کد خبر: ۵۶۳
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۷
حجت‌الاسلام و المسلمین حسین گنجی:(2)
ما به مباحث و مسایل فرهنگی رسیدگی نکردیم، ما به رییس جمهور فرهنگی نیازمندیم. ما به دولت فرهنگی و مجلس فرهنگی نیازمندیم/ فرهنگی که حضرت امام گفتند، فرهنگ مقاومتی بود، فرهنگی که مقام معظم رهبری ادامه دادند فرهنگ استکبارستیزی و ظلم ستیزی است. این فرهنگ ما را نگه داشته است، باید این فرهنگ را قوی کنیم/ وحدت، محبوب عقل است. کسی که با وحدت مخالفت می‌کند، خلاف عقل عمل کرده است

از امام خاطره‌­ای دارید؟

آیت الله بهاءالدینی نسبت به امام اعتقاد عجیبی داشت. وقتی امام به دیدن ایشان رفته بود، آیت الله بهاءالدینی به امام گفته بود: شما با چه قدرتی قیام کردید؟ امام فرموده بود که جهان در مشت من است و من در اختیار حق هستم. تفسیر ایشان این بود که من صاحب ولایت هستم و در دل‌‌ها تصرف می‌کنم؛ اما خودم تسلیم حضرت حق هستم.

نظرتان درباره بحث وحدت شیعه و سنی چیست؟

وحدت، محبوب عقل است. کسی که با وحدت مخالفت می‌کند، خلاف عقل عمل کرده است. وحدت فرمان قرآن است. اگر قرآن فرمان وحدت می‌دهد، محور را هم بیان می­‌کند: واعتصموا به حبل الله. حبل الله، امیرالمؤمنین است؛ حبل الله ولایت است، حبل الله متین و حبل الله مستقیم است. اگر بگوییم منظور اسلام است، اسلام با ولایت یا بی­­‌ولایت؟ قرآن یا اسلام نمی‌تواند بی­ولایت باشد؛ چون مدار، ولایت است.

وحدت، محبوب عقل است. کسی که با وحدت مخالفت می‌کند، خلاف عقل عمل کرده است

الآن هم اگر ولایت فقیه نباشد مسیر جامعه بی‌جهت می‌شود. بی ولایت، قرآن می‌خوانند اما به جز خواندن قرآن چیزی عاید مردم نمی‌شود. جواب بسیار واضح و روشن است. وحدت بر محور و مبنای ولایت است. این ولایت است که وحدت را تفسیر می‌کند. ولایت به قرآن جهت می‌دهد، چگونه قرآن بخوانیم، چگونه قرآن تفسیر کنیم و چگونه قرآن باید حاکم باشد. من معتقدم که محور وحدت، ولایت و ائمه هستند. آقای بروجردی منادی وحدت بودند. ایشان جهان اسلام یعنی شیعه و سنی را به وحدت دعوت می‌کرده است. ایشان می‌گفتند شما حدیث ثقلین قبول را دارید، آنها قبول دارند؛ تواتر دارد چه از نگاه شیعه و چه از نگاه اهل سنت. می‌گفتند: شما مرجعیت علمی اهل بیت را قبول کنید. مرجع علمی در بعد عقاید در بعد اخلاق و بعد احکام با چه کسی است؟ حدیث ثقلین می‌گوید: «من تمسکتم بهما لا تضلوا ابداً» ایشان آنها را به وحدت دعوت کرده است. این که ما بیایم حرکتی انجام بدهیم که موجب تشدد شود، موجب استفاده دشمن بشود، صحیح است؟ مثلاً من به زاهدان بروم. علیه آنها حرف بزنم؟ امام من فرمود التقیه دینی و دین اباوهم. تقیه دین من و دین آبا من است. شیعه باید اعتقادات و معارف را بداند. شیعه باید تاریخ سلام را بداند. ولی قرار نیست که آن را فریاد بزنیم. من عمدتاً فضایل اهل بیت عصمت علیهم‌السلام را می‌گویم. اقرار و اعترافاتی که در کتاب‌‌ها آورده­‌اند را بازگو می‌کنم. قرآن منهای ولایت و امامت و الله جواب نمی‌دهد.

وحدت این نیست که که یک طرف سکوت کند و طرف دیگر هرچه خواست انجام بدهد. وحدت حریمی دارد، حریم‌ها باید حفظ شود
آیت الله مکارم شیرازی قبل انقلاب به مهاباد تبعید شده بودند. علماء اهل سنت پیش ایشان می‌آمدند. آیت‌الله مکارم گفته بود درست است ما در مورد امامت با شما بحث داریم. شما یک نظر دارید و ما هم یک نظر داریم، اما آیا در امر به معروف و نهی از منکر بحثی داریم؟ گفتند نه. گفتند این چه شهری است که شما دارید؟ بی‌حجابی و می‌گساری غوغا می‌کرد. کاباره‌ها وجود داشت. یکی از علماء به نمایندگی از بقیه آنها می‌گوید: آقای مکارم می‌دانید فرق ما با شما چیست؟ شما حسین دارید. شما با نامی پرجاذبه و مکتبی پرجاذبه در خانه مردم نفوذ کرده‌اید. اینجا روضه خوانی وجود ندارد. با این نیروی پرجاذبه، تمام مغز‌ها در اختیار شما است. ما چنین جاذبه‌ای نداریم. آخرش به نعمت امامت برگشت.

اگر این ولایت را برداریم دیگر چیزی وجود نخواهد داشت. وحدت معنایش این نیست که که یک طرف سکوت کند و طرف دیگر هرچه خواست انجام بدهد. وحدت حریمی دارد، حریم‌ها باید حفظ شود.

در اسلامی‌سازی جامعه، دولت‌ها سهم ویژه‌ای دارند. شما چه تحلیلی از این مسأله و دولت‌های بعد از انقلاب دارید؟

بهترین دولت آن دولتی است که رأس هرم آن کم‌هوا یا بی‌هوا باشد. این اعتقاد شخصی من است، روحانی و غیر روحانی فرقی نمی­‌کند. البته انسان روحانی، اطلاعاتی دارد که اشتبا‌هاتش را کم می‌کند؛ اما فقط صرف لباس نیست، خاتمی‌ دانشگاهی بود، اشتباهی لباس تنش کرده بودند. یک آیه هم بلد نبود بخواند. یکی دو بار در کل هشت سال ریاست جمهوری، آیه­ای خواند که آن را هم غلط خواند. «من کنت مولاه» را ناجوانمردانه یا به اشتباه البته به نظر من ناجوانمردانه، غلط معنا کرد تا به او رأی بدهند. اگر من گفتم ترجیحاً روحانی باشد منظورم کسی مثل خاتمی نبود. من ایشان را روحانی نمی‌دانم روحانی­‌ یعنی کسی که کارشناس مسائل دینی باشد.

آقا در پایان ریاست جمهوری آقای ‌هاشمی می‌گفت که هیچ کس برای من ‌هاشمی نمی‌شود چرا که هاشمی تا آن موقع بر عهد خودش باقی مانده بود. ولی بعدش خراب کرد؛ زبیر همیشه از ما اهل بیت بود تا زمانی که فرزند نا مبارکش، عبدالله بزرگ شد.
همه مشکلات این نیست که بگوییم ما در بعد اقتصادی چقدر کار کردیم. مگر اسلام فقط اقتصاد است؟ زیربنای اسلام اعتقادات و معارف است، اقتصاد در کنار آن است. اصل در اسلام چیز دیگری است. بعد از مقام معظم رهبری من نمی‌توانم نمره قبولی نه به ‌هاشمی بدهم نه به خاتمی و نه به احمدی نژاد؛ البته احمدی‌نژاد چهار سال اولش خوب بود، نمره می‌دهم. چهار سال اولش بیشتر از ‌هاشمی و خاتمی کار کرد.

همه مشکلات این نیست که بگوییم ما در بعد اقتصادی چقدر کار کردیم. مگر اسلام فقط اقتصاد است؟ زیربنای اسلام اعتقادات و معارف است، اقتصاد در کنار آن است

مرحوم سید‌هاشم رضوی می‌فرمود: امام دو جور یار داشت؛ یک گروه خدایشان غالب بر دنیایشان بود؛ و الذین آمنوا اشد حبا لله؛ و گروه دیگر دنیایشان غالب بر خدایشان است. ایشان مثال می‌زد: آقای خامنه‌ای، خدایش غالب بر دنیایش است. به سخنرانی و حرف‌‌هایشان گوش کنید دائماً می‌گوید با اتکا به خدا، با توجه به خدا. ‌از طرفی آقای ... هم می‌گوید فلان می‌کنیم، چنین و چنان کنیم.

امام در آخرین لحظه‌‌ها، انگشت آقای هاشمی را گرفت و گفت اگر تو با آقای خامنه­‌ای باشی به این مملکت هیچ آسیبی نخواهد رسید. این را خود او گفت. البته اشتباه کرد که این را بیان کرد. من می‌گویم امام چرا به آقای خامنه‌­ای نگفت؟

آقا در پایان ریاست جمهوری آقای ‌هاشمی می‌گفت که هیچ کس برای من ‌هاشمی نمی‌شود چرا که هاشمی تا آن موقع بر عهد خودش باقی مانده بود. ولی بعدش خراب کرد؛ ما زال الزبیر رجلا منا حتی نشأ ابنه المشئوم عبدالله؛ زبیر همیشه از ما اهل بیت بود تا زمانی که فرزند نا مبارکش، عبدالله بزرگ شد.

این چندگانگی عقاید و رفتار، به داستان قدیمی تمدن و تجدد و رهاکردن اصول اسلامی بازنمی‌گردد؟

امام در آخرین لحظه‌‌ها، انگشت آقای هاشمی را گرفت و گفت اگر تو با آقای خامنه­‌ای باشی به این مملکت هیچ آسیبی نخواهد رسید
تجدد زمانی قابل قبول است که اصول ما را زیر سؤال نبرد. ما یک محکمات داریم و یک متشابهات. هیچ کسی محکماتش را به خاطر متشابهات از دست نمی‌دهد. اسلام می‌گوید: لاتنقض الیقین بالشک من وضو. محکمات ما کتاب الله و اهل بیت است که باید حفظ شود. اگر مسائل جدید و نو در تعارض با آنها نباشد، اشکال ندارد. اگر در تعارض قرار گرفت، فالضربوا علی الجدار.

زیرساخت این مشکلات را در چه می‌دانید؟

معضلات و خودباختگی فرهنگی. همه چیز را البته گردن ماهواره انداخته‌اند. درست است که دسترسی به ماهواره خیلی آسان است ولی آیا همه مردم ایران ماهواره دارند که برخی به نام ماهواره تمام می‌کنند؟ همین قم حدود یک و نیم میلیون جمعیت دارد اما مگر چند درصد از مردم قم ماهواره می‌بینند؟ هزار، ده هزار؟ آیا مردمی که ماهواره ندارند، مشکل هم ندارند؟ ما به مباحث و مسایل فرهنگی رسیدگی نکردیم، ما به رییس جمهور فرهنگی نیازمندیم. ما به دولت فرهنگی و مجلس فرهنگی نیازمندیم؛ اگر دولت و مسئولین ما قبل از اینکه اقتصادی باشند، فرهنگی باشند و تفکر فرهنگی داشته باشند، جنبه‌های اقتصادی هم حل می‌شود. اگر مسئولین با رویکرد فرهنگی آمدند مشکلات حل خواهد شد. مسئله اسراف در آب و برق گاز و نان با کار فرهنگی حل می‌شود که متأسفانه ما در این زمینه فعالیت کمی داشتیم. کار فرهنگی زیربنای کارهای اقتصادی است. اگر اصل، فرهنگ قرار بگیرد، و اقتصاد هم تحت‌الشعاع این اصل باشد، جواب خواهد داد.
ما به مباحث و مسایل فرهنگی رسیدگی نکردیم، ما به دولت فرهنگی و مجلس فرهنگی نیازمندیم

ما امروزه با فرهنگ ایستاده‌ایم. فرهنگی که حضرت امام گفتند، فرهنگ مقاومتی بود، فرهنگی که مقام معظم رهبری ادامه دادند فرهنگ استکبارستیزی و ظلم ستیزی است. این فرهنگ ما را نگه داشته است، باید این فرهنگ را قوی کنیم. فرهنگ عاشورا و فرهنگ جامعه کبیره، فرهنگ زیارات. هرچه فرهنگ نماز جمعه‌‌ قوی‌تر بشود اقتصاد هم خود به خود قوی‌تر خواهد شد. حوزه هم نقش بسیار مهمی در این فرهنگ‌سازی دارد.

از شما بسیار سپاسگزاریم که وقت‌تان را در اختیار ما قرار دادید و در این گفتگو شرکت کردید.

ارسال نظر
به روز شده در ۲۱:۱۴ :: چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶