اسلامي مقبول بود، شيعه و سني به او مراجعه مي‌کردند و روي همين اصل به ثقه‌الاسلام شهرت يافت. او نخستين کسي است که در دوره اسلامي به اين لقب اختصاص يافت. (ريحانه الادب، ج 5، ص 79، کلمه کليني)

2- حجت‌الاسلام به معني «دليل و برهان اسلام»: به كساني كه تازه از مرحله ثقه‌الاسلامي ارتقا پيدا كرده‌اند اطلاق مي‌شود. لکن در سده پنج هجري قمري عنوان «حجه الاسلام» براي امام محمد غزالي به کار رفت. (دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج 4، ص 237)

3- حجت‌الاسلام والمسلمين به معني «دليل و برهان و راهنماي اسلام و مسلمين»: به اكثريت قشر روحاني اطلاق مي‌شود كه مراحل مقدماتي تحصيلات حوزوي را گذرانده‌اند و در سطوح عاليه دروس حوزوي نيز يا مشغول به تحصيلند و يا آن را به اتمام رسانده‌اند ولي به درجه اجتهاد نائل نگرديده‌اند.

4- آيت‌الله: به روحانيوني گفته مي‌شود كه سطوح عالي حوزوي را به اتمام رسانده و در يك يا چند باب فقهي صاحب‌نظر شده‌‌اند و به اصطلاح به درجه اجتهاد رسيده‌اند. اين افراد در فروع دين مجاز به تقليد از مرجع تقليد نيستند و بايد از خودشان تقليد كنند، اما كسي هم نمي‌تواند از آنان تقليد كند. در سده هشت هجري قمري عنوان علامه و آيت‌الله براي حسن بن يوسف حلي به کار رفت که معروف به علامه حلي است.

5- آيت‌الله العظمي: از ميان علمايي كه به درجه اجتهاد مي‌رسند، پس از سال‌ها تحقيق و تدريس، عده‌اي از آنان به پختگي و تبحر علمي و صلاحيت تقوايي ممتازتري دست پيدا مي‌‌كنند و به مقام مرجعيت شيعه مي‌رسند كه در جامعه به عنوان مرجع تقليد شناخته مي‌شوند. از اين افراد با لقب آيت الله العظمي ياد مي‌شود.

اکنون عنوان‌هاي ثقه‌الاسلام و حجه‌الاسلام و آيت‌الله کاربرد گسترده‌اي دارد و هر کدام از اين‌ها نشان دهنده سطح معيني از علم فقه است. تا قرن چهاردهم هجري، فقط علامه حلي را آيت‌الله مي‌ناميدند. در اوايل قرن چهاردهم هجري نخستين بار سيد محمدمهدي بحرالعلوم آيت‌الله خوانده شد. چند دهه پس از آن شيخ مرتضي انصاري و سيد محمدحسن شيرازي آيت‌الله خوانده شدند. مورخان مشروطه، «آيت الله» را بر آخوند ملا کاظم خراساني و ديگران اطلاق کردند. پيش از اين همه مراجع را حجه‌الاسلام مي‌ناميدند. پس از تشکيل حوزه علميه قم توسط شيخ عبدالکريم حائري، شماري از فقهاي بزرگ که در آن گرد آمدند، آيت الله لقب يافتند و به تدريج معدودي از آن‌ها آيت‌الله العظمي ناميده شدند. (دائره المعارف بزرگ اسلامي)

یک کشیش مسیحی به نام سانسون که در زمان شاه سلیمان صفوی برای تبلیغ مسیحیت به ایران می‌آید و به دربار راه می‌یابد، در خاطرات خود که به طور مفصل به جزئیات دربار صفوی و مناصب آن پرداخته، درباره اصطلاح «شیخ الاسلام» می‌نویسد: سومین شخص روحانی ایران، آخوند یا شیخ‌الاسلام نامیده می‌شود و شیخ‌الاسلام به معنای عالم طراز اول یا مرد معمر و محترم قانون محمدی (ص) می‌باشد. «شیخ‌الاسلام» بزرگ‌ترین صاحب منصب امور شرعی و مدنی است. شیخ‌الاسلام مدرس علم حقوق نیز می‌باشد. (سفرنامه سانسون، ص 41)

ادامه دارد...

ارسال نظر
به روز شده در ۱۵:۳۶ :: چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵