کد خبر: ۵۶۷۲
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۴ - ۱۶:۳۱
حجه الاسلام و المسلمین حسین زاده در گفتگو با رسای اندیشه/ 1
نکتة اساسی که ابتدا می‌خواهم به آن تأکید کنم این است که مهم‌ترین عامل در جریان‌سازی، که در کشور و مکتب ما ارجحیت دارد و به گرایش‌ها جهت می‌دهد، مسأله معرفت‌شناسی و یا معرفت‌شناسی دینی است. اگر فلسفه بخواهد مطرح شود، پایه‌اش معرفت‌شناسی است.

حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین زاده سال 1340 در شهر مقدس قم به دنیا آمد. وی در سال 1353 وارد حوزه علمیه قم شد و بعد از طی دروس مقدماتی به خواندن دروس خارج فقه و اصول مشغول شد و از محضر اساتیدی چون آیه الله شبیری زنجانی بهره برد. آقای حسین زاده دارای مدرک دکترای فقه و اصول، فلسفه و معرفت شناسی است. او عضو هیئت علمی گروه فلسفه و از مدرسان مؤسسه امام خمینی (ره) است.

پژوهشی تطبیقی در معرفت شناسی معاصر، دین شناسی، فلسفة دین، معرفت شناسی، مبانی معرفت دینی از جمله آثار حجت الاسلام حسین زاده است.

با او درباره جریان‌شناسی و مبانی آن به گفتگو نشستیم که حاصل این گفتگو را در دو قسمت می‌خوانید.

رسای اندیشه - آیا معرفت‌شناسی می‌تواند مبنایی برای جریان‌شناسی باشد؟

نکتة اساسی که ابتدا می‌خواهم به آن تأکید کنم این است که مهم‌ترین عامل در جریان‌سازی، که در کشور و مکتب ما ارجحیت دارد و به گرایش‌ها جهت می‌دهد، مسأله معرفت‌شناسی و یا معرفت‌شناسی دینی است. اگر فلسفه بخواهد مطرح شود، پایه‌اش معرفت‌شناسی است. در حالی که قبلاً دانش معرفت‌شناسی به عنوان بخشی از مباحث منطق و فلسفه مطرح می‌شد و در عمل به طور مستقل به آن نمی‌پرداختند. اما اکنون به عنوان دانش مستقل به آن نگاه می‌کنند. حالا که این دانش مستقل شده است، ما به راحتی می‌توانیم بگوییم: ریشه‌ای‌ترین جهت‌گیری‌ها و حتی سخت‌ترین و قابل‌توجه‌ترین شبهاتی که جوانان دارند (در حوزه این دانش است). شما اگر یک نظرسنجی در میان جوانان انجام بدهید می‌بینید که عمدة مشکلاتشان راجع به معرفت‌شناسی و معرفت‌شناسی دینی است. به عبارت دیگر، سؤال این است که آیا ما یک منبع معرفتی داریم که بتواند یک شناخت حقیقی به ما بدهد؟ این منبع در حوزه علوم تجربی و فلسفی چقدر کار آیی دارد؟ اگر کارآیی دارد این همه اختلافات برای چیست؟

ریشه‌ای‌ترین جهت‌گیری‌ها و حتی سخت‌ترین و قابل‌توجه‌ترین شبهاتی که جوانان دارند (در حوزه این دانش است)
شما به جریان اخباری‌گری و جریان مخالف اخباری‌گری که در حوزه ما رایج است نگاه کنید. اگر نگوییم تمام جهات بحث، عمدة آن مربوط به بحث معرفت‌شناسی است. یعنی صحبت بر سر این است که گستره کارآییِ منبعی به نام عقل، در حوزه دین چقدر است؟ (من این مطلب را در کتاب عقلانیت و منابع نوشته‌ام) ایمان‌گروی «ویتگنشتاین» که در حوزه فلسفه دین مطرح می‌شود، خلاصه نظریه او این است که چیزی را نمی‌شود اثبات کرد. این‌ تفکر حتی دلیل و استدلال و عقل را ضد دین و ایمان می‌داند. یعنی تا این حد این‌ها افراطی شدند. این‌ها همه ریشه در مباحث معرفت‌شناسی دارد. یک جهاتی هم در معرفت‌شناسی وجود دارد که ما کمتر به آن توجه کرده‌ایم، مثل سوبژکتیویسم. خود غربی‌ها هم کمتر به طور مستقل به آن پرداخته‌اند. این قضیه مثل خوره‌ای است که تفکر غربی را می‌خورد.

رسای اندیشه - چرا در غرب نیز به این موضوع کمتر توجه شده است؟

معرفت‌شناسی خیلی سخت است و نباید در دست همه قرار بگیرد و کوچه و بازاری شود.
زیرا در واقع بیشتر به محتوا توجه کرده‌اند. نیامدند روی همین مسئله بررسی کنند. اخیراً یکی دو تا پایان‌نامه در این موضوع در غرب نوشته شده است. ولی شناختن وضعیت فلسفه غرب، از عصر دکارت به این طرف، روی همین محور یعنی سوبژکتیویسم می‌چرخد. یعنی به جای این‌که اوبژکتیویست بشوند و به جای این‌که دنبال عین باشند، به دنبال ذهنی‌کردن عین هستند. این یک مشکل بزرگی است که هم غرب گرفتار آن است و هم برخی روشنفکران. یعنی فکر می‌کنند که ما نمی‌توانیم مسائل معرفتی را به طور واقعی حل کنیم و در حوزه دین استدلال، فایده‌ای ندارد. حتی‌ وقتی مُدّرسشان می‌آید اینجا و می‌پرسد این (استدلال) چیست؟ می‌گوییم پایه‌های معرفت‌شناسی است. می‌گوید استدلال عقلی نمی‌تواند و ناتوان است.

از طرفی من شخصاً با فراگیر شدن معرفت‌شناسی موافق نیستم. معرفت‌شناسی خیلی سخت است و نباید در دست همه قرار بگیرد و کوچه و بازاری شود. مسأله علم حضوری، سوبژکتیویست و نسبیت‌گرایی واقعاً سخت است.

رسای اندیشه - به نظر شما این بحث چگونه باید مطرح شود؟

باید برای خواص و طلاب و فضلایی که توان علمی بالایی دارند و در معرض یک شبهه هستند مطرح شود. در جلسه‌ای، آقای بزرگواری به گونه‌ای حرف زد که مشخص بود ایشان به خاطر غفلت از معانی معرفت‌شناسی، یک نسبیت‌گرای به تمام معنا است، ولی خودش متوجه نیست. لذا ما باید یک جهشی در مباحث معرفت‌شناسی و معرفت‌شناسی دینی داشته باشیم و بحث‌ها هم نباید رسانه‌ای شود؛ به این دلیل که طرف مقابل هم گاهی توانایی فهم و درک ندارد. مثلاً اگر یک نفر شبهه‌ای در مورد خدا داشته باشد ممکن است من که کمی فلسفه خوانده‌ام بتوانم یک ساعته مشکل این فرد را حل کنم، اما کسی که شبهه شکاکیت در مسأله معرفت‌شناسی داشته باشد، دیگر من عصای موسایی نیستم که بتوانم مشکلش را حل کنم. حداقل 20،30 ساعت وقت لازم است تا این فرد مشکلش حل شود.

این‌که دین از ما چه درجه از معرفت را خواسته است، این یک مسأله خیلی خطرناک است و خیلی شبهه ایجاد می‌کند.
یک موقعی، یک نفر طلبه پایه 3 آمد و همین شبهه را داشت. من دو ساعت با او صحبت کردم تا فهمیدم مشکلش چیست. وقتی متوجه شدم مشکلش چیست اولویت‌بندی کردم. گفتم مشکل اصلی تو این است و بقیه را بگذار کنار. اگر این مشکل حل شود همه مشکل‌ها که در همه جا رخنه کرده حل می‌شود. از دوستی که دانشجوی دکتری بود درخواست کردم که با این طلبه صحبت کند. ایشان هم لطف کردند و قبول کردند و بعد از 20،30 ساعت توانست این طلبه را مجاب کند. می‌خواهم بگویم بحث‌های معرفت‌شناسی خیلی جدی و سخت و دشوار است و از طرفی ناگزیریم که وارد این مباحث شویم. من الآن کاملاً آمادگی دارم که رشته معرفت‌شناسی را تشکیل دهم ولی تاکنون به دلیل این‌که کتاب‌ها و منابع درسی را می‌نوشتیم صبر کردم. تاکنون دوازده جلد را نوشتم. یکی از جهاتی که مورد اختلاف و بحث می‌باشد این است که عقل در حوزه اعتقادات چقدر کارآیی دارد؟ البته آقایان اخباری به تمام جوانب حرفشان ملتزم نیستند. استدلال‌هایی را آورده‌اند که باید عقل را از اساس کنار بگذاریم در حالی که خودشان این حرف را قبول ندارند چون می‌گویند که عقل فطری را قبول داریم.

رسای اندیشه - اخباری‌ها هم معتدل و افراطی دارند؟ به خاطر این می‌گویم که خودشان یک نظر ندارند.

معمولاً اخباری‌هایی که اکنون مطرح هستند مثل مرحوم استرآبادی و صاحب حدائق خیلی معتدل هستند. این افراد فی‌الجمله نقش عقل را قبول دارند. من این‌ها را در یکی از فصل‌های کتابم نوشته‌ام و در آن یک کار ریشه‌ای کردم. برای پاسخ‌دادن به یک اشکال، یک ماه فکر کردم تا جواب را یافتم. چون جواب دادنش سخت بود. من کتاب «معرفت لازم و کافی در دین» را خیلی خطرناک می‌دیدم. این کتاب در راستای طرح دیگری بود: طرح معرفت‌شناسی دینی؛ این‌که دین از ما چه درجه از معرفت را خواسته است، این یک مسأله خیلی خطرناک است و خیلی شبهه ایجاد می‌کند. حتی من حاضر بودم که این بخش از کتاب را حذف کنم. اما آوردن آن باعث شد آقای مجتبی مصباح یک پایان‌نامه بسیار خوبی بنویسند و نظریه احتمال را مطرح کنند.

عقلانیت یعنی این‌که آیا در حوزه، دستیابی به معرفت برای ما ممکن است یا خیر.
کتاب معرفت لازم و کافی، یکی از پرسش‌های اصلی معرفت‌شناسی دینی را بررسی می‌کند و جواب محکمی نیز آورده شده است. این یکی از شاهکارهای حوزه است. ببینید چقدر ما سرمایه داریم. یک متنی از این کتاب را به آقای دکتر لگنهاوزن نشان دادیم، به قول یک از دوستان، ایشان از تعجب شاخ درآورد. آن مطلب، از کتاب معروف و قطور میرزای قمی است که در 30،40 صفحه آن را مورد بررسی قرار داده است. وقتی من این متن را برای ایشان بردم از اینکه 200 سال پیش یک بزرگی مثل آقای میرزای قمی با این دقت و لطافت مسأله را موشکافی کرده است، تعجب کردند. این مطلب را به آقای مصباح هم گفتم و خیلی خوشحال شدند. حاج آقا این مطلب را دیده بودند ولی نوع نگاهی را که بنده به این مطلب داشتم و می‌توانست جواب این مسأله باشد تحسین کردند؛ در این کتاب به عمده استدلال کسانی که می‌گویند عقل کارآیی ندارد و در حوزه دین ما نمی‌توانیم به یقین برسیم، از کانت گرفته تا کرکگور و ویتگنشتاین و حرف‌های اخباری‌ها در فصل ششم به آن پرداخته شده است. وارد تمام مباحثشان نشدیم بلکه بحث‌های معرفت‌شناسی آن‌ها و استدلال‌هایشان را آوردیم. پنج فصل اول تاریخچه‌ای است که اصلاً بی‌نظیر است و شما مشابهش را پیدا نمی‌کنید. البته این کتاب خیلی مختصر است و چند تا از دوستان باید پایان‌نامه بنویسند و شرح دهند؛ ولی برای اساتید واقعاً کتاب محکمی است. اگر هم کتاب ضعیفی بود ابایی نداشتم و خودم می‌گفتم. این کتاب هم به نام معرفت دینی، عقلانیت و منابع است. عقلانیت یعنی این‌که آیا در حوزه، دستیابی به معرفت برای ما ممکن است یا خیر. این یک سؤال اصلی است. جا داشت که در مورد این بحث سه جلد کتاب بنویسم ولی این‌قدر خسته شدم که طرح را رها کردم. جلد سوم کتاب هم که ادامه همان بحث معرفت دینی است در مورد منابع معرفت دینی یعنی وحی و مکاشفه، الهام، تجربه دینی و فطرت بحث می‌کند.

ادامه دارد...


ارسال نظر
به روز شده در ۱۵:۳۶ :: چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵