کد خبر: ۶۰۷
تاریخ انتشار: ۱۶ تير ۱۳۹۳ - ۱۷:۴۹
مروری اجمالی بر جریان‌شناسی اخلاق در مصاحبه با آیت الله تحریری (5)
در جامعه دینی خصوصاً اسلام، نظامی نداریم که در پرتو نظام سیاسی نباشد.مشروعیت قوانین هم از همین نظام سیاسی اخذ می شود. جامعه امام زمان (ع) برهمین اساس خواهد بود/ کار انبیاء صلوات الله علیهم اجمعین اساسا تربیت است که قرآن کریم از آن به «تزکیه» تعبیر می‌کند/ مسأله تزکیه به زندگی دنیایی انسان گره خورده است/ تربیت در زندگی دنیایی اگر بخواهد دینی باشد باید با جامعه سالم و رهبریت آن جامعه گره بخورد/ چون مسأله تربیت خیلی مهم است لذا فرمودند شخص ارتباط دینی داشته باشد/ خداوند متعال برای جامعه رهبری الهی معرفی کرده که چند وظیفه دارد؛ تبلیغ، تعلیم و تزکیه

روش‌های تربیت دینی در نظام اسلامی چیست؟

ابتدا باید به معنای تربیت توجه کنیم. اینکه مبنای تربیت از نگاه دین برای عموم چه بوده است. آیا تربیت خاص، برای عده­ای، برای رسیدن به مقامات عالیه در حیطۀ دین وجود دارد یا خیر؟ اگر وجود دارد آیا چارچوبی برای این کار در دین در نظر گرفته شده است یا خیر؟ به نظر می‌رسد اساس بحث باید به این صورت مطرح شود و در ادامه به جزییات پرداخته شود.

کار انبیاء صلوات الله علیهم اجمعین اساسا تربیت است که قرآن کریم از آن به «تزکیه» تعبیر می‌کند، تزکیه یعنی اینکه آموزۀ دین در صحنه اعمال دنیایی پیاده بشود و افراد در حیطه جامعه دینی یک زندگانی دینی داشته باشند. تزکیه یعنی زندگی دینی. روشن است که تزکیه امری ماورایی نیست که کاری به زندگی نداشته باشد.

کار انبیاء صلوات الله علیهم اجمعین اساسا تربیت است که قرآن کریم از آن به «تزکیه» تعبیر می‌کند
مسأله تزکیه به زندگی دنیایی انسان گره خورده است. ارتباط با عالم غیب با نحوۀ ساختمان وجودی ما گره خورده است. ما دارای قوای مختلفی هستیم؛ قوای حسی، قوای درونی و تمایلات. این قوای گوناگون و تمایلات انسانی، می­‌بایست شکل الهی بگیرد و بر اساس تعالیم دین رشد کند. تربیت و تزکیه رشد با ضوابط خاصی است که مربی و متربی دارد و عمدتاً امری تدریجی است.

پس تربیت دینی دارای چهارچوب‌های معینی است.

بله، تربیت دینی چارچوب‌هایی دارد، و اساس تربیت دینی بر ایمان به خدای متعال و اعتقاد به رهبریت الهی در جامعۀ انسانی است و اینکه انسان معادی دارد و در این معاد انسان‌ها به نتیجه می‌رسند، تکیه می‌کند. این خلاصۀ اعتقادات است که مؤمن باید در اولین شکل­ گیری زندگی اجتماعی به آن پایبند باشد. آن وقت بر این اساس معتقد می­ شویم که خدای متعال ما را برای آن هدف عالی از خلقت آفریده است. آن هدف عالی در همین زندگی دنیایی با راه و روشی که دین فرموده است تحقق پیدا می‌کند. آن راه و روش هم اصولی دارد که آن اصول عملی است و اعمالی دارد. اعمال نیز ابتدا انجام واجبات و دوم دوری از محرمات است. حیطه واجبات و محرمات وسیع است؛ عبادات، روابط خانوادگی، روابط اجتماعی، روابط اقتصادی و روابط سیاسی. شرع مقدس به جهت کمالش در همۀ این حیطه‌ها وظیفه و تکلیف دارد. تربیت در زندگی دنیایی اگر بخواهد جامع باشد و به صورت تربیت دینی شکل بگیرد، باید با جامعه سالم و رهبریت آن جامعه گره بخورد. وقتی فرد تربیت می‌شود قطعاً جامعه نیز تربیت می‌شود، نباید از این نکته غافل بود. این‌طور نیست که تربیت دینی تنها یک تربیت فردی باشد و به جامعه کاری نداشته باشد. این طور نیست که دین، کاری به احکام جامعه و تربیت جامعه نداشته باشد. جوامع کوچک و بزرگ از افراد گوناگون تشکیل می‌شود.

تربیت در زندگی دنیایی اگر بخواهد دینی باشد باید با جامعه سالم و رهبریت آن جامعه گره بخورد
خدای متعال برای جامعه و فرد یک رهبر الهی معرفی کرده است که وظایف مختلفی دارد. اولین وظیفۀ او، تبلیغ است، بعد تعلیم و تزکیه است: «يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهُم الكتاب و الحكمه»(سوره جمعه/2) این تزکیه اگر بخواهد به طور دقیق تحقق پیدا کند باید ارکان جامعه دینی با رهبریت الهی شکل بگیرد. اینها باید بر اساس همان دیدگاه دین باشد. مؤمنان باید زندگانی دنیایی داشته باشند. این زندگانی دنیایی باید بر اساس استغنا از کفار و به روی پای خود  ایستادن باشد.

بنابراین اینجا احکام گوناگونی مطرح می‌شود. مسأله نظام سیاسی که اول است درست شکل می‌گیرد. رهبریت دینی که شکل گرفت نظام‌های دیگر همچون نظام اقتصادی، نظام خانواده و ... در پرتو آن شکل می‌گیرد.

ارتباط بین جامعۀ معنوی و نظام سیاسی چگونه است؟

در جامعه دینی خصوصاً اسلام، نظامی نداریم که در پرتو نظام سیاسی نباشد. اگر نظام‌های دیگر بخواهند سالم باشند باید زیر بلیط نظام سیاسیِ سالم، شکل بگیرند. مشروعیت قوانینی هم از همین نظام سیاسی اخذ می‌شود. مثلاً اگر رهبر دینی با آن قوانین الهی باشد اصلاً نمی‌گذارد ربا در سیستم اقتصادی و بازار باشد. حالا چقدر از اینها تحقق پیدا کرده است، بحث دیگری است و متأسفانه محقق نشده است.

جامعه دینی امام زمان علیه الصلاه و السلام بر همین اساس خواهد بود. حضرت به اولیات دین توجه دارند که عموم مردم آن اولیات را داشته باشند. رفاه نسبی مردم، هم از جهت اقتصادی و هم از جهت اجتماعی، امنیت‌های مختلف و نظام حقوقی، جزایی که همه اینها در پرتو دستورات دین باید با هم شکل بگیرد؛ لذا ملاحظه می‌کنید که فرمان حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر رضوان الله تعالی علیه، همۀ این امور را در بر می‌گیرد. حضرت، ابتدا فرمانده را معین می‌کند که نظام سیاسی شکل بگیرد و الهی شود. بعد آن اجزا را بیان می‌کنند؛ تجار، فقرا، نظامی‌ها، کسانی که با او سروکار دارند و افراد تشکیل دهندۀ نظام سیاسی، هر کدام چگونه باید باشند. همه اینها با هم دیده شده است. تربیت دینی این‌گونه شکل می‌گیرد.

در مورد مبانی که با عنوان ایمان به خداوند و اعتقاد به معاد از آن یاد کردید، آیا الآن این اشکال بر حوزه به عنوان متولی تربیت دینی جامعه وارد است که بیشتر به ایدئولوژی و بایدها و نبایدها پرداخته تا به آن مبانی و اعتقادات؟  

اینها باید از جهت علمی، بحث بشود. هم مبانی فکری، هم اخلاقی و هم عملی باید درست بررسی شود. اینها در زمان‌های مختلف نوسان داشته و حوزه‌ها به صورت مختلف عمل کردند. به هر حال باید اینها را به طور یکسان مورد بررسی قرار داد. فقه عهده­دار اعمال و رفتار انسان در زندگانی دنیایی است اما ایمان حقیقتی ورای اینهاست.

وقتی ایمان و باورهای دینی در مجامع علمی دینی شکل گرفت باید به جامعه منتقل شود. مقدار زیادی از انتقال این باورهای دینی بستگی به اعمال و رفتار ما دارد.

بحث باید و نبایدها و بحث ایمان و باورها هر کدام چه سهمی را در تربیت دینی ایفا می‌کنند؟

همۀ اینها سهم دارد. البته درصد بینش‌ها بیشتر است که باید به خداباوری و قیامت­باوری بیشتر تأکید شود، زیرا آنها پشتوانه بینش­ها هستند. وقتی شخص وارد اقتصاد می‌شود باید بداند که ان الله هو الرزاق. این باورها باید قوی شود، همچنین باور به قیامت.

پس باورها بر نحوۀ اعمال تأثیرگذار است؟

قطعاً چنین است. قرآن کتاب تربیت است. شما بیانات قرآن را نگاه کنید. هیچ جا یک حکم فقهی جدای از توجه به قیامت و خدا نیامده است. «ان الذین یأکلون اموال الیتامی انما یأکلون فی بطونهم نارا»، ببینید خداوند چقدر سخت وارد می‌شود. چون خوردن مال یتیم مسئلۀ سختی است این‌گونه وارد مسأله قیامت می‌شود. همچنین در مسأله حفظ حیثیت پاک‌دامنی جامعه؛ ان الذین یحبون أن تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم.

چون مسأله تربیت خیلی مهم است لذا فرمودند شخص ارتباط دینی داشته باشد و لو اینکه حاکمیت، حاکمیت طاغوت باشد

یکی از بینش‌های مهم این است که زندگانی دنیا، زندگانی عمل و عکس العمل است. فرمودند اگر دنبال ناموس دیگران باشی، دنبال ناموست خواهند بود؛ اینها باید بیان شود؛ اینها از اجزاء تربیت است. بیان آثار خوب و بد اعمال در زندگانی اجتماعی انسان، از جنبه­های تربیت است. مربی، باید هم انذار داشته باشد، هم تبشیر. به هر حال مسأله تربیت، اجزاء و ارکانی دارد که اگر بخواهیم دیدگاه دین را بررسی بکنیم دارای این جامعیت است. چون مسأله تربیت خیلی مهم است لذا فرمودند شخص ارتباط دینی داشته باشد و لو اینکه حاکمیت، حاکمیت طاغوت باشد. یعنی در زمان حاکمیت طاغوت تربیت اجتماعی و کامل نیست اما خداوند متعال و اولیائش از تربیت دست برنداشتند تا مؤمنین حتی الامکان با هم ارتباط داشته باشند و احوال یکدیگر را بپرسند، از جهت روابط اقتصادی با هم رابطه داشته باشند، حتی الامکان ارتباطشان با حاکمیت در حد معیت فیزیکی باشد. ائمه اطهار علیهم السلام در زمانی که طاغوت حاکم است، به این دلیل که آن تربیت درست شود یک سری حلیت‌هایی را برای شیعیانشان قائل شده ­اند.

ادامه دارد...

ارسال نظر
به روز شده در ۱۰:۳۰ :: پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶