علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۷۳۰۹
تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۰
گفتگو با آیت الله علوی سرشکی/2
آیت الله علوی درباره اهمیت ورود حوزه با مباحث فلسفه جدید گفت: در حوزه خیلی در بحث فلسفه جدید وارد نمی‌شوند و به کسانی که خدا را رد می‌کنند جواب نمی‌دهند. مدرسان عالی فلسفه حوزه که خط مشی متفاوتی دارند. ای کاش بنشینند با هم صحبت کنند و یک تجدید نظری در فلسفه حوزه بکنند. بالاخره این‌ ضعف است که در دانشگاه جمهوری اسلامی در رشته فلسفه نظریه هیوم و کانت خوانده می‌شود و جواب هم داده نمی‌شود.
ضرورت ورود حوزه در فلسفه جدید

رسای اندیشه - تفکرات افلاطون و ارسطو توسط چه کسی در مسیحیت وارد شد؟

تفکرات افلاطونی و ارسطویی بعد از تولد حضرت عیسی توسط آگوستین به مسیحیت وارد شد. بعد فلوطین آمد که به او افلاطون دوم یا افلاطون توحیدی می‌گویند. او پایه را روی توحید گذاشت و گفت مبداء عالم واحد بوده و بعد کثیر شده است. او می‌گفت خدا عقل را آفرید و عقل، نفس را و نفس، ماده را آفرید. بعد عقل شد عقول، و بعد عقولِ عشره. فلاسفه بعدی‌ این‌ها را گسترش دادند. فلسفه ملاصدرا در واقع همان مجموعه تفکرات افلاطون و فولوطین است.

فلسفه ملاصدرا در واقع همان مجموعه تفکرات افلاطون و فولوطین است.
درس امام صادق(ع) یک دانشگاه کامل بود و حضرت رشته‌های مختلفی را آموزش می‌دادند؛ در بحث اصول، فقه، عقاید، فلسفه، فیزیک و شیمی شاگردان مختلفی داشت. در بحث عقاید هشام بن حکم و بحث‌های فیزیک و شیمی ‌و فلسفه جابربن حیان بود. در آن موقع که مردم زیاد درس‌خوان نبودند چهار هزار شاگرد نزد امام صادق(ع) می‌آمدند. این‌ برای بنی عباس که نمی‌خواستند اصلا آل علی مطرح شوند واقعا یک فشار بود. آقای مصباح یزدی نقل می‌کنند که این‌ها با پادشاه روم صحبت کردند تا از آن‌جا کتاب‌های علمی ‌را بیاورند و ترجمه کنند. همین باعث نهضت ترجمه شد. ترجمه کتاب های علمی از زمان هارون شروع شد اما معتصم و مأمون بیشتر موفق شدند ترجمه را گسترش دهند. ابواسحاق کندی و عبدالله هَمسی بعضی از این کتب را ترجمه کردند. عبدالله همسی به چند زبان مسلط بود. آن‌ها اصالتا یهودی بودند و یهودی‌ها در ترجمه قوی بودند. الان هم کتاب منطق ارسطو که عبدالله همسی با دستور معتصم عباسی ترجمه کرده در کتابخانه آقای مرعشی نجفی موجود است. یعنی فلسفه غربِ قدیم از طریق ابواسحاق کندی آمد و بعد فارابی هم از او گرفت. ابن سینا از فارابی و همین‌طور همه از هم کمک گرفتند. اما آن‌ها می‌خواستند جمع‌آوری بکنند.

در هر حال بعد از ارسطو و افلاطون و همچنین بعد از آقای ابواسحاق کندی، فارابی آمد. فارابی شیعه بسیار خوب و متدین و دانشمد بزرگی است. او با حمایت مالی سیف‌الدوله (که او هم از شیعیان بود) ­خواست تا اقتدار شیعه در مقابل غیرشیعه را در منطق و فلسفه نشان دهد. سیف‌الدوله به فارابی پول می‌رساند و از او درخواست کرد تا آن‌چه گذشتگان آورده‌اند را تألیف کند و انصافا آقای فارابی منطق ارسطو را خوب ترجمه کرده است. ابن سینا می­گوید من کتاب ارسطو را چهل بار خواندم نفهمیدم، اما وقتی کتاب شرح فارابی به دستم رسید، فهمیدم. فارابی واقعا فیلسوف بزرگی است.

رسای اندیشه - امروز در حوزه‌ چه نحله‌های مهم فلسفی وجود دارد؟

بعضی بزرگان همان‌ فلسفه قدیم را درس می­دهند و خوب هم درس می‌دهند. یعنی وقتی که حرف ملاصدرا را در رد «اتم» می‌خوانند انگار اصلا اتمی وجود ندارد یا عقول عشره را که درس می­دهند انگار همان حرف‌های بطلمیوس در فضا حاکم است. البته شاید هم معتقد نباشند، اما حرف‌های ملاصدرا که با علم روز نمی‌خواند را رد نمی‌کنند و به بطلان آن تصریح نمی‌کنند. خیلی از حرف‌های ملاصدرا باید نقد و بررسی شود. لااقل برای طلبه‌های جدید حرف‌های باطل‌شده را نگوییم.

فلسفه قدیم به معنای فلسفه ملاصدرا، فلسفه ابن سینا و فلسفه افلاطون و ارسطو است
البته برخی هم با این‌ نظریه «اتم» را ثابت می‌کنند، اما توجهی به لوازم علم جدید ندارند و هنوز قائل به حرکت جوهری هستند. با نظریه «اتم»، حرکت جوهری باطل شده است. این‌که آب یخ می­زند یا بخار می­شود، یک تغییر ماهیت نیست که اتم‌هایش تغییر کند. یا این‌که خاک، گیاه می­شود و گیاه، بدن انسان می­شود و بدن انسان دوباره خاک می‌شود، این‌ها تغییرات عرضی و جابجایی اتم­هاست. بعضی رفقای ما که همان فلسفه قدیم خواند‌ه‌اند همین الان هم می­گویند شاید نظریه «اتم» دروغ باشد. ملاصدرا در قسمت هشتم و نهم اسفار درباره نفس می­گوید النفس جسمآنیة الحدوث روحانیة البقا؛ همین جسم مادی خارجی تغییر می­کند، می­شود انسان؛ یعنی چون حرکت جوهری است، ماهیت این‌ها تغییر می‌کند، درحالی‌که هیچ وقت ماهیت الکترون و پروتون عوض نمی­شود و همیشه طبق قوانین جبر عمل می‌کند. ما اصلا حرکت جوهری نداریم این‌ها حرکت عرضی است.

رسای اندیشه - منظور شما دقیقا از فلسفه قدیم چیست؟

مرحوم ملاصدرا بر اساس حرف ارسطو منکر حسن و قبح ذاتی بود شده است.
فلسفه قدیم به معنای فلسفه ملاصدرا، فلسفه ابن سینا و فلسفه افلاطون و ارسطو است. البته بعضی می­گویند این، آن فلسفه نیست. آن‌وقت سیصد مسأله بود الان 700 مسئله شده است. درست می‌گویند، اما اصول فلسفه همان اصول فلسفه ارسطو و افلاطون است و مرحوم ملاصدرا روی آن اصول بحث کرده است. مرحوم ملاصدرا بر اساس حرف ارسطو منکر حسن و قبح ذاتی بود شده است. ملاصدرا در جلد نهم اسفار درباره اخلاق می‌گوید آدم باید در هر چیزی حد وسط باشد از جمله در عقل. اگر عقل آدم زیاد باشد بد است چون سر مردم کلاه می­گذارد و اگر هم عقل کم باشد، کلاه سرش می­رود. بنابراین باید متوسط باشد. در حالی که اگر قائل به حسن و قبح ذاتی بود می­گفت اگر عقل انسان زیاد باشد آدم کار زشت انجام نمی­دهد؛ اما می‌گوید اگر عقل زیاد باشد کلاه سر آدم می­گذارد در حالی که ما اعقل بشر را پیغمبر اسلام می‌دانیم. مگر انبیاء غیر این‌اند؟ برخی مثل آقای مصباح به مواردی که از نظر علم باطل شده تصریح می‌کنند. ایشان می‌گوید عقول عشره که از نُه فلک بطلمیوسی گرفته شده، دیگر باطل شده است و پایه و اساسی ندارد. یا می‌گوید در غرب خیلی روی معرفت‌شناسی کار شده است اما در بین ما کار نشده است. من روش آقای مصباح را می­پذیرم. در عین حال که کم و بیش به اصول فلسفه قدیم معتقد است ولی در مواردی که یافته مخالف علم است صریحا می­گویند. آقای سبحانی نیز همان حرف فیلسوفان قدیم را می­گوید اما اگر حس کند با دین تضاد دارد، صریحا رد می‌کند. ملاصدرا به تبع ابن سینا و ارسطو منکر حسن و قبح ذاتی است یعنی قبول ندارد عدالت ذاتا خوب و ظلم ذاتا بد است. آقای سبحانی می‌گوید اگر قبول نکنیم که عدالت ذاتا خوب و ظلم ذاتا بد است اصلا نمی‌توانیم عدالت خدا را اثبات کنیم. هم‌چنین نبوت و وحی را نیز نمی‌توانیم اثبات کنیم. این نکته نظر مهمی است. آقای سبحانی می‌گوید اگر ما حسن و قبح ذاتی قبول نکنیم، 15مورد دیگر را نمی‌توانیم اثبات کنیم.

ملاصدرا به تبع ابن سینا و ارسطو منکر حسن و قبح ذاتی است یعنی قبول ندارد عدالت ذاتا خوب و ظلم ذاتا بد است.
در حوزه خیلی در بحث فلسفه جدید وارد نمی‌شوند و به کسانی که خدا را رد می‌کنند جواب نمی‌دهند. مدرسان عالی فلسفه حوزه که خط مشی متفاوتی دارند. ای کاش بنشینند با هم صحبت کنند و یک تجدید نظری در فلسفه حوزه بکنند. بالاخره این‌ ضعف است که در دانشگاه جمهوری اسلامی در رشته فلسفه نظریه هیوم و کانت خوانده می‌شود و جواب هم داده نمی‌شود. هیوم و کانت اثبات می‌کنند که نمی‌شود خدا را اثبات کرد. این عیب است که در رشته فلسفه غرب بگویند خدا قابل اثبات نیست یا بعضی از آن‌ها مثل ژان پل سارتر بگویند وجود خدا محال است و رد هم نکنند.

قدم اول را مرحوم مطهری برداشت و اولین کسی که رابطه را برقرار کرد مرحوم شهید مطهری بود و الا با علم جدید کاری نداشتیم
تا حالا در حوزه کسی جواب نداده است. البته من هم حرف هیوم و هم حرف کانت را جواب داده‌ام و دانشگاه‌ هم پاسخ را تأیید کرده است. اما کسی که را نداشتیم که این پاسخ را به دانشگاه برساند. یک آقایی که در دانشگاه رفته بود برای من نقل کرد در دانشگاه اگر حرف‌های فلسفه غرب را از قول شما نقل کنند، می‌پذیرند، چون می‌گویند او فلسفه غرب بلد است. غالبا فلسفه غرب را از حوزوی‌ها نمی‌شنوند. چون تخصص نداریم نظراتشان را اشتباه تبیین می‌کنیم. قدم اول را مرحوم مطهری برداشت و اولین کسی که رابطه را برقرار کرد مرحوم شهید مطهری بود و الا با علم جدید کاری نداشتیم. الان باید آن مسیر را ادامه دهیم. من یک چیزهایی نوشتم و هیچ تعصبی هم روی آن ندارم. تا حالا کتاب‌هایم را هم دانشگاهیان دیدند و هم در حوزه آقای مصباح دیده و تأیید کردند. حالا هم بیایند ببینند اگر واقعا جوابی که به هیوم و کانت من دادم صحیح است به دانشگاه ببرند. چرا در دانشگاه ما برخی جوان‌ها حرف‌های کانت و هیوم را بخوانند و بی­‌دین بشوند و این جواب را به آنها نرسانند.

انشاء‌الله اینها قدم‌هایی باشد برای تکامل فلسفه حوزه. انشاءالله در آینده فلسفه‌ای داشته باشیم که پاسخگوی همه دنیا باشد. فلسفه قوی‌ای که پاسخگوی برخی آقایانی باشد که به خارج رفتند و امروز آمدند حرف‌های بی‌ربطی می‌زنند. الان ما در این زمینه خیلی قوی نیستیم. ما باید در تمام بخش‌های فلسفه، نه تنها فلسفه وجود، فلسفه شناخت و فلسفه ماوراء الطبیعه، بلکه فلسفه حقوق، فلسفه اخلاق، فلسفه سیاسی و فلسفه دین قوی باشیم و حرف اول را در دنیا بزنیم.

ادامه دارد ...

ضرورت ورود حوزه در فلسفه جدیدضرورت ورود حوزه در فلسفه جدید
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶