کد خبر: ۴۷۶
تاریخ انتشار: ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۲۰:۰۲
مروری اجمالی بر جریان شناسی اخلاق در مصاحبه با آیت الله تحریری (3)
حلقه‌های عرفانی، با نوعی تربیت معنوی شکل گرفته و سپس عالمانی محصول آن را در علم عرفان نظری بنیان گذاردند/ به نظر ما تا جایی که مکاتب عرفانی مخالفتی با منطق اهل بیت نداشته باشد، راه و روششان مورد تأیید ائمه علیهم السلام است/ عرفان‌های صحیح توحیدی بی‌نیاز از فقه و اعتقادات کلامی نیستند/ دین در مرحله اول برای عملی شدن، به فقه و فروعات دینی نیاز دارد

مکاتب و نحله‌های عرفانی معمولاً چگونه پدید می‌آیند؟

آن مقداری که ما از مکاتب عرفانی اسلامی اطلاع داریم این مکاتب، عمدتاً در پرتو صاحبانِ آن نحله یا مکتب، پدید آمده است، و نوعا عالمانی بودند که تشخیص می‌دادند که به این جنبه دینی باید توجه کرد و به این حقیقت رسیده بودند که این نوع توجه توحیدی، بسیار ضعیف است و باید به سمت رشدِ آن رفت. البته به نظر می‌رسد که این نحله‌های عرفانی، با نوعی تربیت معنوی شکل گرفته و سپس عالمانی محصول آن را در علم عرفان نظری بنیان گذاردند؛ زیرا ائمه (ع) شاگردان متعددی در علوم گوناگون داشتند؛ عده‌ای مشغول تعلیم و تعلم فقه شدند، عده دیگری در مباحث تبلیغی وارد شدند و عده‌ای هم در مباحث کلامی-عرفانی کار کردند، اینها نحله‌ای نداشتند که یک طیف منسجم و نظام تربیتی را تشکیل دهند. شخص در ارتباط با امام یا با غلبه جلوه کردن توجهات توحیدی‌اش، به خداشناسی قلبی دعوت کرده معارف حقیقی را اظهار می‌کرد و از این خداشناسیِ عمومی، ذهنی بی‌رنگ، که تأثیری در نحوه زندگی ایمانی نداشته باشد خارج شده، آن وقت تأثیراتی هم می‌گذاردند. آن‌ها با این نوع توجهات توحیدی و ریاضت‌هایی که نوعاً شرعی است، تأثیری در تربیت افراد داشته و گاهی گروهی را تحت تربیت خود قرار می‌دادند و به نظر ما تا جایی که ولایت ائمه علیهم السلام را داشته و سخنانشان مخالفتی با منطق ایشان نداشته باشد، راه و روششان مورد تأیید ائمه علیهم السلام است.

حلقه‌های عرفانی، با نوعی تربیت معنوی شکل گرفته و سپس عالمانی محصول آن را در علم عرفان نظری بنیان گذاردند

یعنی اینها به جای اینکه عمرشان را فقط در فقه و اصول و کلام متمرکز کنند به دنبال فهم توحید رفتند و عرفان‌های توحیدی را ایجاد کردند؟

البته عرفان‌های صحیح توحیدی بی‌نیاز از فقه و اعتقادات کلامی نیستند؛ لکن گروهی بدون این که به فقه و اصول و کلام تمرکز کنند در مسیر مجاهدات و ریاضات شرعی یا مباحث توحیدی و عرفانی قرار گرفتند و در این راه کتاب‌هایی هم از خودشان به یادگار گذاشتند؛ اگرچه در این قرن‌های اخیر بعضی فقها نیز مسیر عرفانی و تربیت توحیدی را پیش گرفتند؛ مانند مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی و شاگردانش و نیز حضرت امام رضوان الله علیه و مرحوم شاه‌آبادی و بعضی دیگر از بزرگان فقها. اما به هر حال دین در مرحله اول برای عملی شدن، به فقه و فروعات دینی نیاز دارد؛ لذا به این علوم توجهات بیشتری شده است و در فرمایشات ائمه نیز فقه، جلوه‌گریِ بیشتری داشته است، روایات فقهی الی ماشاءالله زیاد است نسبت به روایات اعتقادی و اخلاقی.

به نظر ما تا جایی که مکاتب عرفانی ولایت ائمه علیهم السلام را داشته و سخنانشان مخالفتی با منطق ایشان نداشته باشد، راه و روششان مورد تأیید ائمه علیهم السلام است

تمرکز در توحید در زمان اهل بیت نیز چنین بوده است؟

بله در زمان ائمه هم چنین بوده است و ائمه، مثل امام رضا علیه السلام هم به مباحث ناب توحیدی پرداخته‌اند؛ چنان‌که در روایت مفصل که با اهل ادیان داشتند به عمران صابی فقط معارف بلند توحیدی را می‌فرماید. دین خالی از مجاهده نیست، ما منشاءِ همة‌ اینها را دین می‌دانیم. دین در بسته نیست. فقیهی که در توحید هم وارد می‌شود ظاهراً خیلی بالاتر از فقیه به تنهایی است. عارف، تمرکز در توحید دارد. البته این بستگی به همت شخص هم دارد، ممکن است شخصی هم فقیه و هم عارف باشد و فقیهِ عارف، بالاتر از فقیه یا عارف به تنهایی است.

عرفان‌های صحیح توحیدی بی‌نیاز از فقه و اعتقادات کلامی نیستند

بسیاری از این نحله‌های که درست شده است، اینها فقیه نبودند و فقط عارف بودند؟

آن مقداری که ما اطلاع داریم ایشان فقط مسائل فقهی را می‌دانستند و از آن تبعیت می‌کردند. مجتهد که نبودند عده‌ای هم منتسب بودند به طوایف و مذاهب اهل سنت و مسائل فقهی‌شان را از آنها می‌گرفتند. اینکه آیا می‌توان بدون اهل بیت به عرفان رسید یا نه، بحث دیگری است. به هر حال ما خصوصیاتشان را نمی‌دانیم و اجمالاً می‌دانیم که بر اساس چارچوب‌های خاصی، ریاضت می‌کشیدند و تربیت می‌شدند و به مکاشفات و معارفی رسیدند که معارف عرفانی و شهودی است. غرض این بود که نشان بدهیم که تربیت خاصْ بر چه اساسی شکل گرفته است.

ارسال نظر
به روز شده در ۱۰:۳۰ :: پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶