کد خبر: ۶۴۰۱
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۹:۰۷
گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین دکتر سلیمانی
از ویژگی‌های اعتزالیان تسامح با مخالفان و دست برداشتن از آرمان‌ها است. جریان اعتزال کاتالیزور و شتاب‌دهنده نفوذ است

جریان اعتزال کاتالیزور و شتاب‌دهنده نفوذ است

در روزگار ما اتفاقاتی در فضای سیاسی اجتماعی می‌افتد که ذهن را به سمت وقایع تاریخی می‌برد. انگار تاریخ تکرار می‌شود. آقای دکتر با توجه به سابقه تدریس و تالیفات تاریخی حضرت عالی، بفرمائید چقدر وقایع امروز را قابل تطبیق با دیروز می دانید؟

وقتی می‌خواستم وارد رشته تاریخ شوم، سؤالی داشتم که این رشته چه فایده‌ای دارد؟ هرچه زمان گذشت این سؤال برایم پررنگ‌تر شد تا اینکه دوران اصلاحات فرارسید. آقای خاتمی روی کار آمد و برخی از شخصیت‌ها و چهره‌ها و رجال مملکت یک سری مطالب و شعارهایی را مطرح کردند که با آرمان‌ها و سیره‌ای که امام و شهدا داشتند متفاوت بود. آن زمان داشتم کتابی می‌نوشتم در زمینه هدف نهضت سیدالشهدا علیه‌السلام. 

جاهلیت قبل از بعثت رسول خدا بعد از بعثتش بازگشت و ظاهرا در انقلاب ما دارد این حرکت به سمت جاهلیت عصر پهلوی و جاهلیت مدرن آغاز می‌شود
وقتی این صحبت‌ها را دیدم یک‌دفعه خداوند در ذهنم این بارقه را ایجاد کرد که جاهلیت قبل از بعثت رسول خدا بعد از بعثتش بازگشت و ظاهرا در انقلاب ما دارد این حرکت به سمت جاهلیت عصر پهلوی و جاهلیت مدرن آغاز می‌شود. لذا کتابی نوشتم تحت عنوان امام حسین علیه‌السلام و جاهلیت نو. یکی-دو هفته بعدازاینکه این کار را شروع کردم، رهبر معظم انقلاب اسلامی در نماز جمعه تهران صحبت فرمودند که جاهلیت قبل از بعثت رسول خدا، بعد از بعثت برگشت. ایشان بعدها بحث لغزش خواص را مطرح کردند که علت انحراف صدر اسلام این پدیده بوده است و به تأسی از آن، کتاب آزمون خواص در حکومت اسلامی را نوشتم. همچنین کتاب ریزش خواص در حکومت امیرمومنان علیه‌السلام الآن زیر چاپ است و روزنامه کیهان روزهای زوج مطالب آن را منتشر می‌کند. آنگاه‌که مشکلات حکومت خودمان را می‌دیدیم احساس می‌کردیم به مشکلات حکومت امیرمومنان علیه‌السلام خیلی شبیه است، کتابی هم تحت عنوان عدالت در گرداب نوشتم که در آن کتاب مشکلات حکومت امیرمومنان علیه‌السلام بررسی شد.

به‌هرحال شباهت‌هایی بین زمان ما و صدر اسلام وجود دارد. چگونه می‌توان از آن عبرت گرفت. مخصوصاً اکنون‌که انتخابات پیش روی ماست.

1. شباهت‌های امروز و صدر اسلام

مهم‌ترین شباهت در نوع حکومت است. دوران ما دوران ولایت رهبر معظم انقلاب، بسیار شبیه دوران ولایت امیرمومنان علیه‌السلام است. چون هر دو بعد از یک انقلاب ارزشی آسمانی توسط یک رهبر الهی با محوریت و الگوگیری از قرآن کریم صورت گرفت. هردو علیه طاغوت ستمگر بوده است. هر دو حکومت طاغوت را از بین بردند و به دنبال آن جنگ‌هایی به وجود آمد. بعدازاینکه رسول خدا از دار دنیا رفتند، حکومت اسلامی تثبیت شده بود و امامت واقعی به دست امیرمومنان علیه‌السلام بود. بعد از حضرت امام هم حکومت ولایی درست شد که این حکومت ولایی، ولایتش به دست مقام معظم رهبری است.

2. ویژگی‌های امروز و صدر اسلام

عمار در دل جنگ صفین می‌فرمود: ای لشگر معاویه ما روزی بر سر نزول قرآن کریم با شما می‌جنگیدیم، حالا بر سر بد معنا کردن و تأویل ناروای معارف اسلامی با شما می‌جنگیم
عمار در دل جنگ صفین می‌فرمود: «نحن ضربناکم عَلَی تنزیله ثُمَّ ضربناکم عَلَی تأویله». ای لشگر معاویه ما روزی بر سر نزول قرآن کریم با شما می‌جنگیدیم، حالا بر سر بد معنا کردن و تأویل ناروای معارف اسلامی با شما می‌جنگیم. معلوم می‌شود در صدر اسلام یک عصر تنزیلی داشتیم که عصر رسول خدا بود و عصر تأویلی داشتیم که عصر امیرمومنان علیه‌السلام بود. لذا می‌گوییم «و یقاتل علی التاویل»، امیرمومنان علیه‌السلام را بر سر تأویل قرآن کریم کشتند. چون بعضی می‌خواستند معارف و معانی قران کریم را بد معنی کنند و اسلام را منحرف کنند. امیرمومنان ایستاد و به شهادت رسید.

ویژگی‌های عصر تنزیل

1. عصر تنزیل (که عصر رسول خدا و عصر حضرت امام است) عصر نزول معارف یک انقلاب حق یا انقلاب دینی و توحیدی است. هر دو معتقد بودند که باید حکم خدا در جامعه اجرا شود.

2. مخالفان حکومت و رهبر دینی، کفرشان، کفر عریان است. در عصر تنزیل یک مسلمان داریم و یک کافر. منافق کم پیدا می‌شود. چون زمینه نفاق فراهم نیست. نفاق جایی ایجاد می‌شود که منافق احساس کند اگر کفر باطنی‌اش را پنهان کند، منافعش بیشتر است.

ویژگی‌های عصر تأویل

1. عصر تأویل، عصر ریزش خواص است. در عصر تأویل رفاه به سراغ امت آمد. دوران انقلاب علیه ابوسفیان در مکه و در دوران انقلاب علیه پهلوی، زندان رفتن و شکنجه دیدن تمام شد. رسول خدا به اصحابش فرمود: «لأنا من فتنه السّرّاء أخوف علیکم من فتنة الضّرّاء». من از آزمایش شدن به راحتی‌ها بیشتر از آزمایش شدن شما به سختی‌ها می‌ترسم.

2. عصر تأویل عصر ارزش‌هاست.

3. عصر تأویل، روزگار بد معنا کردن معارف دین است. خواص و مؤمنین که در گذشته می‌دانستند

میل به باطل آرام‌آرام در آنها تثبیت می‌شود و خودشان عامل فتنه می‌شوند
حق چیست و دنبال حق بودند، در این عصر از خودشان سستی نشان می‌دهند، میل به باطل آرام‌آرام در آنها تثبیت می‌شود و خودشان عامل فتنه می‌شوند، لذا این عصر، عصر فتنه‌خیزی است چون آنها با همان کسوت و سوابق گذشته می‌آیند مردم را دعوت می‌کنند و حق را باطل جلوه می‌دهند. مردم گیج می‌شوند و مردم می‌بینند این آدم با این عمامه، با این سوابق و با این تحصیلات و مبارزات، می‌گوید ما باید رابطه با آمریکا داشته باشیم، اصلاً چه کسی گفته است این‌ها مستکبر و گرگ هستند. بقیه را هم افراطی و تندرو می‌خوانند. شعار مرگ بر ابوسفیان‌ها و مرگ بر بنی‌امیه و مرگ بر آمریکا را کنار می‌گذارند و از صلح و دوستی حرف می‌زنند.

4. عصر شبهات است، چراکه دل‌ها بیمار است. دل بیمار القای شبهه می‌کند و مردم گیج می‌شوند. آیا بهتر نبود جنگ را در خرمشهر تمام می‌کردیم؟ آیا حجاب لازم است؟ آیا پهلوی‌ها بد عمل کردند؟ اموری ازاین‌دست الآن در جامعه ما فراوان است. امیرمومنان علیه‌السلام فرمودند «إنما أصبحنا نقاتل إخواننا فی الاسلام علی ما دخل فیه من الزیغ و الاعوجاج و الشبهة و التأویل». ما در روزگاری به سر می‌بریم که با برادران مسلمانمان می‌جنگیم، با هم در یک صف نماز جماعت هستیم اما بیماری در دل، کج‌روی و شبهه و تأویل نادرست باعث جنگ ما شده است. می‌گوید ده

شیرازی‌ها دلسوز اسلام می‌شوند و لعن و نفرین را به جان مسلمانان می‌اندازند
بار دیگر هم اگر رأی‌گیری کنید، اگر اسم من از صندوق بیرون نیاید میگویم تقلب شده است. این یعنی کج‌روی و بد معنا کردن معارف اسلامی. شیرازی‌ها دلسوز اسلام می‌شوند و لعن و نفرین را به جان مسلمانان می‌اندازند. عده‌ای شعار «نه غزه و نه لبنان جانم فدای ایران» می‌سرایند. در دوران سازندگی و اصلاحات عده‌ای در برخی از زمینه‌ها با دیدگاه رهبری مخالف می‌کنند. فتنه 78 و فتنه 88 به وجود می‌آید. مطمئناً در فتنه 98 توطئه‌ها پیچیده‌تر می‌شوند و با عده و عُده بیشتری علیه نظام اسلامی به پا می‌خیزند.

سه عاملی که جامعه را به بحران کشاند

ورود غیرخودی‌ها و نفوذ بنی‌امیه که غیرخودی بودند و نفوذ عناصر دست‌نشانده آمریکا و اسرائیل
در زمان رسول‌الله سه عامل جامعه را به بحران کشاند: 1) گریز از ولایت رسول‌الله 2) پدید آمدن ثروت‌های بادآورده که باعث رویکرد تساهل و تسامح نسبت به مسائل دینی و سست شدن ارزش‌ها شد 3) ورود غیرخودی‌ها و نفوذ بنی‌امیه که غیرخودی بودند و نفوذ عناصر دست‌نشانده آمریکا و اسرائیل.

هر سه در انقلاب ما پدید آمد. گریز از ولایت از اصلاحات به بعد هویدا شد. ملت ما نسبت به صدر اسلام خیلی پایبندتر به ولایت است. دوم توسعه در سایه رشد اقتصادی بود که بعد از جنگ ایجاد شد. فرهنگ استفاده از ثروت را به عده‌ای یاد ندادند لذا آن‌ها به کار اقتصادی روی‌آورند تا انقلاب را حفظ کنند اما خودشان خراب شدند، خودشان اهل تکاثر و تجمل و اشرافیت شدند. الآن می‌گویند مرگ بر آمریکا نگویید جنگ می‌شود این‌همه ثروت ما ا ز بین می‌رود.

مقایسه زمان علی ع و مقام معظم رهبری

الآن شرایط ما مثل شرایط دوران حکومت امیرمومنان علیه‌السلام شده است. بعد از رسول خدا 25 سال امیرمومنان علیه‌السلام خانه‌نشین بود و آن گرفتاری‌ها پیش آمد، امیرمومنان علیه‌السلام حکومت را در دست گرفت، خواص ریزش کردند؛ شبهات در جامعه زیاد شد، تجمل‌گرایی و اشرافیت فراوان شد. ثروت‌های بادآورده آمد و معارف دین را بد معنا کردند. بیت رسول خدا معلوم نیست کدام طرف رفته است. عایشه‌ای که از بیت رسول خداست آن طرفی است، با امیرمومنان علیه‌السلام روبرو است، مردم همه گیج شده‌اند. صحابی پیامبر یکی طرفدار معاویه است، یکی طرفدار طلحه و زبیر است. خود طلحه و زبیر که از رفقا و هم‌سنگران امیرمومنان علیه‌السلام بودند، الآن روبروی حضرت ایستاده‌اند و شمشیر می‌کشند.

جریان اعتزال- اعتدال

جریان اعتزال و اعتدال. نه علی، نه معاویه، نه مقام معظم رهبری، نه آمریکا. شعارشان مانند ابوموسی اشعری این است: «لاقتال» جنگ نکنید.
این وسط عده‌ای هم پیدا شدند دیدند اختلافات در جامعه زیاد است گفتند طلحه و زبیر و معاویه و علی را رها کن، ما جریانی تأسیس می‌کنیم به نام جریان اعتزال و اعتدال. نه علی، نه معاویه، نه مقام معظم رهبری، نه آمریکا. شعارشان مانند ابوموسی اشعری این است: «لاقتال» جنگ نکنید. اینها مسلمانان میانه‌رو هستند. آمریکا می‌گوید حکومت و وزارتخانه‌ها و مجلس دست اینها باشد. آنها اهل تعامل و تساهل با ما هستند. برائت از آمریکا و استکبار ندارند. بغض ندارند. استکبارستیزی را جزء ذات انقلاب نمی‌دانند. اهل بده بستانند. می‌گویند ما قائل به معامله برد برد هستیم. اهل‌بیت علیهم‌السلام هیچ‌وقت چنین فرهنگی نداشتند. برای اینکه خودشان را توجیه کنند گفتند که امام حسین علیه‌السلام هم روز عاشورا، با عمر سعد مذاکره کرد. بعضی گفتند دست داد، بعضی‌ها گفتند چه کرد. اینها بد معنا کردن معارف دین است.

ویژگی‌های جریان اعتزال

از ویژگی‌های اعتزالیان تسامح با مخالفان و دست برداشتن از آرمان‌ها است. جریان اعتزال کاتالیزور و شتاب‌دهنده نفوذ است. طوری موضع‌گیری کنید که دردسر و درگیری رخ ندهد. شعارشان نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران است. الآن می‌گویند از سوریه، فلسطین و یمن دفاع نکنید، اسلحه نفرستید، آن‌ها را کمک نکنید. حریف را رقیب می‌دانند نه دشمن. به همین دلیل برای ولایت قداست قائل نیستند، چراکه در برابر دشمن می‌ایستد. آنها این موضع‌گیری را تند می‌خوانند و معتقدند باید معتدل بود. اشعث بن قیس با 30000 در میدان جنگ صفین جنگ را کنار گذاشتند و گفتند باید ببینیم حق با علی است یا معاویه. ما اعتزالی هستیم. نمی‌دانیم حق با چه کسی است؟ می‌خواهیم تصمیم بگیریم هر وقت فهمیدیم حق با کیست از او حمایت می‌کنیم. تا آخر هم متوجه نشدند.

این بصیرت است که جریان اعتزال و جریان‌های تجدیدنظرطلب و جریان فتنه‌گر و طلحه و زبیرهای زمان ما را عذاب می‌دهد
گرچه جریان اعتزال توانست یک عده‌ای را فریب بدهد اما نتوانست دوروبر ولایت را به‌اندازه دوروبر امیرمومنان علیه‌السلام خلوت کند. هنوز آدم‌های هوشیار و بیدار و جانباز هستند. ملت ما زیرک است و بصیرت دارد. بصیرت ملت ما بیشتر از بصیرت مسلمانان صدر اسلام است و این بصیرت است که جریان اعتزال و جریان‌های تجدیدنظرطلب و جریان فتنه‌گر و طلحه و زبیرهای زمان ما را عذاب می‌دهد. ملت می‌داند و به‌موقع به این‌ها رأی نمی‌دهد. اگر به این‌ها رأی بدهد، مفصل‌های اساسی مملکت را دست اینها قرار بدهد، انقلاب رفته است. ملت می‌فهمد. چون تجربه تاریخی صدر اسلام را دارد. الحمدلله تا این سطح پیوند بین ولایت و ملت خیلی محکم است. در 9 دی یک‌دفعه می‌جوشد.

بصیرت چیست؟

امیرمومنان علیه‌السلام فرمودند: «لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق». باید موقع انتخابات صحبت و تلاش کنیم و آگاهی بخشی کنیم تا هم مردم درست رأی بدهند و به طرف دام آمریکا نلغزند. بصیرت یعنی اینکه بشناسی چه کسی با ولایت ضد هست یا چه کسی با ولایت زاویه دارد؛ اما این مرتبه اول و لایه اول بصیرت است. لایه دوم این است که بتوانی اهل لغزش را طبقه‌بندی کنی. مرحله سوم این است که بلد باشی با هر طبقه‌ای، چگونه برخورد مناسب کنی. اینکه رهبری توانست تا به امروز انقلاب را به اینجا برسانید برای این است که در هر سه مرحله استاد است. خوب می‌فهمد چه کسی زاویه دارد، کدام جریان زاویه دارد، هم طبقه‌بندی درستی می‌کند، هم بلد است با هر جریانی چگونه مقابله کند.

مقام معظم رهبری الگوی بصیرت در آگاهی، طبقه‌بندی و برخورد مناسب

آقا در نماز جمعه تهران بعد از فتنه 88 اول طبقه‌بندی کرد. فرمود آمریکا و اسرائیل در کارهای مملکت ما دخالت نکنید؛ اما این آقایان، یکی نخست‌وزیر من بوده، یکی رئیس مجلس ما بوده است و یکی هم تاکنون کنار من ایستاده و این‌قدر برای انقلاب زحمت کشیده است. همه را گفت. بعد شروع شد به موضع‌گیری. بعد گفت کارهای این آقا اشتباه بود. جریانی که آمد در انتخابات گفت این آقا دروغ‌گو است، اشتباه کرد.

الآن شرایط ما مثل شرایط دوران حکومت امیرمومنان علیه‌السلام شده است
جریانی که آمد بعضاً تندروی‌هایی انجام داد، حرکتش اشتباه بود. بعد طبقه‌بندی کرد. فرمود تقلب نشده است. با هر طبقه‌ای با هر گروهی برخورد مناسب خودش را کرد. نفرمود اینها ضدانقلاب هستند، فرمود اینها انقلابی هستند ولی فریب‌خورده‌اند. فرمود تقلب نشده است. این مقدار تقلب در سیستم انتخاباتی ما امکان ندارد. مواضع من به مواضع این آقا نزدیک‌تر است و از مواضع آن آقا دورتر است؛ یعنی با هرکدام برخورد متناسب خودش را کرد. پلکانی جلو آمد، به گروهی گفت بروید از راه قانونی شکایت کنید. تحملشان کرد تا مرحله‌ای که دید آنها می‌خواهند در جامعه خون و خون‌ریزی را ادامه بدهند. وقتی مردم نسبت به اینها آگاهی پیدا کردند، برخورد دیگری داشتند. این هم طبقه‌بندی. ما باید این هنر داشته باشیم. بچه‌های مؤمن ما نوعاً اولی را بلد هستند. زود یاد می‌گیرند که چه کسی معارض است. هنر، مرحله دوم و سوم است. درست طبقه‌بندی کن. بدانی که جریان رایحه خوش خدمت در مراحل آخر دوران خودش چه لغزش‌هایی داشته است. جریان کارگزاران مشکلش چه بوده است، مشارکت، موتلفه و ... چه بوده است و راه برخورد با هر گروه را هم بدان. این یعنی بصیرت.

جریان اعتزال کاتالیزور و شتاب‌دهنده نفوذ استجریان اعتزال کاتالیزور و شتاب‌دهنده نفوذ است
مرتبط ها
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۴۷ :: شنبه ۰۳ تير ۱۳۹۶