علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۷۱۱۱
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۳
زندگینامه شهید مدرس - زمانه و عصر شهید مدرس - مفهوم سیاست - مشروطه مشروعه، الگوی حکومت اسلامی از نظر مدرس - نظام سیاسی شهید مدرس - مؤلفه های اساسی اندیشه سیاسی شهید مدرس - جمع بندی
مدرس

زندگینامه شهید مدرس

سید حسن طباطبایی قمشه ای ملقب به مدرس در سال 1287 قمری در سرابه اردستان به دنیا آمد و تا چهارده سالگی در شهرضا مقدمات عربی را فرا گرفت. برای ادامه تحصیل در شانزده سالگی به اصفهان رفت و پنج سال به فراگیری دروس صرف و نحو و منطق و بیان پرداخت و در سال ششم تحصیل به امر پدرش، در اصفهان ازدواج نمود و در سال 1311 قمری برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مهاجرت کرد.

مدرس در دوران تحصیلات خود اساتید زیادی را درک کرد که به طور نمونه می توان به برخی از اساتید بارز همچو آقامیرزا عبدالعی هرندی نحوی، میرزا جهانگیر خان قشقایی و آخوند ملا محمد کاشانی، آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و سید محمد رضا طباطبایی یزدی اشاره کرد.[1]

تالیفات و آثار شهید مدرس

آثار شهید مدرس به سه صورت می باشد:

الف) مجموعه سخنان ایشان در مجلس شورای ملی از اواسط دوره دوم تا دوره ششم.

ب) آثار مدرس در حوزه فقه. از جمله: حاشیه بر رسائل شیخ انصاری، اصول تشکیلات عدلیه، خاطرات خواف، رساله فی سهو الامام و الماموم و ....

ج) کتاب های زرد که ایشان در سخنان و مذاکرات مجلس شورای ملی به مناسبت هایی از این کتاب نام برده که بعد از مرگ او چاپ و در دسترس قرار خواهد گرفت، اما متاسفانه چنین اثری تا به حال یافت نشده است. [2]

زمانه و عصر شهید مدرس

شاهان قاجار در طول 140 سال سلطنت باعث عقب ماندگی ایران شدند و آنان ایران را به سرزمینی اجاره ای و شکارگاهی تبدیل کردند.

شرایط اجتماعی و سیاسی این مقطع تاریخی به گونه ای بود که مردم ایران هیچ تضمینی برای حفظ جان ناموس خود در مقابل دستگاه استبدادی نداشتند. از سوی دیگر فضای اجتماعی و سیاسی ایران در اثر دخالت های دو قدرت انگلیس و روسیه، بی ثبات و فاسد شده بود. از این رو شهید مدرس با دو بحران یا دو مشکل اساسی مواجه بود: یکی، استبداد حکام محلی و پایتخت و دیگری، استعمار و دخالت قدرت های خارجی، که در عصر پهلوی اول، هر دو بحران به صورت شدیدتر و غلیظ تر و با گرایش دین ستیزی ظهور یافت. [3]

مفهوم سیاست

مدرس در سخنان خود به طور اختصاصی و با هدف تبیین مفهوم سیاست، تعریفی آکادمیک از این واژه را ارائه نکرده است، با این حال از لا به لای سخنان ایشان می توان این تعریف را برداشت کرد که او سیاست را تدبیری خاص معنا می کند که در آن انسان، بی برنامه و ناشیانه و خام در میادین و صحنه های حیات سیاسی وارد نشود، چرا که در این صورت شکست خواهد خورد، بلکه به گونه ای وارد صحنه ها شود که اسیر قدرت های دیگر نشده که هیچ، بلکه پیروزمندانه از میادین و صحنه ها بیرون آید. او می گوید: « سیاست ما ایرانی ها باید سیاست بز کوهی باشد، سیاست بز کوهی آن است که همیشه بین الطلوعین چرا می کند که به قدری روشن باشد که علف را ببیند اما به قدری روشن نباشد که صیاد او را صید کند. ما ایرانی ها هم باید سیاستمان طوری باشد که زندگی کنیم، اما صیاد او را صید نکند» [4]

در کلام شهید مدرس، علاوه بر تعریف فوق از سیاست که تدبیری خاص معنا شده، مسئله هدایت و استصلاح خلق و سامان دادن به زندگانی مردم هم لحاظ شده است، سیاست یعنی تعمیر البلاد و تامین العباد، البته عمران و آبادانی و تامینی که با دغدغه اسلامی و ملاحظه کردن باورها و فرهنگ اسلامی باشد. [5]

مشروطه مشروعه، الگوی حکومت اسلامی از نظر مدرس

برخی از صاحب نظران بر این باورند که شهید مدرس از نظر تاریخ اندیشه سیاسی دقیقا در بستر مکتوب آخوند خراسانی به مجلس در 1328 قمری و تنبیه الامه علامه نائینی حرکت می کند، یعنی حکومت اسلامی را مساوق با مشروطه تعریف می نماید و قوانین مجلس و شریعت را به دلیل اشتراط عدم مخالفت قوانین موضوعه با احکام شرع، به یک اندازه لازم الاجرا و معتبر می داند. [6]

دسته دیگر از محققان، شهید مدرس را در طبقه مکتب سامرا و پیرو نظریه پرداز این مکتب شیخ فضل الله نوری قرار می دهند. [7]

اینان بر این باورند که مدرس خواستار مشروطه مشروعه با قرائت شیخ فضل الله نوری بوده است.

نظام سیاسی شهید مدرس

الف)قوه قضائیه:

1- عدليه: از باب امر به معروف و نهی از منکر است و نیازی به مجتهد نیست.

2- قضاوت: استنباط و اجرای احکام شریعت است با در نظر داشتن اقتضائات جامعه جدید. که به عهده پیامبر، ائمه و مؤمن(امتحن الله) است.

ب) قوه مقننه:

1- قانون گذاری: باید قانون الهی باشد.

2- برنامه ریزی: اخذ ماهیت از قوانین اسلامی و کیفیت اجرا از تمام قوانین

ج) قوه مجریه:

1- شاه: مجری و مطاع قانون و منتخب مردم از طریق مجلس

2- وزراء: از طرف شاه با تأیید مجلس تعیین می شوند.

مؤلفه های اساسی اندیشه سیاسی شهید مدرس

1- عدالت: یعنی هر چیزی سر جای خودش

2- ارکان دولت: قوای مقننه، مجریه و قضائیه[8]

انواع حکومت

درباره مشروعیت حاکمان مسلمان، مدرس مشروعیت آنان را دو قسم می داند: حکامی که مشروعیت الهی دارند و منصوب از جانب خداوند می باشند که اینها مربوط به عصر حضور معصومین هستند [9] و حکامی که به واسطه مردم مشروعیت پیدا می کنند و منصوب از جانب ملت هستند. این نوع از حکومت ویژه عصر غیبت است که مردم در آن نقش اساسی دارند. [10]

پس از مباحث فوق، این سوال مطرح می شود که چه شکلی از اشکال نظام سیاسی مد نظر سیده بوده و برای تحقق آن تلاش می کرده است؟ در نظام سیاسی او، یک نفر در راس قرار می گیرد یا این که نظام سیاسی مشروطه و یا جمهوری را مد نظر داشته است؟

سید درباره اینکه نظام سیاسی در دست یک نفر باشد یا اراده اجتماعی و اینکه آیا این فکر را منورالفکرها وارد کشور ایران کردند یا دست غیبی این روشنفکران را به این فکر انداخت که امور اجتماعی این مملکت از اراده شخصی خارج شود و اراده جمعی جایگزین آن گردد، معتقد است این مسئله از بدیهیات است. او می گوید: «نسبت به این مسئله هر عاقلی که در درجه اول عقل باشد تصدیق می کند که اداره کردن امور شخصی با اراده اجتماعی اقوا و امتن است تا اداره کردن امور شخصی با اراده شخصی» [11]

اما درباره شکل نظام سیاسی می توان گفت که سید به دفعات نظر مثبت خود را در مورد اصل جمهوری به عنوان نظامی که از مشروطه سلطنتی هم به اسلام نزدیک تر است مطرح کرده است. حسین مکی این دیدگاه او را از زبان وی چنین نقل می کند: «من با جمهوری مخالف نیستم و حکومت صدر اسلام هم تقریبا و بلکه تحقیقا حکومت جمهوری بوده است، ولی این جمهوری که می خواهند به ما تحمیل کنند بنا بر اراده ملت ایران نیست، بلکه انگلیسی ها می خواهند به ملت ایران تحمیل کنند و رژیم حکومتی را که صددرصد دست نشانده و تحت اراده خود باشد در ایران برقرار سازد» [12]

سید در حکومت مشروطه، اصل را قانون اساسی می داند و می گوید:« حاکم ما قانون اساسی است، هر چه او حکم کرد متبع است». [13] بر این اساس در حکومت مشروطه پادشاه هم مثل سایر اشخاص می ماند و هیچ فرقی با دیگران ندارد، همه در حکم یکدیگر و مثل هم هستند. همه باید بر اساس قانون و منطبق با قانون رفتار کنند. [14]

جمع بندی

شهید مدرس از جمله فقیهان و مجتهدان عصر قاجار و پهلوی بود که فضای اجتماعی و سیاسی ایران در هر دو دوره را بخوبی و با درایت درک کرد و نیز با اوضاع جهانی و حتی با اندیشه متفکران سیاسی در دنیای غرب آشنا بود.

مدرس مشکل ایران را دو عامل عمده و اساسی می دانست: یکی، استبداد است که باعث ناتمام ماندن اهداف انقلاب مشروطه، از دست رفتن قدرت پارلمان، رخت بر بستن قدرت و اقتدار از پارلمان و بازگشت آن به پادشاه و منصب پادشاهی گردید.او بر این باور بود که در هر صورت، باید قوانین اسلامی جاری و ساری شود و برای اجرای قوانین اسلامی، نظام، هم می تواند به شکل مشروطه باشد و یا می تواند به شکل جمهوری اداره شود، البته نه جمهوری تقلبی رضاخانی.

عامل دوم، سلطه بیگانگان و وجود سیاست ایجابی در ایران است. مدرس بر این اعتقاد بود که تمام گرفتاری ها به این علت است که عده ای وطن فروش با اجانب همکاری کرده و در صدد فروش ایران و باعث بدبختی و عقب ماندگی ایرانیان شده اند.

پی نوشت



[1] . رضا استادی، مدرس تاریخ و سیاست ص 30

[2] . رضا عیسی نیا، اندیشه سیاسی شهید مدرس ص 24

[3] . همان ص 14

[4] . محمد ترکمان، مدرس در پنج دوره تقنینیه مجلس شورای ملی ج1 ص 404

[5] . همان ج 2 ص 458

[6]. داود فیرحی، تحول تاریخی اندیشه ولایت فقیه، پایان نامه کارشناسی ارشد سال 73، ص 301

[7]. مظفر نامدار، مقاله رهیافتی بر مبانی مکتب ها و جنبش های سیاسی شیعه، ص 35

[8] رضا عیسی نیا، همان ص 43

[9] . محمد ترکمان، همان ج1 ص 315

[10] . همان ص 245 و موسی نجفی، تاملات سیاسی در تاریخ تفکر اسلامی ج2 ص 276

[11] . محمد ترکمان، همان ج2 ص 98

[12] . موسی نجفی، همان ج2 ص 288

[13] . محمد ترکمان، همان ج1 ص 329

[14] . همان، ج1 ص 256

آراء سیاسی و حکومتی شهید مدرس (1287 - 1356 ه.ق)آراء سیاسی و حکومتی شهید مدرس (1287 - 1356 ه.ق)
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶