کد خبر: ۱۸۰
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۲ - ۱۹:۳۸
مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین دکتر یحیی کبیر (بخش دوم)
از ستاد امر به معروف و نهی از منکر خدمت آقای جوادی آمده بودند که زن‌ها بدحجاب هستند، آقای جوادی فرمود: این‌ها جهان‌بینی‌شان مشکل دارد. در جهان بینی است که حیا ایجاد می‌شود/ آقای مطهری: شصت آیه از سوره بقره جامعه‌شناسی بنی‌اسرائیل است. علامه طباطبایی در المیزان، چهل صفحه در این مورد بحث کرده است/ نظام ولایت‌فقیه اگر جا افتاده بود ما الآن ده تا فقه مانند فقه امام داشتیم. چه خبر است که این قدر طهارت می‌گویید؟ می‌خواهید چه کارکنید؟
آیا حکمت صدرایی پاسخگوی نیازهای امروز ما است؟

برای مقدمه باید گفت، اساس فلسفه متافیزیک از ادیان گرفته شده است، نمی‌خواهم بگویم عین وحی است؛ ولی از متن وحی گرفته شده است. متافیزیک در طول سه-چهار هزار سال گذشته بین تمدن هند و ایران، حکمت خسروانی، تمدن یونان، تمدن روم و دوباره در بازگشت به تمدن اسلام چرخیده است. اگر به این صورت نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که ملاصدرا یک دفعه پیدا نشده است؛ یعنی حکمت، درخت تنومند سه-چهار هزارساله‌ای است که اساسش وحی است. اساس فلسفه هم که یونانی است از وحی است. البته در این میان خرابکاری و ضعف هم دارد.

این فلسفه در ملاصدرا به تکامل رسیده است. وی اول اسفار می‌گوید: تّباً للفلسفه...؛یعنی خاک ‌بر سر فلسفه‌ای که خلاف وحی خاتم باشد. ابتدای شواهد الربوبیه می‌گوید: آنچه من از «ذهنی و کشفی» دارم، تحت تأثیر انبیا و اولیا الهی است. پتانسیل این متافیزیک بالاست. متأسفانه غفلت‌های عجیبی در مبانی جهان بینی و انسان شناسی ملاصدرا، حتی فلسفه مدنی‌اش مثل اخلاق و علم سیاست رخ داده است. بحث ملاصدرا فقط هستی شناسی نیست، از او هشت جلد تفسیر الکبیر باقی مانده است، پنج جلد تفسیر اصول کافی دارد. مفسر زمان مرحوم مجلسی است. این هشتاد و چند اثر ایشان پازلی است که اگر باهم دیده نشوند، فکر می‌کنید ایشان هم مثل افلاطون یک چیزی گفته و رفته است. البته درعین‌حال ملاصدراست، معصوم هم نیست و متأسفانه در زاویه مانده است؛ امام خمینی می‌گوید: الملاصدرا، ما الملاصدرا و ما ادراک ما الملاصدرا.

تقسیم جهان بینی به الهی و مادی، تقسیم درستی است؟

تقسیم جهان‌بینی بیش‌تر بر حسب تقسیم علوم است. علوم یا الهی‌اند، یا انسانی، یا طبیعی. این حصر، قیاسی است و از نظر شهید مطهری بهترین تقسیم است.

به این ترتیب آیا می‌توانیم بگوییم علم فیزیک الهی هم داریم یا خیر؟

بستگی به نگاه شما دارد. آقای جوادی می‌گوید اگر من در این قضایا خدا را دیدم، دیدم که اصل هستی‌ها به او بر می‌گردد و تمام علوم به الله مربوط است، این علوم الهی هستند؛ یعنی جهان‌بینی باید الهی باشد.
پس اول باید شما این علوم را قبول کنید. اگر قبول نکنید، مدل بحث عوض می‌شود. ابتدا باید معرفت‌ها را بر حسب موضوع تقسیم کنید: الهی‌، انسانی و طبیعی. تقسیم فیلسوفان ما، مثل بوعلی در شفا و فارابی در احصاءالعلوم همین است.

تقسیم‌بندی فلاسفه غربی چگونه است؟
آن‌ها از طریق معرفت‌شناسی -اپیستمولوژی- وارد می‌شوند، نه از طریق جهان‌بینی؛ زیرا فلاسفه غرب از دکارت به بعد، ضد فلسفه
فلاسفه غربی از طریق معرفت‌شناسی -اپیستمولوژی- وارد می‌شوند، نه از طریق جهان‌بینی؛ زیرا فلاسفه غرب از دکارت به بعد، ضد فلسفه متافیزیک عمل کردند، به قول خودشان خواستند سنت را بشکنند و درنوردند. نتوانستند و در پایان قرن بیستم دوباره دارند به سنت بازمی گردند.
متافیزیک عمل کردند، به قول خودشان خواستند سنت را بشکنند و درنوردند. نتوانستند و در پایان قرن بیستم دوباره دارند به سنت بازمی گردند.
عنوان جهان‌بینی، نزد فیلسوفان غربی مخفی و گم است. شاهکار شهید مطهری در این است. خدا حفظ کند آقای جوادی را، می‌فرمود فرق ما با آقای مطهری این است که ما خیلی از آن حقایق را بلدیم، ولی وقتی می‌گوییم، از عظمتش کم می‌شود. مرحوم مطهری وقتی می‌گوید، عظیم تر می‌شود. این چه لسانی است؛ پس اول علوم الهی. دوم علوم انسانی، یعنی مدار و موضوع تقسیم روی انسان برود.

چند سال پیش از ستاد کل امر به معروف و نهی از منکر به مؤسسه اسرا، خدمت آقای جوادی آمده بودند، می‌گفتند که زن‌ها بدحجاب هستند. حضرت آقای جوادی فرمود: این‌ها جهان‌بینی‌شان مشکل دارد. کنترل سرجایش خوب است؛ ولی باید حواست باشد، این یک وجب مویی که از سر زن بیرون است، به این دلیل است که جهان‌بینی‌اش خراب است؛ یعنی دانشگاه و دبیرستان خراب است. معلم حواسش نیست. در جهان بینی است که حیا ایجاد می‌شود، الم یعلم بأن الله یری. این حیا، مال جهان‌بینی است. اگر آدم بداند خدا حاضر و ناظر است و ما در محضر خداییم، در محضر خدا معصیت نمی‌کند.

چرا باید در علوم به جهت جهان بینی ها توجه کنیم؟

اگر توجه نداشته باشیم دچار غرب زدگی می شویم. غرب‌زدگی سه ویژگی دارد: اول تحقیر شرق؛ دوم، تحبیب غرب. با فناوری، تبلیغات، ماهواره و رسانه حب فرهنگ غرب را جا می‌اندازند؛ در مرحله سوم انسان تبدیل به کسی می‌شود که به صورت خودکار پیام‌آور غرب می‌شود. این از همه خطرناک تر است. بنی‌صدر ساز است؛ کسی که مارک مذهبی هم دارد ولی عملش سکولار است.

چرا خطرناک است؟

آقای مطهری در اسلام و مقتضیات زمان آورده است که عوام سه گونه اند: علمای عوام، روشنفکران عوام و مردم عادی و عوام. عوام عادی که ضربه‌ای ندارد، قصاب و کشاورز و بقال، آدم‌های بسیار پاکی هستند. سالم‌ترین آدم‌ها، همین‌ها هستند. امام هم می گوید این‌ها بودند که انقلاب کردند؛ اما علما و روشنفکران عوام به ترتیب یکی خطرناک تر از دیگری است.

یعنی اگر جهان‌بینی صحیحی داشته باشیم می‌توانیم خوبی‌ها و بدی‌های غرب را تشخیص دهیم؟

یکی از علت‌های دین زدگی و دین‌گریزی، نداشتن جهان‌بینی صحیح است. شهید مطهری با دست گذاشتن روی جهان‌بینی، قلب انسان را عمل کرده است. اول می‌گوید انسان و ایمان. در جلد دوم جهان‌بینی را می‌کاود. جلد سوم، مربوط به وحی و نبوت است. جلد چهارم، انسان در قرآن، جلد پنجم جامعه و تاریخ در قرآن. همه این کتاب ها مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی است.

نسبت جامعه و تاریخ با جهان بینی چیست که شهید مطهری آن را در مقدمه جهان‌بینی اسلامی آورده است.

آقای مطهری به نقل از علامه طباطبایی می گفت، شصت آیه از سوره بقره (آیات سی و شش تا نود شش) جامعه‌شناسی بنی‌اسرائیل است. علامه طباطبایی در المیزان، چهل صفحه بحث کرده است. این بحث را بیش از دو ترم در دانشگاه تهران درس دادم.

گفتید علوم سه گونه اند و یک نوع از آن علوم انسانی است، تحول در علوم انسانی بر چه پایه و اساسی باید انجام شود.

جهان‌بینی‌های اسلامی (با دید صدرایی، علامه طباطبایی و امام) هرمی است که در رأس آن خدا و قاعدۀ آن انسان است. این هرم در غرب برعکس شده است. اخیراً که خدا را هم کنار زده‌اند

مدتی قبل برنامه ای در شبکۀ چهار داشتیم که دو ساعت طول کشید. صحبت از تحول در علوم انسانی شد. خانمی با چهار نفر از برادران در این بحث شرکت کرده بودند. با چه زحمتی این دوستان را متوجه کردم که جهان‌بینی‌های اسلامی (با دید صدرایی، علامه طباطبایی و امام) هرمی است که در رأس آن خدا و قاعدۀ آن انسان است. این هرم در غرب برعکس شده است. اخیراً که خدا را هم کنار زده‌اند.
در فضای علمی نباید جنجال کرد. یک وقت آدم در نماز جمعه، برای مردم که زبان ساده‌تری دارند حرف می زند، عیبی ندارد؛ ولی یک وقت مخاطب، دانشجویان دکتری هستند. باید با این‌ها صحبت کرد که چرا ما می‌گوییم تحول در علوم انسانی؟ ما که نمی‌خواهیم علوم انسانی را دور بیندازیم. این بحث از فارابی تا مطهری بوده. ما می‌خواهیم بگوییم جهت علوم غربی برعکس است؛ یعنی انسان مدار هستند یا طبیعت مدار. درحالی‌که جهت ما در دین، خدامحور است. اصلاً مشرق زمین این گونه است و اخلاقش با مغرب فرق دارد. اینجا بر محور حق می‌چرخد، بر محور خدا می‌چرخد، بر محور انسان کامل می‌چرخد.

نظام اجتهاد اسلامی را ببینید. آقای مطهری آن قدر مثل اسپند روی آتش سوخت تا بفهماند که اجتهاد اسلامی، یک سیستم است و کسی که خارج از این سیستم است، حق نسخه دادن ندارد. در غرب هم این گونه است؛ کسی که دکترای فیزیک دارد ما در حیطۀ او دخالت نمی‌کنیم. آقای مطهری و بزرگان دیگر ما این قدر زحمت‌کشیده‌اند که این قضیه در حوزه جا بیفتد تا بدانیم دنبال چه هستیم و نتیجه درس ما چه می‌شود. نتیجۀ درس ما باید همان بشود که امام کرد.
سال 61 در منزل مرحوم آیت‌الله معرفت (واقع در چهار مردان)، خارج ولایت فقیه می‌خواندیم. با فرزندانشان مأنوس بودیم. یکی از فرزندان ایشان شاگرد من بود به نام علی، شهید شد. سال 59-60، همان اول جنگ به جبهه رفت و شهید شد. او می‌گفت ما در نجف از حضرت امام سؤال کردیم، گفتیم این همه زحمات برای چیست؟ امام گفت: برای این است که انسان را نجات بدهیم. من که نمی‌خواهم در پستو، زیر لحاف این فقه را بخوانم؛ به این فقه می گویند فقه زیرلحافی. مرحوم آقای فاضل هم می‌گفت با فقه زیرلحافی که نمی‌شود ترافیک را حل کرد، نمی‌شود یارانه را حل کرد، نمی‌شود مسائل مجلس را حل کرد.

آنچه امام می‌گفت هم لازم بود، هم بدیهی. این عین تعبیر امام در بیع است: ولایت الفقیه، بدیهی عقلی بلافرق بین عصر و عصر و نسل و نسل و مصر و مصر. این عین نثر امام است. آقای معرفت می‌گفت بعضی‌ها در نجف دادشان درآمده بود و به من می گفتند: چرا پای درس این سید سیاسی می نشینی؟ شما شاگرد آقای خویی بودی و سی سال نزد ایشان بزرگ شدی. آقای معرفت می‌گوید من به آن‌ها جواب دادم که تازه دارم اسلام را درک می‌کنم. تازه دارم می‌فهمم اصل اسلام چیست. من نمی‌دانستم اسلام چیست. الآن می‌فهمم برای چه باید اسلام‌شناس بشوم. چون می‌خواهم آدم‌ها را نجات بدهم.

مطالب سنگین و تنش زایی است.
هزار جور فلسفه سیاسی، اجتماعی و تعلیمی از سخنان کانت استخراج کرده‌اند. چرا ما نباید روی آثار مطهری چنین کاری بکنیم؟ چرا ما نباید روی آثار شیخ طوسی و ملاصدرا و امام چنین کاری کنیم؟

بله، جان من سر کلاس در می‌آید تا این مطالب را بگویم. بارها به دوستان طلبه گفته‌ام خودتان را درگیر این مباحث نکنید. این مباحث را تحت پوشش فلسفه سیاسی مطرح کنید، بگویید این فلسفه سیاسی، مدنی امام است. این مباحث فقهی است، ولی یک نوع فلسفه است. آنچه امام به دنبال آن است، نظریه سنگینی است. مشکل ما این است که نتوانسته‌ایم این سخنان را با لباس جدیدی ارائه کنیم. هزار جور فلسفه سیاسی، اجتماعی و تعلیمی از سخنان کانت استخراج کرده‌اند. چرا ما نباید روی آثار مطهری چنین کاری بکنیم؟ چرا ما نباید روی آثار شیخ طوسی و ملاصدرا و امام چنین کاری کنیم؟

گفتنِ این‌ها در کلاس‌های فلسفه دین بسیار تشنج برانگیز است؛ اما اگر با دانشجو رفیق بشوید تأثیر می‌گذارید. در دین‌شناسی باید مثل مطهری حرف بزنید تا متقاعد شوند. من هفت سال نزد مطهری درس خواندم و با ایشان محشور بودم. آریان پور (همان کسی که جامعه‌شناسی چپ را نوشته) دشمن‌ترین فرد نسبت به آقای مطهری بود؛ ولی وقتی ساواک آقای مطهری را اذیت کرد، همین آقای آریان پور در دانشگاه تهران، مقاله ای به انگلیسی نوشت و به یونسکو فرستاد. بعضی اشکال کردند که چه می‌کنی؟ بگذار ساواک، آخوندها را از بین ببرد. گفت نه مطهری حکیم است. این خیلی مهم است.


آیت‌الله حسن‌زاده نقل می‌کرد، در تاریخ امام علیِ بلاذری آمده است که روز عاشورا عمرو عاص پیرمرد بود. وقتی یزید و عمر سعد آن جنجال را راه انداختند، عمروعاص گفت حق با علی است. عمروعاص که فاسدترین چهره در جهان اسلام است، می‌گوید حق با علی است. یک نفر سؤال می‌کند چرا این حرف را می زنی؟ عمروعاص می‌گوید: جنگ جمل را ما شروع کردیم و مقصر بودیم، ولی او بخشید. همه چیز را به ما بخشید، ولی ما در روز عاشورا به بچه شش ماهه رحم نکردیم. او می‌گوید حق با حسین است.

ما امام خمینی را نمی‌شناسیم. باید مثل ملاصدرا، صد سال، دویست سال، بگذرد و خیلی تحولات رخ بدهد، بعد بفهمیم این شخصیت که بود و چه گفت
این روش و شیوه است که حرکت می کند، بعدها می‌فهمیم که زبان آن چه بوده است. من به حضرت عباس قسم می‌خورم که امام خمینی را نمی‌شناسیم. باید مثل ملاصدرا، صد سال، دویست سال، بگذرد و خیلی تحولات رخ بدهد، بعد بفهمیم این شخصیت که بود و چه گفت.
اگر آدم با این بچه‌ها رفیق شود؛ یعنی با این‌ها درست رابطه ایجاد کند، -من امتحان کردم- نتیجه مثبت می‌گیرد. یکی از اساتید، در دانشگاه به دو نفر از دخترها گیر داده بود. یکی از آن‌ها، دختر شهید بود. کار به حراست کشید شد. من به او گفتم: صبر کن. اگر من و شما سر کلاس، جامعه‌شناس باشیم، می‌دانیم در این مواقع چه کنیم. باید به او میدان بدهی. ببینی دردش چیست. عقده‌هایش از چیست. اتفاقاً اکثر عقده‌هایش، اقتصادی بود. با کارهای غیرمستقیم بعد از دو ترم، این دختر عوض شد. به آن استاد گفتم اشتباه ما این است. او که از آمریکا نیامده است، صهیونیست نیست. خودت می گویی بچه شهید است. شما حراستی هستی، خیلی باید صبرت زیاد باشد. خیلی از بزرگان و علمای ما همین طوری هستند. این ها من و شما را تربیت کردند. با انعطاف رسیدگی و برخورد کردند.

با این هجمه شبهات، باید به دانشجو حق بدهیم.

طلبه که به دانشگاه می آید باید مجال بدهد، بگذارد دانشجو اشکال کند. بعضی وقت‌ها آقای مطهری یک ربع، ناسزا می‌شنید. آقای دکتر جهانگیری می‌گفت ما بعضی اوقات به ایشان می‌گفتیم بس است دیگر، چقدر تحمل می‌کنید؟ آخرش بر می‌گشت و به آن بچه کمونیست با یک ادبی می‌گفت، فرمایش شما تمام شد؟ بعد هم این بچه را عوض می‌کرد. چون این قدر این شخصیت مؤدب بود. استاد می‌دانست که دارد چه کار می‌کند، ولی شاگرد نمی‌دانست که استاد چه کار می‌کند. این روحیه، با آن فهمش از اسلام و جهان‌بینی معلوم است که به کجا می‌رسد. شهید هم شد، خوش به سعادتش.
تحریم تنباکو سه ماه متن درس خارج میرزای شیرازی شد. چرا امام در نجف با آن خفقان ولایت‌فقیه را مطرح کرد؛ چون می‌دانست این فقه مشکل‌گشاست. به قول حضرت امام، اسلام غنی است، البته به شرطی که کارکنیم.


جهان‌بینی اسلامی، نظام ولایت‌فقیه، فلسفه‌های سیاسی و احکام سلطانیه که امام خمینی ایجاد کرده است، والله جا نیفتاده است، حتی برای طلبه‌ها. اگر جا افتاده بود ما الآن ده تا فقه مانند فقه امام داشتیم. چه خبر است که این قدر طهارت می‌گویید؟ می‌خواهید چه کارکنید؟
تحریم تنباکو سه ماه متن درس خارج میرزای شیرازی شد. چرا امام در نجف با آن خفقان ولایت‌فقیه را مطرح کرد؛ چون می‌دانست این فقه مشکل‌گشاست. به قول حضرت امام، اسلام غنی است، البته به شرطی که کارکنیم. الآن بزرگان حوزه می‌گویند در حوزه باید فقه حکومتی مطرح شود. یادم هست که این نکته را حضرت امام در سال 63 یا 64 گفت و نکردند. اکنون تخصصی‌ها ایجادشده و خوب هم هست؛ ولی کم است.


ادامه دارد...

ارسال نظر
به روز شده در ۲۱:۱۴ :: چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶