علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۶۸۵۶
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۵
دکتر یحیی کبیر اولین سفر عرفانی انسان را سفر از خلق به حق عنوان کرد و گفت: شما باید از کثرات عبور و وحدت را پیدا کنید. ما معتقدیم کسی که نماز می‌خواند در سفر اول است. در نماز همه چیز را کنار می‌گذاریم و دنبال خدا هستیم.
اولین سفر عرفانی انسان / از حجاب ظلمانی تا حجاب روحانی

اولین سفر عرفانی

ذهن ما هم باید متوجه همان مرکز وحدت و توحید باشد. چون هیچ چیز در عمل از نماز توحیدی‌تر نیست
«سفر از خلق به حق» اولین سفر است یا اصطلاحا همان سفر کثرت به وحدت؛ یعنی کثرات را نادیده گرفتن و وحدت را شکار کردن؛ از کثرت به سمت وحدت رفتن است. شما باید از کثرات عبور و وحدت را پیدا کنید. ما معتقدیم کسی که نماز می‌خواند در سفر اول است. در نماز همه چیز را کنار می‌گذاریم و دنبال خدا هستیم. ذهن ما هم باید متوجه همان مرکز وحدت و توحید باشد. چون هیچ چیز در عمل از نماز توحیدی‌تر نیست؛ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي (طه/114) این‌جا دیگر خود خداست و هیچ کس اینجا نیست. بعد از نماز روزه هم همین‌گونه است. خداوند می‌فرماید: «الصوم لی و انا اجزی به؛ صوم مال من است و جزائش را هم من می‌دهم». لذا اگر کسی به خاطر این‌که بدنش سالم باشد روزه بگیرد، روزه‌اش باطل است. فقط باید برای خدا باشد.خالص‌ترین مدلِ عبادت همین نماز و روزه است. به همین دلیل خداوند می‌فرماید: واستعینوا بالصبر و الصلاه؛ علامه طباطبایی می‌فرماید: یعنی واستعینوا بالصوم و الصلاه؛ چون صوم، یکی از مصادیق صبر الهی است.

اگر حجاب خلق کنار برود، حق پیدا می‌شود
پس ما در نماز سفر اول را تمرین می‌کنیم. در دنیا هستیم، در صف جماعت هستیم، اطراف ما کثرات است؛ ولی حواس‌ ما به خدا و سیر ما از میان این همه کثیر به وحدت است. به خاطر همین اگر در نماز به اطراف نگاه کنیم، بخوریم یا... نماز باطل است؛ زیرا در حال نماز کثرات را رها می‌کنیم تا به وحدت برسیم. این آن سیر معنوی است. این‌که چگونه از کثرت، وحدت را شکار کنیم در اسلام نمونه زیاد داریم. در سفر اول ما می‌خواهیم روی وحدت تمرکز کنیم. می‌خواهیم روی حق تمرکز کنیم. اگر حجاب خلق کنار برود، حق پیدا می‌شود. بین ما و حق «حجاب خلقت» است و اگر کسی حجاب خلقت را درنوردد حق را پیدا می‌کند. چون حق گم نیست. حق جلوه دارد. برای حضرت علی(ع) آشکار است؛ مارأیت شیئا الا و رأیت الله قبله و بعده و فیه و معه. حضرت صادق(ع) می‌فرماید هر وقت حق را خواستید قرآن بخوانید.

حجاب ظلمانی

عرفا می‌گویند پیغمبر دائم از کثرت به وحدت سیر دارد. لذا می‌گوییم سالک در این سفر باید حجاب‌های امکانی را اعم از ظلمانی و روحانی و نورانی که میان خود و مقصد اصلی است از میان بردارد تا به مقام وحدت صرفه برسد. یعنی مثل سفینه‌ای که از جو بالا می‌رود، دربنوردد. حجاب مثل پرده است. گاهی پرده نازک، اما بعضی وقت‌ها ضخیم است. حجاب‌های ظلمانی یعنی در جسم ماندن. می‌گویند برخی در غرب تقریبا هشت وعده غذا می‌خورند؛ یعنی دائم دارند می‌خورند و تمام هم و غم‌شان شده خوردن. این حجاب ظلمانی است. این کار مال مؤمن نیست. مؤمن همه چیزش معطر است. این مال آن کسی است که تمام هدفش این دنیاست. حجاب ظلمانی که می‌گوییم این است. وگرنه کسی فکر نکند از حلال خدا نباید استفاده کرد. خدا رحمت کند شهید مطهری در کتاب انسان و ایمان می‌فرماید انسان سه گونه فعالیت دارد و هر سه خوبند، اما اهم و مهم داریم. اول فعالیت‌های التذاذی است که مقدمه است و یک حدی دارد. باید متوجه باشیم ما چرا می‌خوریم. چرا داریم کار می‌کنیم.

سالک در این سفر باید حجاب‌های امکانی را اعم از ظلمانی و روحانی و نورانی که میان خود و مقصد اصلی است از میان بردارد تا به مقام وحدت صرفه برسد
کسی که مثل معاویه تمام هم و غمش سفره رنگینش باشد در این حجاب مانده است. کسی هم که بیش از حد نیازش بخورد بیشتر شهوت جنسی دارد. مرحوم فیض کاشانی در کتاب محجه البیضا می‌فرماید کثرت اکل و شرب، کثرت شهوات را به دنبال دارد. هر چه بیشتر بیاشامی ‌و بخوری، حیوانیتِ انسان آماده‌تر است. به خاطر همین اسلام می‌گوید خوردنت را کنترل کن. پس نتیجه می‌گیریم حجاب ظلمانی وقتی است که دنیا بشود اصیل. پادشاهان را در طول تاریخ نگاه کنید که چه حرمسراها و چه خورد و خوراکی داشتند. البته بعضی‌ها شکم و خوردن برایشان خیلی مهم است و بعضی‌ها فرج برایشان مهم‌تر است، ولی در نهایت این شهوت بطن و فرج است و دنیا همین است. آن‌وقت آدم می‌شود مثل گراز و خرس. دیگر بالاتر از کلام الهی چه داریم؟ خداوند در قرآن می‌فرماید: وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ (محمد/12) کفر ظلمت است. مولی الموحدین افراد دنیاگرایی که دنیا (بطن، فرج، پول، مقام و...) برایشان اصالت دارد را مذمت کرده و درباره آنها تعابیر عجیبی دارند.

حجاب روحانی

اما حجاب روحانی، حب به خود است. حب متعلق به روح است. آن‌جایی که آدم خودش را دوست دارد، خدا را عقب می‌زند. آن وقت فرد خودش را به جای خدا دوست دارد. این‌ها هم یک نوع حجاب است. باید حب به خود را کنار بگذارید و از آن عبور کنید. جوان‌هایی که در کوچه و بازار عاشق و معشوق می‌شوند به خاطر همین حب به خود است. این‌گونه عشق‌ها حجاب است. کما این‌‎که در مسائل عقلی و فکری، معلومات ما حجاب می‌شوند. در حالی که علم نور است. حجاب اکبر هم می‌تواند همین باشد. لذا حضرت امام(ره) فرمود چه بسیار فیلسوف‌های عالمِ به توحید که لب پرتگاه جهنم‌اند. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: «رُبَّ عالِم قد قَتلَه جهلُه و علمُه معه لایَنفعُه؛ چه بسا دانشمندی که جهلش او را از پای درآوَرَد و دانش او همراهش باشد اما سودی به حال او نداشته باشد» (نهج البلاغه، حکمت107) چون علم حجاب شده است. الان ما علما و دانشمندان زیادی در دنیا داریم که علمشان حجاب شده است. لذا عرفا می‌گویند باید این حجاب‌ها را در سفر اول برداشت تا به مقام وحدت صرفه رسید.

جاب روحانی، حب به خود است. حب متعلق به روح است.
مقام وحدت صرفه، ولایت مطلقه و ساحت احدیت است. حضرت رضا علیه‌السلام می‌فرمایند انس با سوره حمد و توحید، دائم شما را در معرض اسم اعظم خدا نگه می‌دارد. موقع سفر یا در حضر، موقع بیرون رفتن از خانه سوره حمد و توحید بخوانید و به بچه‌هایتان هم یاد بدهید که بخوانند. امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید دائم در معرض اسم اعظم هستید؛ زیرا کسی به وحدت احدی برسد، در عرفان الهی اسلامی‌ مقام ولایت کبرای خداوند است. بعضی از عرفای ما ذکرشان این است: یا هوالله احد یا هوالرحمن یا هوالاول و الاخر و الظاهر و الباطن؛ وقتی در این سفر حجاب‌ها را پس بزنید، به این مقام می‌رسید آن‌وقت وقتی خدا خدا می‌کنید، دیگر غیر از او هیچ چیز نمی‌بینید.

مقصود من فقط بحث نیست. مقصود این است که حرکت کنیم. عمر دارد می‌رود ولی شب با قرآن کار نداریم. سحر نداریم. حداقل می‌توانیم یک ربع قبل از اذان بیدار شویم و نماز شفع و وتر بخوانیم. این سیر در یک گوشه پیدا نمی‌شود. اگر کسی با قدم معرفت گفت یا هوالله احد یا الله، در این سیر حرکت می‌کند. بلال، مؤذن پیغمبر زیر شکنجه اربابانش می‌گفت احد احد احد. عرفا خیلی زرنگند؛ این جملات تاریخی را شکار می‌کنند و هیچ وقت از این جملات به‌راحتی عبور نمی‌کنند. بعضی از صحابه مثل تیپ‌های طلحه و زبیر به پیغمبر اعتراض کردند که چرا این‌قدر به بلال حبشی بها می‌دهی. او که به اشهد می‌گوید اسهد. پیغمبر می‌فرمود شما او را نمی‌شناسید. او قلب متحول است. فرمود: «سینُ بلال شینی» شما سرتان گرمِ الفاظ است و او محتوا را گرفته و هفت شهر عشق را گشته است. احد احد گفتن بلال همین مسأله است؛ یعنی زیر آن شکنجه‌ها این ساحت را دریافت می‌کند. در سفر دنیایی هم باشید منافاتی با سفر اول معنوی ندارد. چون این سفر با زندگی کردن، خوردن، حکومت کردن، کار اقتصادی و... هیچ منافاتی ندارد. نه این‌که یک گوشه غاری برویم تا سیر معنوی داشته باشیم. پشت میز کار، زمانی که با همسرت باشی یا به همسرت خدمت می‌کنی، اگر به خاطر خدا باشد، می‌توانید در حال سیر باشید و خداگرا حرکت ‌کنید. این‌جا دیگر حجاب معنا ندارد. قرآن ذکر است. عرفای بزرگ می‌گویند مقام نبی اکرم ذکر است. این به معنای این است که حضرت در اموراتش دائم‌التوجه است. برایش فرق نمی‌کند در سلطنت، در اقتصاد یا در کنار زن و فرزند باشد.

سالک بعد از فنای در وجود حق و انغمار در وحدت وجودش حقانی می‌گردد. دیگر آن روز شما حقانی، آیت‌الله و جلوه حق می‌شوید و مقام تجلیه پیدا می‌کنید. دیگر تمام حرکات و سکنات شما (خوردن و خوابیدن، طرز نگاه کردن و رفتار با زن و فرزند، با حکومت و با جامعه) جلوه حق است. اگر تقوا و حیای الهی پیدا ‌شود همین می‌شود. حالت محو در واحدیتِ به وجود او بس دست می‌دهد و محو می‌شود.

حضرت علی علیه‌السلام در نماز در مقام فناست که تیر را از پای حضرت درمی‌آورند. زمانی که در حال ذکر است دیگر در خودش نیست و از کثرت به کلی غافل می‌شود و وحدت را می‌بیند. آن‌وقت عنایت الهی شامل حال او ‌می‌شود. عنایت در این ساحت و سفر مثل این است که شما در تابستان از قم به وشنوه بروید و نسیمی بیاید. چون در این ساحت فقط معنا نیست؛ حرکت است و اثراتش می‌آید.

سالک بعد از فنای در وجود حق و انغمار در وحدت وجودش حقانی می‌گردد.
به مقام سهو بعد از محو می‌رسد. حالت محو که گرفت هوشیاری الهی به فرد دست می‌دهد. تعبیر مذهبی این هوشیاری مقام ذکر است. اینجا پایان سفر اول است.

ادامه دارد...

اولین سفر عرفانی انسان/از حجاب ظلمانی تا حجاب روحانیاولین سفر عرفانی انسان/از حجاب ظلمانی تا حجاب روحانی
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶