کد خبر: ۶۲۷۸
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۸:۲۸
استاد فلسفه و عرفان در مورد حواشی ایجاد شده پیرامون امام و خط امام گفت: بیت امام وقتی مورد تائید است که در خط امام باشد. خط امام را باید بشناسیم و الا بیت امام موضوعیت ندارد حتی به طور کلی انتساب به معصوم هم موضوعیت ندارد.
باید خط امام را بشناسیم، انتساب به معصوم هم موضوعیت ندارد

رسای اندیشه - مدتی است مقام معظم رهبری، جامعه را متوجه خطر بزرگ نفوذ کرده‌اند و از نفوذ دشمن در مراکز تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز سخن گفته‌اند. با نظر به اهمیت انتخابات پیش‌رو هجوم روانی دشمن برای حمایت از عوامل نفوذی را چگونه باید تحلیل کرد؟

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی‌الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین. از دیدگاه دینی یک امر مسلم است؛ همواره قرآن و تعالیم بلند اهل بیت مخصوصا امیرالمؤمنین علیه‌السلام (مکرر در نهج‌البلاغه) توجه می‌دهند به این‌که شما «دشمن» و «حق خودتان» را بشناسید و بدانید که حق چه لوازمی دارد و دشمن چرا با حق دشمنی دارد و ابعاد دشمنی‌اش چگونه است. دیدگاه حق در مرحله اول نسبت به مسائل بینشی و سپس نسبت به سایر مسائل زندگی، ابعادی دارد. در پرتو مسائل زندگی دیدگاه فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مطرح می‌شود که این‌ها ابعاد زندگی ماست. البته از دیدگاه دین، زندگی حقیقی در پرتو ایمان (با آن عمق ایمان) در همه این ابعاد شکل می‌‎گیرد؛ که از جانب خدای متعال و اهل بیت علیهم‌السلام در یک چارچوب‌هایی ترسیم شده‌اند. محور همه این‌ها این است که مؤمنین و پیروان اهل بیت علیهم‌السلام به تعالیم بلند دینی نگاه بکنند، و دشمن‌شناسی داشته باشند. دشمن به انحاء مختلف وارد می‌شود. در یک مقطع با مقابله ظاهری و رودر‌رو. منتها ممکن است از این راه موفق نشود؛ همان‌طور که ما در صدر اسلام ملاحظه می‌کنیم مشرکین نتوانستند به این صورت وارد بشوند و از طریق ایجاد نفاق در درون امت اسلامی وارد شدند. نفاق نیز ابعاد مختلفی دارد. یک بعدش ارتباط دقیق نفاق با کفر است.

دشمن به انحاء مختلف وارد می‌شود. در یک مقطع با مقابله ظاهری و رودر‌رو
نفاق از جهت ماهیت با کفر یکسان است و همان دیدگاه کفر را دارد که با نقشه و با برنامه وارد می‌شود. ما ملاحظه می‌کنیم منافقین در هر زمانی با نقشه‌های نفاق‌گونه با توجه به شرایط زمان و محیط وارد شده‌اند. متأسفانه در امت اسلامی این رخنه را ایجاد کردند و متأسفانه‌تر این‌که به بهانه‌های مختلف در بین شیعیان و محبین اهل بیت علیهم‌السلام شکاف ایجاد کردند.

پس یک نحو ورود گسترده منافقین بعد از تحقق حاکمیت دینی است. قبل از حاکمیت دینی آن‌ها به نوعی وارد شده‌ و می‌خواستند اساسا حاکمیت دینی رخ ندهد که تا حدی در طول سال‌ها و قرن‌ها موفق شدند. منتهی بعد از حاکمیت دینی می‌بینیم که نقشه‌ها دگرگون می‌شود. قبل از حاکمیت دینی در کشور ایران حاکمان ظالمی بودند که با یک دیدگاه‌هایی آمدند و در همه این‌ موارد دست دشمن مخصوصا انگلیس مخفی بود. (چه مشروطه و چه قبل از مشروطه) این‌ها به نوعی ورود در حاکمیت‌ها داشتند. منتها بعد از حکومت اسلامی ورودشان خیلی نمی‌توانست علنی باشد؛ لذا با توطئه‌های مختلفی در جمهوری اسلامی وارد شدند. ملاحظه می‌کنید که حتی کسانی در کنار امام(ره) قرار گرفتند. البته امام(ره) با آن تیزبینی‌ای که داشت هیچ‌گاه آن‌ها را نپذیرفت. اما به صورت موقت سکوت می‌کرد تا چهره این‌ها روشن بشود. چون مسأله به‌قدری مخفی و سنگین است که امام(ره) قطعا در همان مرحله‌ای که در پاریس است نمی‌توانست بگوید که بنی‌صدر این‌چنین است یا قطب‌زاده آن‌طور است. این‌ها باید بیایند خودشان را نشان بدهند.

پس یک نحو ورود گسترده منافقین بعد از تحقق حاکمیت دینی است
یک‌سری افراد زود خودشان را نشان دادند. اما دشمن قوی است و بازو دارد و منافقین را اجیر می‌کند. دیدیم که منافقین چگونه در زباله‌دان تاریخ افتادند. منتهی دشمن چهره‌های نوبه‌نو تعبیه می‌کند؛ چهره‌هایی که از جهت دینی و گاهی سیاسی موجهند برای دشمن خیلی بهتر است. لذا ما ملاحظه می‌کنیم در این مسیر مسأله جنگ تحمیلی رخ داد و در اواخر جنگ چه مسائلی که ردوبدل شد؛ کسانی که به حسب ظاهر جنگ را به نفع ایران اما در باطن به نفع دشمن تمام کردند و آن جام زهر را به حضرت امام(رض) چشاندند. وقتی آن ناو آمریکایی آمد امام فرمود آن را بزنید، ولی گوش ندادند و آن اتفاق افتاد. این همان روش رهبر بصیر است. امروز هم مقام معظم رهبری همین روش را تأیید و اقدام سپاه را در دستگیری تفنگ‌داران آمریکایی تقدیر کردند. ایشان فرمود کار بسیار خوبی کردند. در همه عرصه‌ها باید این‌طور باشند. این همان دیدگاه اسلام ناب است که علی علیه‌السلام می‌فرمایند مؤمن از یک سوراخ دو مرتبه گزیده نمی‌شود. پشت این کلام کوتاه، یک دریا معنا خوابیده است و در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و.... برای ما مفید و راهگشاست.

رسای اندیشه - متأسفانه برخی مسئولان نسبت به خط مشی ترسیمی آقا کم‌توجهند.

به نظر حقیر باید دیدگاه‌های مقام معظم رهبری و عملکردهایشان را در همه عرصه‌ها الگو قرار بدهیم؛ چون می‌دانیم ایشان قطعا دل‌سوز است، و از یک بصیرت اعلی برخوردار است، بی‌باک است و شجاع. هیچ منفعتی در این جهت ندارد و علتش هم همان اتصال به عالم غیب و بندگی است. در همه سخنرانی‌هایشان نیز این مسأله را گوشزد می‌کنند. تا این مسأله برای مسئولان ما حل نشود، قضیه ریشه‌ای حل نمی‌شود. ایشان در این سخنرانی اخیرشان فرمودند نماینده باید خودش را فدا بکند. نماینده با چه ملاکی می‌تواند خودش را فدا کند؟ باید پشتوانه غیبی و الهی داشته باشد. اگر پشتوانه مادی داشته باشد می‌گوید برای چه خودم را فدا کنم؟ من باید دیگری را برای خودم فدا کنم. اگر پشتوانه غیبی باشد دیگر نگاه نمی‌کند که من چه کاره‌ام؛ می‌گوید این مملکت، مملکت اسلامی و مملکت شیعه است و این باید حفظ شود.

می‌دانیم مقام معظم رهبری قطعا دل‌سوز است، و از یک بصیرت اعلی برخوردار است و بی‌باک است و شجاع.
ما باید همواره نقشه‌های گوناگونی که احتمال می‌دهیم دشمن داشته باشد، رصد بکنیم. ما نباید تنها جنبه دفاعی داشته باشیم؛ جنبه هجومی هم باید داشته باشیم. هجوم دشمن منحصر به حمله نظامی نیست، حمله‌های دیگر هم علیه ما می‌شود. اگر در بعد نظامی بر ما جهاد ابتدایی نیست، اما در حمله‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ما باید طرح‌هایی داشته باشیم که بالای دست دشمن باشد و بتوانیم همه نقشه‌های آنها را بخوانیم و خنثی کنیم. به نظر حقیر مقام معظم رهبری این کار را انجام داده و می‌دهد، منتهی نباید ایشان تنها بماند. در جبهه نظامی ما الان در عرصه دفاعی (قدرت موشکی و...) پیشرفت‌های چشم‌گیری داریم. به نظر بنده دولت‌های ما خیلی در این وادی نیستند که به این توجه کنند و تنها مقام معظم رهبری است که همواره می‌گوید اعدوا لهم ما استطتعتم من قوه. منتها هر کس در هر جا که هست باید ایشان را کمک کند؛ چون ما این شاخصه‌ها را در ایشان دیدیم: بصیرت بالا، تعهد بالا، خداترسی بالا و در پی رضای الهی‌بودن و خود را ندیدن.

رسای اندیشه - منافق کسی است که ظاهرش با ما و باطنش خلاف ماست و فرد نفوذی هم از جهت ظاهر همین‌گونه است. پس این دو قابل جمع‌اند یعنی می‌شود گفت فرد نفوذی، منافق است.

قطعا چنین است. کسی که نفوذ می‌کند از جانب چه کسی نفوذ می‌کند؟ از جانب دشمن مستقیم و دشمن غیرمستقیم.

رسای اندیشه - ممکن است نفوذ آگاهانه باشد یا ناآگاهانه. با توجه به این‌که انتخابات خبرگان هم در پیش است، دشمن چطور می‌تواند در حوزه و روحانیت نفوذ کند؟ بسترهای نفوذ در روحانیت چیست که دشمن از آن طریق بخواهد در مجلس خبرگان هم طمع بکند؟

برای نفوذ، باید در فرد روزنه‌ای وجود داشته باشد تا امکان ورود فراهم شود. منیت، حب جاه و مال، این‌که باشم او نباشد، این‌که من بهترم، عالم‌ترم، باتقواترم و... این‌ها همه روزنه‌های نفوذند. منشا همه این ها هم منیت است که شیطان هم در تمرّد از امر الهی گفت: أنا خیرٌ منه (ص. 76). آنچه ابلیس را با آن مقام و منزلت و جایگاه در حدّ ملائکه، به سقوط کشاند، همین منیت و خودبرتربینی او بود. منیّت، کلید تباهی است.

این‌که امام فرمود اول تهذیب نفس کنید برای بستن همین راه‌های نفوذ است. نفوذ از دو ابزار تهدید و تطمیع استفاده می‌کند تا فرد را در اختیار بگیرد و این دو تیغ در دست دشمن وقتی بهتر می‌برند که لباس تقوای من نامناسب باشد و سست.

البته این کلیت بحث بود، لکن در مصادیق، گاهی فرد به‌جهت ناآگاهی یا سادگی و بی‌بصیرتی، ابزار دست می‌شود برای تحقق هدف عامل نفوذی.

یکی از راه‌های ظریف نفوذ این است که با چند لایه حرف دشمن را با بیانی شکیل و در یک قالب عامه‌پسند و مقدس جلوه می‌دهد.
گاهی راه نفوذ از طریق استفاده سخن‌های خودی‌هاست. مقام معظم رهبری حفظه‌الله برای رشد ما طرح‌های خیلی خوب و جامعی می‌دهند. کرسی‌های آزاداندیشی یکی از آنهاست. یکی از راه‌های نفوذ از همین‌جاست. می‌گویند مگر ایشان نفرمودند کرسی آزاداندیشی؟ خب بیایید در میدان و نظراتمان را بدهیم. یکی از نظراتی که مطرح می‌شود درباره ولایت فقیه است؛ ولایت فقیه مگر معصوم است؟ مگر نقدپذیر نیست؟ خب این حرف به حسب ظاهر آبرومند است اما توجه کنید شبهه ولایت فقیه در چه زمانی دارد مطرح می‌شود؟ این زمان خیلی مهم است.

یکی از راه‌های ظریف نفوذ این است که با چند لایه حرف دشمن را با بیانی شکیل و در یک قالب عامه‌پسند و مقدس جلوه می‌دهد. مگر خوارج نبودند؟ لا حکم الا لله تعبیر خیلی جالبی است. این مخصوص آن زمان نیست. این‌که فرمودند عالم، عارف به زمان باشد، باید موقعیت هر زمانی را بسنجد. الان ببینیم ما در چه موقعیتی هستیم. تاکنون چه چیزی بینی دشمن را به خاک مالیده است؟ این را بسنجیم. آیا منم که این گوشه نشستم یا رهبری است که تصمیم می‌گیرد و حرف می‌زند؟

غرض این است که یکی از راه‌های نفوذ در علما این است که با چند واسطه مطلبی خوراک دشمن می‌شود. البته یکی از مسائلی که ما باید انجام بدهیم روشن‌گریِ کسانی است که سخن می‌گویند و در جامعه تأثیرگذارند. این‌ها را مدام رصد بکنیم و مسائل را بگوییم تا این مشکل ایجاد نشود.

یکی از راه‌های نفوذ در علما این است که با چند واسطه مطلبی خوراک دشمن می‌شود.
این‌ها البته بحثِ نفوذ نیست اما حاشیه‌های نفوذ است که دشمن از خود ما علیه ما حرف می‌زند. چندی قبل در مسائل نظامی کسی گفته بود ما قبلا می‌خواستیم بمب اتم درست بکنیم. این به‌نوعی بهانه دست دشمن دادن است که دشمن روی سر ما بزند و جنجال به پا کند. این نفوذ مستقیم نیست، اما باید راه‌های نفوذ را بست. لااقل آگاهان، فرد را توجیه بکنند و نگذارند این مطالب پخش شود. این کارها را باید انجام داد. نگذاریم اتفاق بیفتد، بعد وقتی صدایش درآمد بخواهیم فیلتر بگذاریم. الان متأسفانه این‌چنین است. این نفوذ در دستگاه اجرایی و در کارهای کلیدی که فرهنگ را نابود می‌کند، هست. همین سایت‌های مستهجن یکی از آن‌هاست. شما ببینید مجوز آزادی این سایت‌ها از طریق چه کسی است. مسئول، خودش موجه است، اما یک کسی را در زیرمجموعه‌اش گذاشته که فکر آمریکایی و انگلیسی دارد. این‌ها نفوذ است. به خاطر همین مقام معظم رهبری روی نفوذ تأکید دارند. ما نفوذ را جدی نمی‌گیریم چون مبانی خودمان را شوخی گرفته‌ایم و نمی‌خواهیم از مبانی‌مان حفظ و حراست کنیم.

در بحث اقتصاد، مقام معظم رهبری فرمودند مواظب باشید کشاورزی ما را لگد نکنند. چند روز پیش آقا تعبیر خیلی قشنگی داشتند. این‌ها اصلا حرفشان این است که ما وابسته بشویم. مسائل هسته‌ای اگر آقا نبود به همین‌جا هم نمی‌رسید. و همین‌طور مسائل دیگر. نفوذ سیاسی گاهی از راه‌های زیبا و فریبنده می‌آید. «بیت امام» عنوان مقدسی است. اما هر بیتی؟ چه کسی گفته؟ این تازه اول کلام است. ما هر کس که به آنجا انتساب دارد را قبول نداریم. بعضی از نوه‌های امام کاملا مخالف انقلاب بودند و هستند.

رسای اندیشه - بله، سیدحسین پسر آقا مصطفی با انقلاب زاویه داشت.

خیلی او را کنترل کردند. اصلا امام راهش نداد. این را باید گفت. او هم بیت امام(ره) است. مقام معظم رهبری برای بیت و آقازاده‌هایش امتیازی قائل شده است؟ نه؛ آن شاخص است. امام نسبت به آسیداحمدآقا چه فرمود؟ آن سفارشات را توجه داشته باشید. این‌ها را باید بگویید تا مردم آگاه بشوند.

رسای اندیشه - بیت امام وقتی مورد تأیید است که...

بله بیت امام وقتی مورد تائید است که در خط امام باشد. خط امام را باید بشناسیم.

رسای اندیشه - یعنی بیت امام موضوعیت ندارد؟

نخیر. بیت امام موضوعیت ندارد حتی به طور کلی انتساب به معصوم هم موضوعیت ندارد. خودشان به بعضی از دوستانشان فرمودند کار بد از همه بد است از تو بدتر است، چون به ما انتساب داری؛ و همین‌طور کار خوب از همه خوب است از تو خوب‌تر است، چون به ما نسبت داری. این‌ها باید روشن بشود و مردم آگاه شوند. این مبانی اعتقادی ماست. چون ما آزاد و انتخاب‌گر آفریده شدیم این یعنی اگر کسی در این بیت هم نبود، می‌تواند به صلاح برسد. این‌طور نیست که اگر منتسب به این بیت نبودیم، مدام حسرت بخوریم که چرا از این بیت نیستیم. اگر کسی در بیتی بود که ظاهرش خوب نیست هم می‌تواند به صلاح برسد. در قرآن نمونه داریم. آسیه با فرعون بود، اما به کجا رسید. این‌ها را باید باید روشن‌گری بکنیم. این‌ها را هم بفهمیم و هم بیان بکنیم و مصادیق و نمونه‌هایش را هم بگوییم.

یک مشکلی که این آقایان ایجاد کردند همین است. امام فرموده: هاشمی زنده است چون نهضت زنده است. گفتند پس این دیگر همیشه هست و تعبیر دیگر امام را نادیده گرفتند که: «میزان حال فعلی افراد است.» امام آن را هم فرموده. این کلام امام اطلاق دارد و همه را شامل می شود.

ادامه دارد...

باید خط امام را بشناسیم، انتساب به معصوم، موضوعیت نداردباید خط امام را بشناسیم، انتساب به معصوم، موضوعیت ندارد
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۱۶ :: شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶