کد خبر: ۶۹۵۷
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۷:۵۹
زندگینامه علامه وحید بهبهانی - عصر علامه وحید بهبهانی - رابطه دین و سیاست - حیات سیاسی شیعه در عصر غیبت - انواع حکومت - حکومت عدل - جمع بندی
آراء سیاسی و حکومتی علامه بهبهانی (۱۱۱۷  - ۱۲۰۵ ه.ق)

زندگینامه علامه وحید بهبهانی

محمد بن باقر بن محمد اکمل معروف به وحید بهبهانی از فقهای بزرگ و مجدد شیعه در سده دوازدهم هجری بود. وی در سال 1117 هـ . ق در اصفهان چشم به جهان گشود. (1) ایشان در سال 1135 هـ . ق بعد از فتنه افغان و سقوط اصفهان، به بهبهان و سپس به نجف هجرت نمود و بعد از آن در کربلا اقامت گزید.

از استادان وحید بهبهانی می توان از پدرش محمد اکمل شیرازی، آقا سید محمد طباطبایی بروجردی، سید صدرالدین قمی و به نقل برخی، آقا جمال خوانساری نام برد. (2)

وحید بهبهانی شاگردان بسیار مبرزی را تربیت کرد؛ شاگردانی که بعد از وی مکتب اصولی استاد را استمرار بخشیدند. برخی از شاگردان معروف و مشهور علامه از این قرارند: سید بحرالعلوم، سید علی طباطبایی صاحب ریاض، شیخ جعفر کاشف الغطاء و میرزای قمی. (3)

وحید بهبهانی بیش از صد جلد کتاب و رساله در موضوعات گوناگون به رشته تالیف درآورده است. از مهم ترین آثار وی می توان به فوائد حائریه، مصابیح الظلام و حاشیه مدارک الاحکام اشاره کرد. (4)

عصر علامه وحید بهبهانی

علامه وحید بهبهانی در دورانی می زیست که عمدتا اوضاع سیاسی- اجتماعی ایران بسیار آشفته و ناآرام بود. وی در اواخر سلسله صفویه به دنیا آمد و قریب هجده سال دوران نوجوانی خود را در اصفهان در عصر سلطنت شاه سلطان حسین و در دوره انحطاط این سلسله گذراند.

تاریخ سیاسی ایران در دوره فترتی که در فاصله سلسله صفویه تا سلسله قاجاریه اتفاق افتاد، در بررسی ای کلی نشان می دهد که عالمان شیعی در این دوره در انزوای سیاسی قرار گرفته و از دخالت در مسائل سیاسی و حکومتی برکنار بود و آنچه از گزارش های تاریخی به دست می آید این است که علامه وحید بهبهانی هیچ گونه تعامل و همکاری با سلاطین معاصر خود نداشته است. (5)

رابطه دین و سیاست

با توجه به شاخصه های فقه از دیدگاه بهبهانی؛ یعنی اعتدال، استقامت، متانت، حکمت، ضابط و قویم بودن دین و قوانین شریعت (6)، سیاست در متن دین قرار می گیرد، زیرا آئینی می تواند دارای این امتیازات خردگرایانه باشد که بخشی از آموزه های آن را سیاست به خود اختصاص دهد، هم چنین پیوستگی و همبستگی دین و سیاست را می توان در نظریه امامت شیعی جست و جو کرد.

وحید بهبهانی در تبیین نظریه امامت بر این باور است که ریاست دینی و سلطنت دنیایی امام از یکدیگر قابل تفکیک نیست و تنها ریاست توامان دین و دنیاست که می تواند به امور معاش و معاد مردم نظم و انتظام ببخشد. (7)

حیات سیاسی شیعه در عصر غیبت

سوال این است که آیا تشیع در عصر غیبت معصوم، برای زندگی سیاسی پیروان خود برنامه ای مدون در خصوص تدبیر سیاسی جامعه در سطح کلان دارد یا خیر؟

پاسخ به این سوال از نگاه بهبهانی بسیار روشن است، زیرا وی نیاز به حکومت و قوانین مدنی را برای تدبیر جامعه سیاسی، به زمان و مکان خاصی منحصر نمی داند، بلکه همه زمان ها و مکان ها و احوال مردمان را در برقراری نظم و اجرای قانون یکسان می بیند. (8)

انواع حکومت

از دیدگاه علامه بهبهانی، انواع حکومت چه در عصر حضور و چه در عصر غیبت به دو نوع کلی حکومت عدل و جور تقسیم می شود. توصیف حکومت به عدل در عصر حضور از باب کلی منحصر به فرد بوده و در وجود شخص معصوم و یا کسانی که از طرف ایشان در سرپرستی امور مردم ماذون و مجازند، تعین می یابد. در عصر غیبت نیز این مفهوم در حکومت فقیه عادل جامع الشرایط که بسط ید کامل دارد و یا کسی که منصوب از طرف اوست، مصداق پیدا می کند. در مقابل حکومت جور حکومت حاکمی است که فاقد ویژگی نصب الهی و اذن معصوم یا فقیه باشد. (9)

حکومت عدل

1. حکومت معصوم

2. حکومت فقیه جامع الشرایط

همانطور که در بحث حیات سیاسی شیعه بیان شد مسئله ریاست و سلطنت بر امور دینی و دنیوی مردم اختصاص به زمان حضور معصوم ندارد و تا زمانی که جامعه بشری و تکلیف باقی است ملاک نیاز بشر به حکومت نیز وجود دارد. از طرفی می دانیم امر معاد و معاش مردم باید به گونه ای انتظام یابد که موجب نجات شهروندان از ضررهای ذاتیه افعال خود و دیگران و فتنه و فساد و ظلم و جور گردد. این هدف هنگامی تحقق می یابد که رئیس و حاکم بر مردم پیامبر یا امام باشد و چون علت و هدف از تشکیل حکومت در عصر حضور و غیبت معصوم مشترک است، لذا به اعتقاد برخی از اندیشمندان در عصر غیبت نیز تنها فقهای جامع الشرایط هستند که می توانند عهده دار نیابت امام معصوم در امور دینی و دنیوی مردم باشند. (10)

در میان فقها، علامه وحید بهبهانی را می توان از قائلین به ولایت مطلقه دانست، زیرا وی در استدلال های فقهی به گونه ای بحث می کند که ولایت مطلقه را نتیجه می دهد. (11)

جمع بندی

ضرورت اصل حکومت و اجتماع از اصول مسلم نزد اندیشمند مورد مطالعه ما می باشد و قاعده لطف، قاعده اشتراک زمان و مکان و احوال مردمان در هر عصر و زمانی، از جمله دلایل او در اثبات این اصل می باشد. از نظر وی تنها منبع مشروعیت حکومت دینی به رغم نظریه اهل سنت نصب الهی است و معیار مرزبندی حکومت، امکان انطباق وصف عدل و جور بر حکومت است که خود این معیار تابع مولفه های متعددی می باشد. وی با رد حکومت های جائر، حکومت مطلوب و مشروع را منحصر در نظریه امامت شیعی و جانشینی امام معصوم می داند.

پی نوشت

1- عبدالرحیم عقیقی، فقهای نامدار شیعه ص 271

2- همان، ص 275

3- علی دوانی، شرح حال و آثار آیه الله بهبهانی ص 24

4- وحید بهبهانی، حاشیه مجمع الفائده و البرهان ص 54

5- علی دوانی، همان ص 45

6- وحید بهبهانی، حاشیه مجمع الفائده و البرهان ص 624

7- وحید بهبهانی، رساله اصول دین، نسخه خطی ص 1

8- همان

9- ابوالفضل سلطان محمدی، اندیشه سیاسی علامه وحید بهبهانی ص 57

10- همان ص 59

11- رجوع شود به کتاب مجمع الفائده و البرهان ج 10 ص 303 و 304

آراء سیاسی و حکومتی علامه بهبهانی (۱۱۱۷  - ۱۲۰۵ ه.ق)آراء سیاسی و حکومتی علامه بهبهانی (۱۱۱۷  - ۱۲۰۵ ه.ق)
ارسال نظر
به روز شده در ۲۱:۱۴ :: چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶