کد خبر: ۴۵۴
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ - ۲۰:۰۹
مروری اجمالی بر جریان شناسی اخلاق در مصاحبه با آیت الله تحریری (2)
اصلاح تربیتی سه لایه دارد: بینش ها، حالات نفسانی ، رفتار عملی/ علامه در المیزان تحت عنوان بحث اخلاقی به مبانی دقیق اخلاق اسلامی می‌پردازند که زیربنای یک نظام اخلاقی است/ مهم‌ترین نکتة کتاب آیت الله مصباح این است که ایشان،‌ پایة مسایل اخلاقی را بر ایمان به خدای متعال استوار کرده است/ حرکت به سوی سعادت، مسئلۀ فطری است/ توحیدِ بندگی، همان رابطة خاضعانه با خدا برقرار کردن است/ اگر هر کس از واجبات و محرمات مراقبت کند،‌ فضای تربیت اسلامی شکل می‌گیرد

چه کسانی دست به تدوین نظام‌نامه اخلاق اسلامی زده‌اند؟ گویا شما نیز این دعوت را اجابت کرده‌اید.

نظام اخلاقی مسئله‌ای است که باید از متون دینی استخراج شود. حضرت امام در چهل حدیث به ضرورت نظام‌مند کردن اخلاق اشاره

علامه در المیزان تحت عنوان بحث اخلاقی به مبانی دقیق اخلاق اسلامی می‌پردازند که زیربنای یک نظام اخلاقی است
می‌کنند. مرحوم علامه طباطبایی نیز در المیزان تحت عنوان بحث اخلاقی به مبانی دقیق اخلاق اسلامی می‌پردازند که زیربنای یک نظام اخلاقی است، لکن آیت الله مصباح در کتاب اخلاق در قرآن کلیات و مبادیِ این علم را بررسی کرده‌اند. ایشان مسایل اخلاقی را در چهار ساحت مطرح می‌کنند.

مهم‌ترین نکتة کتاب آیت الله مصباح این است که ایشان،‌ پایة مسایل اخلاقی را بر ایمان به خدای متعال استوار کرده و سپس رابطۀ انسان با خود، با جامعه و با طبیعت را مطرح می کند.

بنده با استفاده از روش ایشان با توجه به نظام‌نامه اخلاقی که در حوزه علمیه خواهران تصویب شد، دو جلد کتاب درسی برای حوزه

مهم‌ترین نکتة کتاب آیت الله مصباح این است که ایشان،‌ پایة مسایل اخلاقی را بر ایمان به خدای متعال استوار کرده است
خواهران تدوین کردم که هم روان‌تر و هم جزئی‌تر است. خلاصه آن مطلب این است که انسان به لحاظ شاکله‌اش در هر رابطه‌ای سه ساحت اخلاقی دارد: جنبه عقلی؛ جنبه عاطفی و جنبه عملی. رابطه با خداوند متعال را در این سه ساحت پخش کرده‌ایم.

غزالی هم در احیاء العلوم از ایمان آغاز می کند؟

بله، او در احیاء العلوم مباحث اخلاق را در چهار قسمت مطرح می‌کند: اول مباحث ایمانی و اعتقادی، دوم آداب، سوم مُنجیات و چهارم مُهلِکات. وی مسائل اسرار الصلوه، اسرار حج و اسرار روزه را در بخش آداب مطرح می‌کند. مرحوم فیض کتاب احیاء العلوم را، تهذیب می‌کند و به نام مهجت البیضاء تدوین می‌کند. یعنی روش همان است اما در قالب روایات اهل بیت علیهم السلام، به این صورت که مباحث اخلاقی را تحت عنوان منجیات می‌آورد و رذایل اخلاقی را تحت عنوان مهلکات، به هر حال این هم روشی در مباحث اخلاق است.

اطلاق جریان اخلاقی به هر یک از روش‌ها صحیح است؟

اشکالی ندارد. در مجموع، جریان یا مشرب‌های اخلاقی سه گونه اند: مشرب حدیثی، مشرب فلسفی و مشرب عرفانی. مشرب حدیثی نیز دو قسمت می‌شود: اول اینکه احادیث را به صورت کتابی مختصر یا مفصل بیاوریم مثل کافی، خصال شیخ صدوق، تحف العقول و بحارالانوار و دوم اینکه آنها را به صورت نظام‌مند و دسته‌بندی شده بیاوریم مثل آثار غزالی و مرحوم فیض کاشانی.

کدامیک از این جریان از نظر دینی نظام‌مند و قابل دفاع هستند؟

هر کدام از این جریان‌ها، به نوعی قابل دفاع هستند، این طور نیست که این جریانها با حوزۀ دین بیگانه باشند. منتها اینکه کدام یک از اینها بیشتر به حوزه دین نزدیک‌تر است، بحث دیگری است. مثلاً روش حدیثی از متن دین گرفته شده است اما نمی‌تواند یک نظام اخلاقی را مطرح کند. روش اخلاق فلسفی به گونه‌ای در جوامع علمی حوزوی حاکم بوده است و هنوز هم رنگ نباخته است.

آسیب شناسی جریان های اخلاقی را چگونه ارزیابی می کنید؟

به طور کلی این مشکل در روش‌های اخلاق هست که به ما راه را نشان نمی‌دهند که شخص برای اصلاح خودش از کجا آغاز کند.

نکته دیگر اینکه آیا هدف ما صرفاً تنظیم صفات و حالات باید باشد و هدف بالاتری را می‌توانیم داشته باشیم؟ اگر ما فقط به این صفات از لحاظ رذیلت و فضیلت توجه کنیم آنگاه هدف صرفاً اصلاح نفس می‌شود و اصلاح نفس هم عمدتاً در نظام دنیایی مفید است و اگر بخواهد کامل باشد باید با توکل و توسل و رابطه با حق تعالی همراه باشد.

اوصاف نفسانی اجمالاً در دیدگاه‌های غیر دینی نیز مطرح می‌شود اما اساس آن‌ها بر تأمین اهداف متعالی و الهی نیست. در این رابطه روایتی هست که می‌فرماید:

مردم سه دسته‌‌اند: «ظالم بنفسه» یعنی کسی که دنبال هوای نفس است؛ «مقتصد» یعنی کسی که دنبال قلبش است تا خودش را اصلاح بکند؛ «سابق بالخیرات» یعنی کسی که دور خدا می‌چرخد تا بداند خدا چیست.

به هر حال اصل در اخلاق دینی ارتباط با خداوند متعال و توجه به خدای متعال است. هنوز حوزه این رنگ و بوی را نگرفته است. محور اخلاق، ارتباط برقرار کردن با خداوند متعال است. مرحوم علامه می‌فرمودند: اخلاق یعنی تقویت کردن توحید.

چه رابطه ای میان روش‌های تربیتی دینی و روش‌های اخلاقی هست؟

روش تربیتی محدودتر از بحث اخلاق است. تربیت نیز با تربیت دینی تفاوت دارد. تربیت دینی مبتنی بر این است که بدانیم هدفِ دین چیست. هدف از آمدنِ دین، صعود به خداست. قوام دین به اعتقادات است، اول باید ایمان درست بشود. البته دین از امور فطری استفاده می‌کند.

اصلاح تربیتی سه لایه دارد: بینش ها، حالات نفسانی ، رفتار عملی
مسئلة بعدی، مسئلة سعادت است. حرکت به سوی سعادت، مسئلۀ فطری است؛ لکن برداشت از سعادت مختلف است؛ پس انسان باید شناخته بشود. آیا انسان اختیار دارد یا نه؟ بعضی از جهات این بحث اعتقادی است و بعضی از جهاتش تربیتی و اخلاقی است. پس دین با توجه به مسائل فطری با تربیت فکری و بینش توحیدی آغاز می‌کند، تربیت بر اساس نحوة زندگی خداگونه.

در مرحلة‌ بعد باید بدانیم رابطه با خدا چیست و چگونه باید این ارتباط را برقرار کنیم؟ این ارتباط چه ضرورتی دارد؟ این یعنی همان جهان‌بینی. به نظر حقیر اسلام اول به مسایل اخلاقی نپرداخته بلکه اول به مسایل عملی پرداخته و تربیت را همراه با طاعت می‌آورد: «اطیعوا الله»

حرکت به سوی سعادت، مسئلۀ فطری است
هدف را بیان می‌کند. توحید بندگی همان رابطة خاضعانه با خدا برقرار کردن است. اطیعوا‌الله و اطیعوا‌الرسول یعنی عمل به واجبات الهی و دوری از محرمات الهی. اگر جهت عملی، درست شود آنگاه ساحت اخلاق شکل می‌گیرد. کسی که نسبت به زبان مواظبت داشته باشد، واقعاً نخواهد با زبان بدگویی کند، غیبت کند یا سرزنش کند، این خودکنترلی نورانیت‌ می‌آورد؛ به این ترتیب اگر هر کس از واجبات و محرمات مراقبت کند،‌ فضای تربیت اسلامی شکل می‌گیرد، روابط اقتصادیِ درستْ شکل می‌گیرد.

توحیدِ بندگی، همان رابطة خاضعانه با خدا برقرار کردن است
اصلاح تربیتی نیز سه لایه دارد: در هسته مرکزی، عقل و بینش‌ها هستند، لایه میانی، حالات نفسانی است. لایه بیرویی که قابل دیدن است، همان رفتار عملی است. تربیت به شکل‌گیری عمل، طبق بینش‌ها توجه دارد این جاست که اصلاح تربیتی آغاز می‌شود. کم‌کم شخص به لایه های درونی و به حالاتش توجه می‌کند. در تربیت، محور اولی مسایل اخلاقی نیست، مسایل عملی محور است. همه این مسائل در ارتباط با خداوند متعال عمق پیدا می‌کنند. ارتباط با خداوند نظیر رفتار کوهنودران است که مقصدشان رسیدن به اوج قله است. آنکه در دامنه کوه گرفتار سختی ها مانده و آنکه با عبور از همه موانع به قله دست یافته هرد دو کوهوردند؛ هردو به حقیقت ارتباط با خداوند متعال دست یافته اند؛ اما هر کدام در مرتبه ای.



ادامه دارد...

ارسال نظر
به روز شده در ۱۰:۳۰ :: پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶