علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۲۳۱۴
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۹:۴۱
مصاحبه با آیت الله تحریری (بخش اول)
در قم مقداری لمعه، خدمت آیت‌الله استادی و مرحوم سید ابوالفضل موسوی تبریزی و کتاب قوانین الاصول را خدمت آیت‌الله دوزدوزانی گذراندم / از همان اوایل به علت علاقه به مسایل فلسفی ده سال خدمت آیت الله انصاری شیرازی بودم / حدود 8 سال از سال 52 تا سال 60 در خدمت علامه طباطبایی بودم / مرحوم ابوی مدتی حدیث جنود عقل و جهل را شرح کردند / دو جلد آن مباحث تحت عنوان عروج عقل چاپ شده است

به عنوان اولین سؤال بفرمایید از چه سالی وارد حوزه علمیه شدید؟

حدود سال 48 (14 سالگی )وارد حوزه شدم. مقدمات تا مباحث لمعه را در مدرسه آیت‌الله مجتهدی گذراندم. از ویژگی‌های مدرسه آیت‌الله مجتهدی این بود که دروس عمومی حوزه با درس اخلاق و توسل به ائمهعلیهم‌السلام همراه بود. به دلیل خصیصه خانوادگی ما، که پدرم افتخار نوکری حضرت ولی‌عصر را داشتند و درس اخلاق می‌گفتند و اهل معنا بودند، همچنین تأثیر نفس آیت‌الله مجتهدی، موجب شد تا تحصیلات من با رفتن و شرکت در درس‌های اخلاق بزرگان قرین شود.

خداوند متعال توفیق عنایت کرد که به حوزه علمیه قم بیاییم. در قم به مدرسه حجتیه رفتیم و در درس‌های حوزه شرکت کردیم. قبل از انقلاب، حوزه به صورت کنونی، کلاسیکی نبود و نوعاً درس‌ها آزاد بود. یکی دو مدرسه به صورت کلاسیک تدریس می‌کردند؛ مثل مدرسه حقانی که زیر نظر آقای قدوسی و شهیدبهشتی بود. ما نزد اساتید مختلفی دروس سطح را گذراندیم.

دروس حوزوی را نزد کدام اساتید تلمذ کردید؟

در قم مقداری لمعه، خدمت آیت‌الله استادی و مرحوم سید ابوالفضل موسوی تبریزی و کتاب قوانین الاصول را خدمت آیت‌الله دوزدوزانی گذراندم. مقداری از کتاب معالم الاصول را خدمت آیت‌الله باکویی تلمذ کردیم. رسائل را خدمت اساتید مختلفی بودیم. مقدار زیادی از رسائل را

یک دوره نهایه و مقداری تفسیر را خدمت آیت‌الله مصباح گذراندم
خدمت آیت‌الله موسوی تهرانی (هنوز هم از اساتید مبرز رسائل و مکاسب هستند) و مقداری را خدمت آیت‌الله ذهنی (که صاحب تألیفاتی هستند) خواندیم. مکاسب محرمه را خدمت آیت‌الله صلواتی، بیع و خیارات را خدمت مرحوم آیت‌الله ستوده و کفایتین را از آیت‌الله فاضل و آیت‌الله مظاهری استفاده کردیم.

بعد در درس خارج اصول مرحوم آیت‌الله فاضل لنکرانی یک سال شرکت کردیم و حدود 3 سال درس اصول آیت‌الله سید محمد روحانی و بعد حدود 8-9 سال در درس اصول آیت‌الله العظمی شیخ جواد تبریزی بودیم. درس فقه را هم حدود ده سال خدمت ایشان و حدود 15 سال خدمت آیت‌الله العظمی بهجت گذراندیم.

از همان اوایل که قم آمدیم به خاطر علاقه به مسائل عقلی و فلسفی، حدود ده-پانزده جلسه خدمت آیت‌الله انصاری شیرازی بودم، منظومه ملاهادی سبزواری را، طی دو سال خدمت آیت‌الله محمدی گیلانی و مقداری از اشارات را خدمت آیت‌الله امینی، بخش زیادی از اسفار را خدمت آیت‌الله جوادی آملی و سه جلد اسفار و مقداری از عرفان نظری (از تمهیدالقواعد و فصوص و مصباح الانس) را خدمت علامه حسن‌زاده آملی خواندم. یک دوره نهایه و مقداری تفسیر را در مؤسسه در راه حق، خدمت آیت‌الله مصباح گذراندم.

اساتید اخلاق شما چه کسانی بودند؟

از زمان ورود به قم، با عنایات اهل بیتعلیهم‌السلام خدمت استاد بزرگ اخلاق و تربیت مرحوم آیت‌الله حاج شیخ علی سعادت‌پرور که از شاگردان مبرز علامه طباطبایی بودند، مشرف شدیم. هم‌زمان از طریق ایشان موفق شدیم با علامه طباطبایی مرتبط شویم و در جلسات پنج‌شنبه و جمعه‌‌های مرحوم علامه شرکت کنیم. خدا توفیق داد حدود 8 سال از سال 52 تا سال 60 (سال رحلت علامه طباطبایی) در خدمت ایشان باشیم. هم‌زمان در جلسات خاص استاد سعادت‌پرور نیز شرکت می‌کردیم. از سال 52 تا آخر عمر شریف ایشان (سال 83)، حدود 32 سال در خدمت ایشان بودیم. در آن جلسات بیشتر قرآن و سنت، مسائل عرفانی و اخلاقی مطرح می‌شد؛ هم آداب سیر و سلوک

مرحوم علامه طباطبایی از شاگردان برجسته مرحوم آقای قاضی بودند، که آن روش تربیتیِ مرحوم قاضی را ادامه دادند
را بیان می‌کردند و هم معارف دقیق توحیدی. آیت‌الله سعادت‌پرور نتایج 25سال مجالست با علامه طباطبایی (که بعدها کتاب شد) را در جلسات مطرح می‌کردند. ما در این جلسات هم از جهت علمی و معرفتی بهره می‌بردیم و هم از جهت تذکرات اخلاقی، که در سیر معنوی یک نیروی شارژکننده‌ای بود. اگرچه متأسفانه نتوانستیم از این بزرگواران بهره‌ای ببریم اما ارتباط با این استاد بزرگ (آیت‌الله سعادت‌پرور) خط و ربط خیلی دقیقی را ترسیم می‌کرد که ما از ارتباط با دیگر بزرگان مستغنی بودیم. مرحوم علامه طباطبایی از شاگردان برجسته مرحوم آقای قاضی بودند، که آن روش تربیتیِ مرحوم قاضی را ادامه دادند. عده‌ای را در سطوح مختلف تربیت کردند. مرحوم آیت‌الله سعادت‌پرور از شاگردان موفق علامه طباطبایی بودند که با شاگردان ارتباط چهره به چهره داشت. افراد می‌آمدند حالاتشان را بیان می‌کردند و ایشان دستگیری می‌کرد. مرحوم سعادت‌پرور در تربیت عملی ادامه دهنده روش علامه طباطبایی بودند.

رویکرد مرحوم آیت‌الله سعادت‌پرور -که به تربیت اخلاقی شاگردان می‌پرداختند- نسبت به انقلاب و نظام چه بود و در کل آیا مسائل سیاسی را نیز مطرح می‌کردند؟

ایشان گاهی مسائل اجتماعی و سیاسی را نیز مطرح می‌کردند. با اینکه از اجتماع کنار بودند اما به مسائل سیاسی اشراف داشتند. التزام قوی و عنایت خاصی نسبت به امام خمینی رضوان‌الله تعالی علیه داشتند و از کسانی بودند که به طور کامل و با تمام وجود به انقلاب معتقد

آیت الله سعادت پرور با کسانی که با امام و انقلاب مخالف بودند، ارتباطی نداشتند
بودند و به آن عشق می‌ورزیدند. و با کسانی که با امام و انقلاب مخالف بودند، ارتباطی نداشتند؛ البته بعضی‌ها که ضعفی داشتند ضعف‌ها را ترمیم و اصلاح می‌کردند. ایشان قبل از انقلاب در مسأله نهضت نفت، با آیت‌الله کاشانی مرتبط و از طرفداران مرحوم کاشانی بودند. تحلیل‌های‌شان عمدتا کلی بود؛ چهارچوب‌های اصلی مسائل سیاسی را بیان می‌فرمودند تا خطوط کلی و اصلی به دست‌مان بیاید که در مسائل اجتماعی و سیاسی باید دنبال چه کسی باشیم. به همین خاطر نوع شاگردان ایشان در انقلاب و بعدها در جبهه‌ها فعال بودند. خود ایشان به خاطر سن بالا مستقیم با جبهه ارتباط نداشتند، اما با فعالیت زیربنایی‌شان پشتوانه انقلاب بودند. با مقام معظم رهبری قبل از انقلاب ارتباط داشتند و بعد از انقلاب این ارتباط تا آخر عمر شریف‌شان ادامه داشت. ایشان واقعا یک شخصیت جامعی بود. بینش‌شان، با بینش حضرت امام (ره) کاملا منطبق بود. در میان شاگردان مرحوم علامه طباطبایی (آن مقدار که ما با آن‌ها مرتبط بودیم و می‌شناختیم) ایشان از جهت حمایت، تبیین و تحلیل‌های دقیق، از فعالان مسائل سیاسی بودند. سبک ایشان در ارائه مطالب ما در حوزه و خارج حوزه خیلی اثر داشته است.

تدریس در حوزه را از چه زمانی شروع کردید و بفرمایید الان چه درس‌هایی را تدریس می‌کنید؟

خداوند متعال توفیق داده بود از اوایل طلبگی، تدریس هم داشتیم. در مدرسه آیت‌الله مجتهدی که بودیم، یکی از خصوصیات مدرسه ایشان این بود که از طلاب پایه‌های بالا به طلاب پایه‌های پایین‌تر درس می‌گفتند. در آن‌جا جامع‌المقدمات و سیوطی تدریس می‌کردم. به قم هم که

یک دوره دعای مکارم الاخلاق امام سجادعلیه‌السلام داشتیم که آن هم در حال تدوین است
آمدیم کم و بیش تدریس‌ داشتیم. ابتدا به صورت غیرمنسجم و به تدریج از حدود سال 65 تاکنون، این بحث‌ها به صورت مستمر بوده است؛ رسائل، مقداری از مکاسب، یک دوره کفایه و یک دوره خارج اصول را بحث کردیم. در فقه هم یک دوره بحث اجتهاد و تقلید عروه را بحث کردیم. ولی ذوق ما بیشتر در مسائل فلسفی و تفسیری بود؛ لذا یک دوره بدایه و نهایه و مباحث فلسفیِ اشارات و بعد هم اسفار را شروع کردیم و الآن هم دوره سوم آن را مشغول هستیم. تقریباً 15 سال است که بحث تفسیر داریم. چندسالی است جلسه تفسیر به صورت منظم در ایام درسی حوزه برقرار است. از اول المیزان شروع کردیم، الان هم جلد هشتم المیزان هستیم. این جلسات ضبط می‌شود و تاکنون یک جلد آن تنظیم شده است.

با توفیق خداوند و حسن ظن بعضی از دوستان از حدود سال 66 مباحث اخلاقی را شروع کردیم و این بحث‌ها تاکنون به صورت منظم، شب‌های پنج‌شنبه در محل‌های مختلف ادامه دارد. در مدرسه امام خمینی بحث‌های مختلفی داشتیم؛ یک دوره حدیث اباذر و یک دوره رساله حقوقیة امام سجادعلیه‌السلام را بحث کردیم. این جلسات در دست تنظیم است که به صورت کتاب منتشر خواهد شد. یک دوره دعای مکارم الاخلاق امام سجادعلیه‌السلام داشتیم که آن هم در حال تدوین است.

به صورت پراکنده کارهای تبلیغی هم داشتیم. چند دهه به بعضی روستاها رفتیم. عمده فعالیت‌های تبلیغی‌مان در تهران بوده است. از مسجد مرحوم ابوی، مسجد محمدیه (در خیابان انقلاب، خیابان هلال احمر، خیابان استخر عباسی، به طرف میدان رازی) شروع کردیم. ایشان سی و پنج سال در آن محل بودند و نقش تربیتیِ زیادی در آن‌جا داشتند. 

مرحوم ابوی کشف‌الاسرار امام رضوان‌الله تعالی علیه را در پاکت می‌گذاشتند و به دوستانشان می‌دادند تا مطالعه کنند
 سال 68 ابوی ما از دنیا رفت. ایشان جلسات متعددی داشتند. یک جلسه ثابتی تا آخر داشتند که تهران صبح‌های جمعه در منزلی برگزار می‌شد. ما بعد از ایشان نگذاشتیم که آن جلسه تعطیل شود و دوستان پراکنده شوند؛ چون ایشان خیلی در آن محل زحمت کشیدند و جوانان با استعداد و مؤمنی را جمع کردند. بیشتر سرمایه‌گذاری ایشان روی جوان‌ها بود. ایشان به اندازه خودشان افراد را با جامعیت تربیت می‌کرد. مرحوم ابوی با این‌که کسالت‌های مختلفی داشت (با کسالت از قم به تهران رفتند و تا آخر هم بعضی از این کسالت‌ها با ایشان بود) منتهی دست از هیچ فعالیتی برنمی‌داشت. با جایگاه خاصی که داشت در آن محل مخفیانه کارهای سیاسی می‌کرد؛ کشف‌الاسرار امامرضوان‌الله تعالی علیه را در پاکت می‌گذاشتند و به دوستانشان می‌دادند تا مطالعه کنند. عمده فعالیت‌هایشان را برای مباحث اخلاقی و تربیتی گذراندند. جوان‌های خوبی را تربیت کردند که الان بعضی،‌ استاد دانشگاه هستند؛ مانند آقای دکتر حسن قدسی‌پور که مدتی معاون تحقیقاتی وزیر علومِ وقت (آقای دکتر کبکانیان) بود. دکتر عطائی‌پور از اساتید خوب دانشگاه امیرکبیر است. حاج اصغر حمیدی که مدتی معاون بهزیستی بود و بعد معاون محیط زیست شد، و الآن در دیوان محاسبات است. آقای محسن محمدی یکی از فعالان عرصه فرهنگی‌ است. وی مدتی معاونت پست پیشتاز ایران را بر عهده داشت. به هر حال این‌‌ها و دیگر عزیزانی که از شاگردان قدیمی مرحوم ابوی هستند، الان اداره آن جلسه را به عهده دارند و ما این جلسه‌ را ادامه دادیم.

آیا جلسات ایشان ضبط و تدوین هم شده است؟

این جلسات، یکی دو تا محصول تألیفاتی داشته است. ایشان مدتی دعای امین‌الله را شرح کردند که حقیر آن مباحث را تحت عنوان سیمای مخبتین شرح دعای امین‌الله تنظیم کردم. این کتاب منتشر شده است و مباحث خیلی بلندی دارد. مرحوم ابوی مدتی حدیث جنود عقل و جهل را شرح کردند. البته تا نیمه حدیث که رسیدند رحلت کردند و ما این بحث را ادامه دادیم. ایشان مطابق سبک علامه طباطبایی در تفسیر، حدیث را آیه به آیه و روایت به روایت شرح کردند. دو جلد آن مباحث تحت عنوان عروج عقل چاپ شده که انشاءالله جلد سوم (آخرین جلد) آن در دست تدوین و تنظیم است.

ادامه دارد ...

ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶