کد خبر: ۷۰۳۸
تاریخ انتشار: ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۶:۱۳
زندگینامه صاحب جواهر - اوضاع سیاسی عصر صاحب جواهر - مفهوم سیاست - رابطه دین و سیاست - حکومت مطلوب - حدود اختیارات حاکم - جمع بندی
آراء سیاسی و حکومتی صاحب جواهر (1205 - 1265 ه.ق)

زندگینامه صاحب جواهر

شیخ محمد حسن معروف به صاحب جواهر فرزند شیخ محمد باقر و از نوادگان مرحوم عبدالرحیم معروف به شریف کبیر از علمای شیعه در عصر خویش است. [1]

ایشان علاوه بر مجموعه بزرگ فقهی جواهر الکلام که حاصل 32 سال تلاش شبانه روزی اوست، کتاب های دیگری نیز نگاشته است که عبارتند از: نجاه العباد فی یوم المعاد که در حقیقت رساله عملیه ایشان برای مقلدانش است و کتابی در اصول فقه که تنها نسخه خطی آن به طور تصادفی از بین رفته است. [2]

از نامدارترین شاگردان صاحب جواهر می توان به شیخ انصاری، سید حسین کوه کمری، شیخ محمد ایروانی، ملا علی کنی و شیخ جعفر شوشتری اشاره کرد. [3]

اوضاع سیاسی عصر صاحب جواهر

قرن سیزدهم هجری از دوران پرآشوب و بحران در سرزمین های اسلامی است. در این جا به مهم ترین حوادث آن دوره اشاره می کنیم:

1- درگیری های حکومت صفوی و عثمانی

2- فتنه هجوم وهابیون

3- منازعه اصولیون و اخباری ها

مفهوم سیاست

با عنایت به مجموعه ای از کلمات صاحب جواهر و استفاده ایشان از واژه سیاست می توان این گونه برداشت کرد که مراد ایشان از سیاست، مصلحت اندیشی، تدبیر و خردورزی است. ایشان قضیه اولویت شروع جنگ با کفاری که نزدیک تر و خطرشان بیشتر است را مقتضای سیاست دانسته و می نویسد: « بهتر این است که با کفاری که نزدیک تر هستند شروع به نبرد شود، مگر این که کفاری که دورتر هستند خطرشان بیشتر باشد... و شاید این حکم به مقتضای سیاست نیز باشد». [4]

ظاهرا در این عبارت سیاست به معنای تدبیر صحیح و خردورزی جهت حفظ جامعه از خطر آمده است.

از مجموع عبارات[5] صاحب جواهر می توان به خوبی دریافت ه ایشان معنای اصطلاحی خاصی برای سیاست وضع نکرده است، بلکه آن را در یکی از معانی لغوی این واژه یعنی مصلحت و تدبیر به کار برده است.

رابطه دین و سیاست

از مجموع کلمات[6] صاحب جواهر برمی آید که ایشان بین دین و سیاست، آشتی قائل بودند و دین را دارای جنبه های سیاسی دانسته و سیاست را به معنای حسن تدبیر و لازمه اجرای احکام اسلام در جامعه می دانند.

ایشان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان را نه فقط برای رسیدگی به امور دینی مردم بلکه ولایت و ریاست آنها بر جامعه اسلامی را در هر دو بعد دین و دنیا فرض کرده است: «همانا قضاوت که از توابع پیامبری پیامبر، امامت ائمه و ریاست عمومی دین و دنیاست نیازی به دلیل برای ثبوت ندارد» [7]

صاحب جواهر برخلاف کسانی که دو واژه سیاست و دین را عناصری آشتی ناپذیر می دانند، آن دو را به عنوان صفت و موصوف ذکر می کند، بلکه آن را علت برای وجوب بعضی احکام می داند.

حکومت مطلوب

طی قرون اولیه عصر غیبت، فقها عمدتا در بیان نظام سیاسی اسلام از دیدگاه شیعه تقیه کرده و به غیر از بعضی کتب که به صورت غیر نظام مند بدان پرداخته اند، در این خصوص بحث منسجمی را ارائه نکرده اند که می تواند معلول علل متعددی باشد، مانند اقلیت و تحت فشار بودن شیعیان، غیررسمی بودن مذهب شیعه در جامعه، ناامیدی فقها از تشکیل حکومت. از قرن دهم با رسمیت یافتن مذهب شیعه در ایران، فقها از قدرت نسبی در دستگاه حکومت برخوردار شدند و شروع به تدوین متونی در باب جامعه آرمانی شیعه در عصر غیبت کردند. از جمله اولین کسانی که آغازین گام را از جهت نظری و عملی برای تحقق این جامعه آرمانی برداشت، محقق کرکی است. چنانچه صاحب جواهر در باب ولایت فقیه از قول ایشان می فرمایند: «اصحاب ما اتفاق دارند که فقیه عادل، امین و جامع الشرایط فتوا که از وی در احکام شرعیه به مجتهد تعبیر می شود در تمام مواردی که نیابت پذیر باشد از جانب ائمه هدی در عصر غیبت نیابت دارد» [8]

بعد از وحید بهبهانی، شاگردان او از جمله ملا احمد نراقی در عوائد الایام و محمد بن حسن نجفی در جواهر الکلام به تدوین نظریه ولایت فقیه به عنوان حکومت آرمانی شیعه پرداختند. البته نکته قابل تامل این است که این فقها گرچه گام های اساسی را در این باب برداشتند، اما اعمال این ولایت را موکول به زمان بسط ید فقیه و عدم وجود مانعی به نام سلطان جائر دانستند؛ ولی منظور ایشان این نیست که منتظر قضا و قدر باشند که اگر دست روزگار حاکم جائر را از منصب ظلمش خلع کرد نوبت ولایت به ولی فقیه برسد، بلکه همچنان که پذیرش اصل ولایت فقیه واجب و لازم است، مقدمات تحصیل و ایجاد آن هم بر فقیه لازم است. [9]

حدود اختیارات حاکم

دیدگاه صاحب جواهر در خصوص دایره اختیارات حاکم اسلامی بستگی به مبنایی دادر که ایشان اختیار کرده است. صاحب جواهر، مشروعیت حاکم اسلای و ولی فقیه را از باب نصب الهی اثبات می کردند و نیز با عنایت به عباراتی چون «ممکن است ادعا شود دخول فقها در ذیل امیران»[10] ، «همانا منصب فقیه همان منصب امام است»[11] باید اختیارات حکومتی امام معصوم در زمان تصدی حکومت را در اختیار ولی فقیه بگذاریم، نه این که حاکمیت وی را محصور در امور محجورین، بی سرپرستان و مانند آن بکنیم.

جمع بندی

در ذیل برخی از مهم ترین محورهای اندیشه سیاسی صاحب جواهر را مرور می کنیم:

1- اندیشه سیاسی اصیل شیعه را باید در فقه جست و فقه متصدی تدوین اندیشه سیاسی شیعه در عصر غیبت است.

2- عنصر سیاست به عنوان وصف حاکم بر فقه در تمامی ابواب آن خودنمایی می کند و تنها بخشی از فقه در کنار سایر ابواب نیست.

3- سیاست مغایرتی با دین ندارد، بلکه می شود از مجموعه عبارات ایشان این طور فهمید که سیاست عین دیانت و دیانت عین سیاست است.

4- تشکیل حکومت دینی از باب مقدمه واجب برای فریضه امر به معروف و نهی از منکر، واجب است و باید در تحقق آن کوشید.

5- دایره اختیارات فقیه به محدوده خاصی منحصر نمی شود، بلکه ولایت وی عمومیت داشته و شامل تمام اختیاراتی که امام معصوم (علیه السلام) در زمان حیاتش داشته می گردد، مگر مواردی که استثنا شده است.

با توجه به این نظریات می شود گفت صاحب جواهر ضمن رویکرد آرمانی به حکومت مصالح شیعه در عصر غیبت، هیچ گاها از واقعیت های زمانه خود غفلت نکرده است و این خود رمز پویایی و بالندگی اجتهاد ایشان محسوب می شود؛ از این رو امام خمینی در پیام خویش به روحانیت، آنان را به اجتهاد جواهری فراخوانده و تخلف از آن را جایز ندانسته است.

پی نوشت



[1] . جواهر الکلام، ج40 ص 520

[2] . محمدرضا مظفر، مقدمه جواهر الکلام ج1 ص 8

[3] . محسن امین، اعیان الشیعه ج9 ص 149

[4] . جواهر الکلام، ج21 ص 50

[5] . همان، ج21 ص 181 و ص 485

[6] . همان ج 40 ص 11

[7] . همان

[8] . همان، ص 396

[9] . سید سجاد ایزدهی، اندیشه سیاسی صاحب جواهر ص 74

[10] . جواهر الکلام ج13 ص 360

[11] . همان ج22 ص 195

آراء سیاسی و حکومتی صاحب جواهر (1205 - 1265 ه.ق)آراء سیاسی و حکومتی صاحب جواهر (1205 - 1265 ه.ق)
ارسال نظر
به روز شده در ۲۱:۱۴ :: چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶