علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۷۲۶۱
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۲
بخش اول
گرچه اخوانی‌ها، به لحاظ تشکیلات، قوی‌‌تر و قدیمی‌تر و به لحاظ ایدئولوژی، نوگراتر هستند، اما این جریان‌ سلفی است که هم پیروان بیشتری دارد و هم توانسته است با بهره مندی از توانمندی‌های دیگر گروههای سیاسی مثل حزب بعث در عراق به سازمان‌های پیچیده ای دست یابد.
آشنایی با گروه‌های سلفی تکفیری

گفتار اول: عناصر و مختصات تفکر سلفی تکفیری

روند حوادث طی چند سال اخیر نشان می دهد که ایدئولوژی جریان سلفیه نسبت به دو جریان مذهبی دیگر در جهان اهل سنت یعنی اخوان المسلمین و جریان سنتی فقهی، قوت و گسترش بیشتری یافته است[1]. گرچه اخوانی‌ها، به لحاظ تشکیلات، قوی‌‌تر و قدیمی‌تر و به لحاظ ایدئولوژی، نوگراتر هستند، اما این جریان‌ سلفی است که هم پیروان بیشتری دارد و هم توانسته است با بهره مندی از توانمندی‌های دیگر گروههای سیاسی مثل حزب بعث در عراق به سازمان‌های پیچیده ای دست یابد. گذشته از علل و عوامل تاریخی و محیطی، به نظر می‌رسد عامل اصلی گسترش این جریان را باید در جذابیت های ایدئولوژیک آن جستجو کرد و به تحلیل سرشت آن پرداخت. ایدئولوژی سلفی سه ویژگی مهم دارد که مخاطبین خود را به آسانی جذب می کند؛ این سه ویژگی عبارتند از:

1. مذهبی ساده و روانی را بیان می‌کند که فاقد پیچیده‌گی‌هایی در فهم است. ایده ها و آموزه های آنان بدون اینکه پوششی از نظریه پردازی های غامض داشته باشد، برداشتی صریح و ساده از اسلام را ارائه می کند که برای همگان قابل فهم و درک است.

2. سلفی ها بدون اینکه خود را در گفتگوهای تئوریک گرفتار کنند بلافاصله سراغ روش های عملی می روند و با تاکید بر مصادیق و مسایل عینی به برون رفت های عملی می اندیشند.

3. راه حل آنان برای حل مشکلات مسلمانان، غیر محافظه کارانه و صریح است و آنان تنها برون رفت از مصائب کنونی جهان اسلام یعنی «گسترش مظاهر غرب » و « انحراف جامعه اسلامی از اسلام سلف» را راه حل‌های رادیکال می‌دانند، چیزی که برای جوانان ناامید از بهبود اوضاع در جهان اسلامی جذابیت های وافری تولید می‌کند و آنان را مجذوب مسیرهای کوتاه و منتج می نماید.

اما آنچه در فهم گروههای سلفی از اهمیت بسزایی برخوردار است آن است که بخشی از این گروهها، که امروزه از آنان به «سلفی های تکفیری» یاد می‌شود تمایل به «خشونت» دارند. دلایل روی آوری آنان به خشونت چیست؟ و آنان بر چه دستگاهی از فقه تکیه می زنند که این گونه تولید خشونت می‌کند؟ به عبارت دیگر فقه سلفی چیست و چرا خشونت تولید می‌کند؟ اگر دستگاه های فقهی در جهان اهل سنت را به سه دستگاه فقهی؛ فقه سنتی/ فقه المقاصد/ و فقه سلفی، تقسیم کنیم، آنگاه این پرسش نمایان گر می شود که فقه اخیر چه تمایزاتی با دو دستگاه پیشین دارد و منجر به تغییراتی در نظام معرفتی فقهی و کلامی اهل سنت شده است؟ قبل از پاسخ دادن به این پرسش لازم است بر این نکته تاکید کنیم که فقه سلفی به رغم تحجری که در نهان خود دارد از جهاتی روشنفکرانه نیز به شمار می‌آید. دلیل آن نیز، این است که فقه سلفی چندان به مکاتب سنتی چهارگانه پایبند نیست و نسبت به مکاتب اربعه‌ی حنفیه، حنبلیه، مالکی و شافعی، نگرشی انتقادی دارد و به نوعی فقهِ بدون مفتی یا مرجع را ترویج می‌نماید. چیزی که برای روشنفکران اهل سنت جذابیت دارد و تا کنون توانسته است بخشی از نیروهای مدرن و تحصیل کرده را به سوی گروههای تکفیری مثل داعش و القاعده جدب نماید؛ چرا که روشنفکری در همه‌ جوامع، علاقه مند است مذهبی باشد اما به مراجع مذهبی استناد نکند و خود را مقلد جلوه ندهد. این نشان می‌دهد که طرفداران گروههای تکفیری الزاما از گروههای بی سواد و فقیر نیستند و آنان می‌توانند از تمام طبقات اجتماعی نیرو جذب کنند.

الف. قبل از بحث از خشونت، لازم است به تغییرات فقهی که در مساله تکفیر در میان گروههای نکفیری بوجود آمده اشاره کنم. فقه تکفیر مطلب جدیدی نیست و از قدیم در فقه کلاسیک شیعه و سنی در مواردی مثل نسبت دادن کفر به مشرکان/ ساب النبی (ص) وجود داشت اما فقهاء چنین موضوع و حکمی را تحت قواعد و ضوابطی می بردند که در ذیل به آن اشاره می‌کنم:

1. اصل اول حفظ نظام بود یعنی نمی‌شد حاکم اسلامی را تکفیر کرد. حاکم را باید یا دعا کرد و یا نصیحت، به همین دلیل ابن تیمیه قیام امام حسین علیه السلام علیه یزید را تقبییح می‌کرد. به عبارتی دیگر تکفیر در فقه سنتی به حوزه مدنی محدود بود.

2. اصل دوم: هر کس ظاهری اسلامی داشت را تکفیر نمی‌کردند.

3. اصل سوم: تکفیر را به حاکم اسلامی ارجاع می‌دادند تا او اجرای حکم کند و خود فرد نمی‌توانست به اجرای حد بپردازد.

4. اصل چهارم: در نسبت دادن تکفیر آنقدر احتیاط می‌کردند تا حکم به تکفیر به طول بینجامد و حکم معلق شود و معمولا جهل/ خطا/ اکراه/ تاویل/ تقلید را برون رفت از آن می‌دانستند.

ب. با این همه، فقه سلفی/تکفیری بر سه پایه مهم استوار است که هر یک به تنهایی می تواند مولد خشونت در میان آنان باشد. در ذیل به شرح مختصر آنها می پردازیم:

1. توحید:

درباره توحید باید گفت که سلفیه با برابر کردن توحید با عبادت، اقدام به زیر سوال بردن باور و اعمال دیگر مسلمانان می نمایند:

الف) توحید در الوهیت: سلفیه با عدم تفکیک ستایش از پرسش، حکم به مشرک دانستن مسلمان تکریم کننده انبیاء و اولیای الهی می‌دهند. این تفکر، با گستردن معنای عبادت، هر گونه خضوعی در برابر پروردگار را عبادت می شمرد. آنها از عبادت همان معنای لغوی آن یعنی خضوع را اراده می‌کنند و خضوع شیعیان نسبت به اهل بیت را شرک می‌دانند. در حالیکه عبادت خضوع توام با اعتقاد به الوهیت خضوع شونده است و صرف خضوع کردن عبادت به شمار نمی‌آید. به همین دلیل خضوع کردن فرزند در برابر پدر عبادت نیست و اعتقاد به الوهیت امامان معصوم نیز از نظر شیعیان نیز شرک است. به همین دلیل، سلفیه همچنین ضمن نفی توسل و شفاعت و مشرک دانستن قائلین به آن، رفتن بر سر قبور انبیاء و صالحین و توسل به آنها را نامشروع و شرک می‌داند. البته از دیدگاه سلفیه توسل مشروع شامل مواردی مانند توسل به خدا و اسماء و صفات او، توسل هر انسانی به کارهای نیک خود، توسل به دعای برادر مومن در حال حیات می‌شود. در مورد تبرک نیز تنها تبرک مجاز، استلام و بوسیدن حجرالاسود و استلام رکن یمانی و تبرک به پیامبر(ص) در زمان حیات ایشان است و بنابراین تبرک رایج در بین مسلمانان شرک و بدعت است.

ب) توحید در اسماء و صفات: به عقیده سلفیه باید اقدام به حمل ظاهری کردن تمام اسماء و صفات موجود در قرآن درباره خداوند نمود. این اندیشه با اتخاذ رویکرد تجسیمی به خداوند و انکار رویکرد تنزیهی، بر رویت خدا با استفاده از حواس ظاهری در روز قیامت، اثبات دست برای خداوند، صورت خداوند و آمدن خداوند با توجه به آیات قرآن تأکید می‌ورزد. نکته مهمی که در بحث توحید وجود دارد تجلی آن در سپهر سیاست است؛ یعنی اینکه اعتقاد توحید سبب می‌شود تا آنها بر این نکته نیز تاکید کنند که حق قانونگذاری منحصراً در اختیار خداوند است و هر نوع قانون موضوعه را نفی‌کنند. بنا براین، هر دولتی اعم شیعه و سنی علاوه بر احکام شریعت، قانونی را وضع کند را قبول نمی‌کنند و چیزی به نام حوزه‌ی مباحات را نمی‌پذیرند. به همین دلیل؛ از نظر سلفی‌ها، هر کسی که قانونی را وضع کند، مشرک است، چون حق انحصاری خداوند را نقض کرده و وارد حاکمیت خداوند شده و بنابراین مشرک است.

2. اتباع النص

دومین مبنای فقهی سلفی‌ها، مفهوم اتّباع النص است. اتباع النص به معنای حذف مرجعیت مفتی و دعوت مستقیم مومنان به فهم نص اسلامی است. از این رو، منظور سلفی‌ها از مفهوم اتّباع این است که انسان مسلمان از هیچ کسی تقلید نکند، بلکه از نص تبعیت کند. در چنین رجوعی به نص اسلامی، فرد سلفی علاوه بر حوزه عبادات، در تمام آنچه مربوط به حوزه‌های حیات انسانی است؛ به قرآن و سنت مراجعه می‌کند و به فهم خود از نشانه‌های نص صحه می‌گذارد. اما آنچه در ارجاع مستقیم به نص وجود دارد آن است که نص واجد نشانه‌های زیادی است که تولید خشونت می‌کند و اتکاء به فهم غیر اجتهادی مومنان می‌تواند به کشتار دیگران منجر شود. معمولا در فقه سنتی ظرفیت‌های خشونت آمیز برخی از آموزه‌های نص مثل آیات مربوط به جهاد و کشتن مشرکان، توسط واسطه هایی در فهم مثل مفتی(در تفکر اهل سنت) یا امام/ مجتهد (در تفکر شیعی) خنثی می شود و مانع ظهور جریان های خود سر در میان مسلمانان می‌گردد.

3. تزکیه مجتمع اسلامی

سومین مساله در فقه سلفیه، تزکیه است. مفهوم تزکیه نزد آنان با برداشتی که ما از آن داریم، متفاوت است. در ادبیات شیعه، مفهوم تزکیه این است که گاهی انسان به خود مراجعه کرده و اعمال خود را ارزیابی کند و بر طبق آن تصمیم بگیرد، درحالی‏که منظور سلفی‌ها از تزکیه چیز دیگری است. آنها معتقدند امت اسلامی به خطا رفته است و باید به مسیر اصلی اش باز گردانده شود. پس منظور آنها از تزکیه، تزکیه امت است تا تزکیه افراد. مفهوم امت هم با مفهوم حکومت خود را شکل می‌دهد. در واقع، آنها معتقدند که تزکیه‌ امت دو ابزار دارد: یکی عمل به شریعت و دیگری وجود حکومتی که حامی شریعت باشد؛ یعنی چنین حکومتی می‌تواند تزکیه را شکل دهد. منظور از شریعت، شریعتی که در مکاتب اربعه وجود دارد، نیست، بلکه مراد شریعتی است که در نصوص دینی، احادیث و قرآن وجود دارد.


منبع: سایت پژوهشگاه علوم انسانی



[1].امروزه، «هلال تکفیر» از ازبکستان شروع شده و به عراق و اردن و از آنجا به سوریه می‌رسد و در حال پیشروی به شمال آفریقا است

ادامه دارد ...


آشنایی با گروههای سلفی تکفیریآشنایی با گروههای سلفی تکفیری
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶