کد خبر: ۶۳۵
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۳۹۳ - ۱۷:۳۲
مروری اجمالی بر جریان‌شناسی اخلاق در مصاحبه با آیت الله تحریری (6)
اساس تربیت دینی تربیت در همه ابعاد مختلف فعالیت های زندگی است/ کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند یک مقداری شجاعت پیدا می کند/ تربیت سه مرحله دارد. مرحلۀ اول و دوم همگانی است. اما مرحله سوم که تربیت توحیدی است به استاد نیاز دارد/ معنویت از نگاه دین توجه به عالم غیب است یعنی می خواهم زندگیم را در پرتو خدا و اولیاء خدا شکل بگیرد/ دین می خواهد اولین پایه تربیت انسان با تربیت معنوی و دینی شکل بگیرد/ اینکه خدا رب است یعنی می خواهد ربوبیت را مشاهده کند می خواهد کمالات الهی را مشاهده کند
در عرصۀ تربیت فردی چه برنامه­ای داریم؟

اساس تربیت دینی بعد از جامعیت، تربیت فردی -آن هم در ابعاد مختلف فعالیت‌های زندگی- است و این تربیت در مرحله اول بر اساس تبعیت از قوانین لازمه و دوری از محرمات پایه‌ریزی می‌شود. این اولین مرحله تربیت دینی است که اساسش آن جامعیت (در بینش­ها و اعتقادات)، است. 

در همین راستا دین برای کسانی که بخواهند ارتباطشان را با عالم غیب از سطح نظم دادن فعالیت‌هایشان بر اساس انجام واجبات و ترک محرمات فراتر ببرند، دستورات مختلفی از مسائل اخلاقی و مستحبات دستوراتی دارد که اینها اختیاری است. این مسئله در زمان نبی اکرم صلوات الله علیه و آله بود و تاکنون نیز ادامه دارد. ولی در این راستا گاهی التزام به مسائل اخلاقی مشکل‌تر است تا به مسائل مستحب. فرد گاهی حاضر است 50 رکعت نماز مستحبی بخواند اما انفاق نکند و یا جلوی غضبش را نگیرد؛ لذا اینجا آن مراحل تربیت پیش می‌آید که سخت و آسان می‌شود.



مرحله دوم تربیت التزام به نوافل است. نوافل هم گسترده است. طبق این بیان هم مستحبات و هم مسائل اخلاقی را شامل می‌شود. البته در جلسه گذشته عرض کردیم که اگر کسی واقعاً آن مرحله اول را طی کند به نوعی به مسائل اخلاقی هم پرداخته است. چون صفات نفسانی انسان یک ارتباطی با اعمال و رفتار دارد. هر کدام از احکام پشتوانه­های اخلاقی دارد. کسی که انفاق مستحب یا واجب می‌کند مقداری از بخلش کم می‌شود. کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند یک مقداری شجاعت پیدا می‌کند.

اساس تربیت دینی تربیت در همه ابعاد مختلف فعالیت های زندگی است

به مرور صفات مذموم به صفات حسنه تبدیل می‌شود. نظام تربیتی ما چنین است که بعد از اصلاح بینش‌ها و بعد از اینکه شخص معلوماتی را از دین یاد گرفت و از جهات عملی با چارچوب‌هایی که فرمودند به کار بست، کم کم صفات نفسانی شکل می‌گیرد. البته باید یک مطالعه و آگاهی راجع به صفات نفسانی هم داشته باشد.

آیا سیر در این مسیر، بدون استاد ممکن است؟

 چون هنوز وارد تربیت خاص نشده ایم در این‌گونه موارد معمولاً استاد خاصی لازم نیست، بلکه معلم لازم دارد که مطالب را به طور صحیح بیان کند.

تربیت سه مرحله دارد. مرحلۀ اول و دوم همگانی است. اما مرحله سوم که تربیت توحیدی است به استاد نیاز دارد به این معنا که این شخص با تربیت نوع سوم می‌خواهد رابطه­های عمیق‌تر توحیدی و معنوی پیدا کند. رابطه معنوی و توحیدی به نوعی با هم مرتبط است؛ وقتی می‌گوییم معنوی، شامل صفات عالیه نفسانی می‌شود، مثل وادی توکل، رضا و تسلیم. اینها مسائل معنوی است که حقیقت آن با مسائل توحیدی-شهودی حاصل می‌شود.

تربیت سه مرحله دارد. مرحلۀ اول و دوم همگانی است. اما مرحله سوم که تربیت توحیدی است به استاد نیاز دارد
البته مسأله معنویت، واژۀ وسیعی است که هم در مرحله اول و هم در مرحله دوم وجود دارد، ولی اینها مراتب دارد. به نظر می‌رسد معنویت مانند تربیت، واژۀ وسیعی است. متأسفانه امروز واژه معنویت لوث شده است. معنویت دینی یعنی ارتباط با عالم غیب که در مقابل مادی‌گری قرار می‌گیرد. مادی‌گری فقط توجه به عالم ماده است ولی معنویت از نگاه دین یعنی توجه داشتن به عالم غیب. به این معنا که من می‌خواهم زندگی‌ام را در پرتو با خدا و اولیاء خدا شکل بگیرد.

دین می‌خواهد اولین پایۀ تربیت انسان، با تربیت معنوی و دینی شکل بگیرد و اینکه به مسائل اخلاقی نیز توجه کند. به عنوان مثال در روابط زن و مرد چه نوع مسائل اخلاقی مطرح است؟ اینها توجه و آگاهی‌های بیشتری لازم دارد. در مرحله اول و دوم به استاد -به معنای کسی که راه را دقیقاً و جزء به جزء نشان دهد- نیازی نیست، بلکه معلم نیاز داریم که این مسائل را درست به ما بیاموزد و ما هم آنها را به کار ببندیم. اما شخص در مرحله سوم که تربیت توحیدی، معنوی است نیاز به استاد دارد.

کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند یک مقداری شجاعت پیدا می کند

چون برای شخص یک حالات خاصی پیدا می‌شود که نیاز به راهنمایی و کنترل دارد وگرنه آسیب‌ها و توقف‌هایی برایش پیش می‌آید. استاد باید خود پخته باشد و استعدادیابی کند و نگذارد متربی توقف کند. استاد باید متوجه آسیب‌ها نیز باشد و اگر احساس کرد متربی چنین آسیب‌هایی دارد به او گوشزد کند، تا در مسیر تکامل حرکت کند.

تفاوت این مرحله با دو مرحله قبل در چیست؟

به تعبیر دیگر اینجا حرکت دو گونه است: حرکت کمی و کیفی. دو مرحله قبل عمدتاً حرکت کمی است. بُعد کیفی هم وجود دارد و به حالات و کمالات نیز توجه می‌شود. ولی محور در انجام وظایف، کمّی است. اما در مرحله سوم به هر دو حرکت کمی و کیفی توجه می‌شود و گاهی حرکت کیفی قوی‌تر است. البته حرکت کیفی بدون حرکت کمی یعنی انجام واجبات و دوری از محرمات و توجه به مسائل اخلاقی و مستحبات امکان پذیر نیست، اما اهتمام به حرکت کیفی است تا شخص روابط روحی‌اش با عالم غیب تنظیم شود.

دین می خواهد اولین پایه تربیت انسان با تربیت معنوی و دینی شکل بگیرد

به این تربیت، تربیت معنویِ توحیدی می‌گویند. شخص می‌خواهد بینش‌های توحیدی‌اش که در مبانی گفته شد آشکار و مُشاهَد شود. اینکه خدا رب است، می‌خواهد ربوبیت را مشاهده کند، می‌خواهد کمالات الهی را مشاهده کند. اینجا دیگر توجه و همت خاصی لازم است و مسائل خاص خودش را می‌طلبد.بله، این‌گونه نیست که شخص بخواهد کتابی را الگوی خود قرار دهد. اگر هم کتاب هست باید با یک راهنما همراه باشد. متأسفانه امروز این‌گونه نیست و همه چیز با هم خلط شده است.


ادامه دارد...

ارسال نظر
به روز شده در ۱۰:۳۰ :: پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶