کد خبر: ۶۳۲۱
تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۸:۳۷
آیت الله تحریری شرایط امروز جامعه را شبیه واقعه جمل دانسته و گفت: حضرت علی علیه‌السلام در جنگ جمل خیلی آسیب دید و خیلی از حضرت انرژی گرفت. اولین جنگ بود. کسانی خودشان را هم‌ردیف با علی علیه‌السلام می‌دانستند و چشم طمع داشتند که یک جایگاهی داشته باشند. از مقدسات هم استفاده کردند؛ عایشه را آوردند تا از عنوان ام المؤمنین او سوء استفاده کنند
تحریری

رسای اندیشه - اینکه حضرت امام (ره) از اسلام ناب می گفتند و آقا هم در تبیین آن بارها سخن گفته اند، از باب همین آشنائی با مبانی اعتقادی و التزام و باور قلبی به اصول است تا به راحتی مسیر را گم نکنیم.

ما که مقام معظم رهبری را بالای سرمان می‌گذاریم بخاطر آن پیروی دقیقش از خط امام است. و اگر امام را بالای سر می‌گذاریم و خاک پایش هستیم چون پیرو دقیق ائمه علیهم‌السلام است. اصل آن‌جاست. خود حضرات معصومین هم این شاخص‌ها را به ما دادند؛ و اما من کان من الفقها صائنا لنفسه غالبا لهوی مطیعا لامر مولاه و للعوام ان یقلدوا. در جاهای دیگر هم حضرت این شاخص‌ها را بیان فرمودند. بنابراین باید به این مسائل دقت داشته باشیم که نفوذ مدام رقیق می‌شود. مجلس خبرگان این‌چنین است. خیلی حساس است؛ برای رهبری آینده تصمیم می‌گیرند. برای رهبری آینده باید افراد معتقد به اسلام، معتقد به حاکمیت دینی، معتقد به حاکم بی‌هوایِ دینی باشند و در عمل هم این‌ اعتقاد را نشان بدهند. لذا زدوبندها را نباید داشته باشند.

باید به این مسائل دقت داشته باشیم که نفوذ مدام رقیق می‌شود
خبرگان باید این‌طور باشند و برای خدا خودشان را عرضه کنند. حالا اگر قبول نشدند نشدند. هوی نباید در کار باشد؛ چون کار، کار حساسی است. جایگاه خبرگان خیلی حساس است.

رسای اندیشه - به همان نسبت که فرمودید خبرگان مهم است نفوذ کم در خبرگان هم مهم است. پس نقش شورای نگهبان این‌جا چند برابر است.

قطعا چنین است. مسولیت شورای نگهبان خیلی حساس است و در عمل هم باید حساسیت نشان بدهد. قطعا این فقهائی که مقام معظم رهبری منصوب کرده اند، منفعتی ندارند. این‌ها جز آن‌چه‌را که خدای متعال می‌خواهد دنبال نمی‌کنند؛ آن ها باید افرادی را برای مجلس و خبرگان احراز کنند که انقلاب اسلامی و حاکمیت دینی و محکوم‌شدن و لگدمال‌شدن دشمن را می‌خواهند، نه سازش با دشمن را.

رسای اندیشه - آیا وظیفه شورای نگهبان فقط تایید یا رد اجتهاد کاندیداهای خبرگان است؟

شورای نگهبان خصوصا در بحث خبرگان دو وظیفه دارد. یکی شناخت علمیت فردی که حضور پیدا می‌کند. اما این همه داستان نیست. برخی فکر می‌کنند کاندیدای خبرگان، فقط باید فردی مجتهد باشد در حالی که اگر بعد علمی تأیید شد، تازه داستان مهم‌تر شروع می‌شود؛ این‌که آیا این فرد اهل وابستگی هست؟ آیا به مبانی دینی عمیقا و قلبا معتقد است یا نیست و بعد این‌که خدای ناکرده زمینه نفوذ در او هست یا نیست؟

و تشخیص و احراز این صفت در افراد کار خیلی سختی است. شناسایی این‌ها در این مدت کم؛ اما هر مقدار که بتوانند، این شاخص‌ها را باید احراز بکنند وتا احراز نکنند حق تایید ندارند این جا جای اصل برائت نیست. شاید یکی از دلایلی که دشمن این‌قدر هجمه می‌آورد به شورای نگهبان، همین نگهبانی اوست از ورود به جایی که باید جای اهلان انقلاب باشد.

یکی از دلایلی که دشمن این‌قدر هجمه می‌آورد به شورای نگهبان، همین نگهبانی اوست
در مجلس نیز این‌چنین است. مجلس هم حساس است. شما مجلس ششم را ملاحظه بکنید (مجموعه‌اش، نه تک‌تک افراد) چه آسیب‌هایی را برای مملکت به بار آورد. مردم باید بدانند و نشان داده شود مجلس ششم چه بود و چه آسیب‌هایی داشت. مجموعه کسانی که آن را مدیریت می‌کردند چه افکاری داشتند و چگونه می‌خواستند جام زهر را به مقام معظم رهبری بنوشانند. عده‌ای از همین جمع بودند که بعد ها فتنه 88 را ساختند. همان که آقا فرمودند کودتای رنگین.

رسای اندیشه - همچنان که فرمودید باید فرد به مبانی معتقد باشد به نظر می‌رسد در بحث نفوذ به نسبت عدم اعتقاد فکری یا عدم اعتقاد عملی به مبانی دینی زمینه‌های نفوذ فراهم‌تر است.

قطعا این‌طور است.

رسای اندیشه - خب به طور طبیعی از قشر روحانیت این انتظار کمتر می‌رود که او در مظان این اتهام نفوذ قرار بگیرد اما چه چیزی باعث می‌شود که فرد روحانی می‌لغزد؟

ما همه مورد امتحان قرار می‌گیریم. امتحان ما همان جلوه‌گری‌های دنیاست. دنیا برای هر کسی به نوعی جلوه‌گری می‌کند. من می‌خواهم عنوان دکترا یا عنوان آیت‌الله داشته باشم. خب قطعا برای به دست آوردن آن هر طور شده می‌خواهم سطح چهار حوزه را بگیرم یا این‌که می‌خواهم این آقا اجتهاد مرا تأیید کند. وقتی ارزش وشاخص منیت شد، شاخص اصلی که رضای الهی باشد فراموش می‌شود. البته گاهی نفس هم این‌جا تسویل می‌کند. از تسویل نفس هم نباید غافل بشویم. گاهی فرد می‌گوید من رضای خدا را می‌خواهم اما رضای خدا در این است که من بیایم و باشم.

رسای اندیشه - پس احساس تکلیف می‌کنند؟

بله احساس تکلیف می‌کنند. اینجا باید فرد اول خودش را محک بزند، اگر مبتلای به تسویل بود دیگری را که آگاه است محک بزند. مدام به خود بگوید آیا واقعا تو صلاحیت داری و فلانی بهتر و أولی از تو نیست؟ این‌جاها انسان شناخته می‌شود؛ که واقعا متوجه شود و رها کند. لذا ما همواره نیاز به بررسی و محاسبه داریم. صرف این‌که شخص روحانی است و سی چهل سال درس و بحث دارد کفایت نمی‌کند. باید عملکرد را دید؛ که فرمودند مطیعا لامر مولاه مخالفا لهواه، او باید مخالف هوی باشد؛ آن هم نه یک روز و دو روز، بلکه همیشه، ودر عمل هم نشان دهد. هر کسی در درجه خودش باید احراز بشود. حالا مرجع و رهبر در حد بالا و افراد دیگر هم در حد خودشان.

رسای اندیشه - یعنی هم اجتهاد باید ملکه شده باشد و هم تقوا؟

بله، تقوا؛ یعنی واقعا خداترس باشد. لذا فقها فرمودند اگر دو نفر از جهت علمی مساوی بودند، اورعِ از این دو نفر، مقدم است؛ به هر بهانه ای نظر نمی‌دهد. دقت و تتبع می‌کند. می‌ترسد. اَورعیت اصل است و این در عمل روشن می‌شود. این‌ خیلی مهم است. کسی که گستاخ است و مدام این‌و‌آن را لِه می‌کند. خب این ورع ندارد.

رسای اندیشه - پس صرف اجتهاد برای خبرگان کفایت نمی‌کند؟

نخیر. برای خبرگان باید این مسائل احراز شود که واقعا تقوای دینی دارد؟ آیا بصیرت و بینش سیاسی دارد؟ دشمن شناسی دارد؟ تقوای دینی اگر باشد فرد را به تقوای سیاسی هم می‌کشاند. یعنی زیر بلیط هر کسی نمی‌رود.

رسای اندیشه - آیا از معاشرت افراد می توان فهمید که شخص در باطن چگونه است؟

تقوای دینی اگر باشد فرد را به تقوای سیاسی هم می‌کشاند
بله همینطور است. یک آقایی (حالا اسم نمی‌آورم) از یک جریانی از نظر فکری کمی فاصله گرفت و رفت در طیف دیگر. مدام به او هشدار دادند و الان دیگر دارد با آن طیف می‌گردد. خب این باطنا به آن طرف کشیده شده و آن طرف هم او را می‌گیرند. این در تأیید فرمایش شماست. معاشرت یکی از شاخصه‌هاست؛ این‌که فرد با افراد مهذب و متقی ارتباط دارد یا نه. این مشخص می‌شود که در آن خط است یا خیر. و این هم اجمالا از برخی روایات به دست می‌آید.

رسای اندیشه - این‌طور شاید بهتر بشود باطن افراد را فهمید. بحث صدر اسلام را اشاره فرمودید به ذهنم رسید همچنان که تاریخ تکرار می‌شود نقش‌ها هم تکرار می‌شود و فقط این آدم‌ها هستند که تغییر می‌کنند. اگر بخواهیم شرایط امروز را با وقایع صدر اسلام تشبیه کنیم به نظرتان شبیه کدام اتفاق یا حادثه است؟

شرایط امروز بیشتر شبیه جنگ جمل است؛ چون حضرت علی علیه‌السلام در جنگ جمل خیلی آسیب دید و خیلی از حضرت انرژی گرفت. اولین جنگ بود. کسانی خودشان را هم‌ردیف با علی علیه‌السلام می‌دانستند و چشم طمع داشتند که یک جایگاهی داشته باشند. از مقدسات هم استفاده کردند؛ عایشه را آوردند تا از عنوان ام المؤمنین او سوء استفاده کنند. اگر خوب دقت کنید در جنگ جمل هم نفوذ خیلی عجیبی رخ داد. آنجا معاویه پشت صحنه است. معاویه همین‌که می‌فهمد این‌ها آمدند، کمک می‌کند؛ بدون این‌که خودش را رو کند. معاویه قبل از آن هم، همین‌که فهمید دارند علیه عثمان قیام می‌کنند، کمک کرد. نانجیبِ ملعون در خونریزی و قتل عثمان شرکت داشت، آن‌وقت پیراهن عثمان را به خون‌خواهی از عثمان علیه حضرت علی علیه‌السلام عَلَم کرد.

در جنگ جمل هم نفوذ خیلی عجیبی رخ داد
اگر خوب دقت کنید امروز نیز بهانه‌هائی را علیه رهبری عَلَم می‌کنند؛ اما باید دقت شود چه کسی بانی این نقطه‌‌ضعف ها شده است؟ رهبری این‌ها را درست کرد یا مخلوق عملکرد خودتان بوده است؟ این سیاست دشمن بویژه انگلیس عینا همان سیاست عمروعاصی و معاویه است. نباید از آن غافل باشیم. در هر زمانی این مساله بوده است. زمان حضرت موسی علیه‌السلام یک هامانی کنار فرعون بود و همة نقشه‌ها را او طراحی می‌کرد. فرعون فقط یک ادعایی داشت. نوعاً حاکمان غیر دینی اینچنین بودند. خودشان خیلی زرنگی خاصی نداشتند. کسانی بودند که خباثت را پشتیبانی می‌کردند. اصلا شیطان کارش همین است. شیطان خودش را نشان نمی‌دهد اما به أشکال مختلف می‌آید؛ در دارالندوه به صورت پیرمرد آمد و در ...؛ یک نطفه و فکری را می‌اندازد و مدام از آن استفاده می‌کند. باید دقت داشته باشیم که ما مبتلای به چه زمانی هستیم. چنین زمانی با نقشه‌های خیلی مرموزی که در کار است و[ناخواسته] به دست خود ما و طرفداران انقلاب دارد اجرا می‌شود. وقتی که اوباما رئیس جمهور آمریکا شد عده‌ای به خیال این‌که او به نفع ماست خوشحالی کردند. چقدر سادگی است؛ وقتی دیدند اوباما به کلیسا می‌رود و با مسلمانان دیدار می‌کند، خوشحال شدند و خواستند از این موقعیت استفاده کنند. فقط کمی بصیرت و دشمن شناسی کافی است تا بفهمیم این‌ها هر کدام که می‌آیند لابیِ صهیونیسم‌اند. مگر هر کسی می‌تواند رئیس جمهور آمریکا بشود؟ حالا شما یک لبخند اولیه را دیدید فریب خوردید؟ این بصارت خیلی باید عمیق باشد.

رسای اندیشه - مقام معظم رهبری از طرفی راهبرد را نشان می‌دهند و مدام شیطان بزرگ‌بودنِ آمریکا را پررنگ می‌کنند تا فراموش نشود ولی متأُسفانه در کشور عده‌ای دارند چهره مهربانی از آمریکا به تصویر می‌کشند.

عرض کردم. ما باید هر یک از سخنان امام و رهبری را بشکافیم و کاربردی‌اش کنیم و الگو بگیریم. رهبری هم به مسائل احاطه دارند و هم دلسوز هستند. مدام می‌گویند و به ما هشدار می‌دهند. هم هشدار می‌دهند هم رهنمود می‌کنند. خیلی باید روی سخنان ایشان کار شود.

رسای اندیشه - متاسفانه برخی مسئولین نه به هشدار ایشان توجه می‌کنند نه به رهنمودشان.

به هر حال این باید در رسانه ها انجام گیرد. هم هشدارها با مصادیقش و هم رهنمودها با مصادیقش را باید مدام شاخص و پررنگ کنید. همین مسأله تمجید از عملکرد سپاه در بازداشت تفنگداران آمریکائی و آثار آن یکی از آن‌هاست؛ که سپاه با پشتوانه رهبری این کارها را انجام می‌دهد. این مساله را باید دائما به عنوان یک شاخص مطرح کرد.

رسای اندیشه - شاید به همین علت است که دشمن بنایش را گذاشته است بر فتح ولایت فقیه. شنیدم که برخی مسئولین آمریکایی گفته‌اند با رئیس جمهورها (چه مخالف ما و چه موافق) ما در ایران به جایی نمی‌رسیم ما باید سکوی اصلی را فتح بکنیم.

استاد ما (آیت‌الله سعادت پرور) خدا رحمتش کند ایشان همان موقع که مسأله ولی فقیه تصویب شد، فرمود الان که مسأله ولی فقیه امضا شد آمریکا هم می‌آید در خط ولی فقیه!

رسای اندیشه - اتفاقا استاد کبیر هم می‌گفت یکی از هم دوره‌ای‌های ما را بردند یکی از کشورهای خارجی تا ولایت فقیه را برای آن‌ها توضیح بدهد و در آنجا استاد دانشگاه شد.

بله این به خاطر اینست که ولی فقیه درست کنند. ایشان [آیت‌الله سعادت پرور] همین مطلب را می‌فرمود. تا این حد را، ایشان خوانده بود. یعنی به شکلی برنامه ریزی میکنند تا با کمک نفوذی ها یک ولی فقیه مناسبِ آنها ساخته شود. این بصارت و فهم عمیق استاد ما آیت الله پهلوانی( سعادت پرور) رحمت الله علیه بود.

ادامه دارد....

شرایط امروز شبیه واقعه جمل است /2شرایط امروز شبیه واقعه جمل است /2
ارسال نظر
به روز شده در ۱۸:۱۰ :: دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵
دفتر مقام معظم رهبری:

طلیعه پیروزی + صوت