علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۷۴۵۸
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۹
آیت الله علوی سرشکی با بیان اینکه در سخنان اهل بیت علیهم السلام گزاره‌های عقلی نیز وجود دارد گفت: ائمه معصومین گزاره عقلی هم داشتند که در حوزه توجه چندانی به گزاره‌های عقلی ائمه نمی‌شود. ما باید برای این‌ها ارزش قائل بشویم، ولی متاسفانه برخی در حوزه کانه امام صادق( ع)یک مساله¬گوی فقهی است؛ یعنی روی فقهش حساب می¬کنند نه حرف‌های عقلی‌اش.
برخی در حوزه به گزاره‌های عقلی ائمه توجه نمی‌کنند

رسای اندیشه - آیا بجز تفکر عقلانی برای درک نفس و روح راه دیگری برای درک آنها داریم؟

بله، مثل هیپنوتیزم و منیتیزم. کارهایی که مرتاض‌ها می­کنند. صریح می‌گویند که در آینده چه اتفاقی می‌افتد. دقیقا مانند یک روزنامه‌نگار از آینده خبر می­دهند و از حوادثی که هیچ احتمالی و قرائنی ندارد و حتی گاهی عکس قرائن است، خبر می‌دهند. کاملا مشخص است که به‌وسیله روح یا هرچیز دیگری که ورای ماده است، این کار را می‌کنند. با واسطه برای من نقل کردند که تاریخ بلیط مثلا یکشنبه بود. می‌خواست مرتاضی را امتحان کند، از او پرسیده بود من چه روزی مسافرت می‌کنم. مرتاض تاریخ یک روز بعد از حرکت قطار را گفته بود. روز حرکت قطار، یک مشکل فنی پیش آمد و فردای آن روز قطار حرکت کرد.

حتی از راه شواهد تجربی می‌توانیم بر غیرمادی بودن روح دلایلی بیاوریم
گاهی بعضی خواب­ها همین‌طور است. چند وقت پیش یادم است در فوتبال اروپا، آن آقا می‌گفت من خواب دیدم سه گل به فلان کشور می­زنیم. دقیقا هم همان شد. در حالی که فوتبال عمده­اش اتفاق است؛ یعنی این‌گونه نیست که با محاسبات ریاضی و فیزیک حساب بکنند. نه یک مورد دو مورد، بلکه مواردی است که نویسندگان غربی کتاب‌هایی نوشته‌اند و کاملا نشان می‌دهد که ما حتی از راه شواهد تجربی می‌توانیم بر غیرمادی بودن روح دلایلی بیاوریم.

در عین حال ما از راه خود دلیل عقلی، [برای درک و اثبات روح] دلیل کافی داریم. یکی از آن دلایل فاعل مختار بودن ماست. ما فاعل مختاریم و گاهی بین خواست غریزی و عقلی ‌ما اختلاف می­شود؛ مثلا اگر دنبال منافع و شهوت‌مان برویم با عقل‌مان منافات دارد. ما مختاریم خواست عقل‌مان را انتخاب کنیم یا خواست شهوت‌مان را. اما اتُم فاعل مختار نیست. همه فیزیکدانان اتفاق دارند که تمام حرکات اتم بر اساس جبر فیزیک و جبر مکانیک است. فهم و اختیار در ماده وجود ندارد. این را در کتاب «نقد و بررسی اثبات خدا در قمست آخر نفس به طور مشروح آورده‌ام.

رسای اندیشه - در گزاره‌های دینی اگر ما بخواهیم از بودن و نبودن خدا صحبت کنیم آیا بحث هست‌ و نیست در آن‌جا مطرح نمی‌شود؟

مطرح می­شود، مقدمتا. مثلا در اول جلد سوم یا چهارم بحار آمده است یک طبیب هندی آمد خدمت امام صادق علیه‌السلام و گفت من یقین دارم خدا نیست. حضرت با توضیحاتی اثبات کردند خدا هست و آن شخص معتقد به خدا شد. به عنوان مقدمه بله، بحث عقلی می‌کنیم اما اعتقاد به خدا یک امر قلبی است. آن [امر قلبی] است که مرا مسلمان می­کند؛ یعنی اگر یک نفر در استدلال رسید که خدا هست اما بگوید نمی‌خواهم نماز بخوانم، این فرد مسلمان نشده است؛ و لو یقین دارد که خدا هست و پیغمبر اسلام حق است؛ اما تا شهادتین را نگفت و قلبش به آن معتقد نشد، (مسلمان نیست)؛ یعنی تسلیم و اعلام تسلیم شهادت قلبی؛ باید بگوید و به زبان هم جاری کند. اگر نگوید مسلمان نشده است، یعنی گزاره دینی را ادا نکرده است. اما بحث­های فلسفی از هست­ها بحث می­شود.

ائمه معصومین گزاره عقلی هم داشتند که در حوزه توجه چندانی به گزاره‌های عقلی ائمه نمی‌شود. ما باید برای این‌ها ارزش قائل بشویم، ولی متاسفانه برخی در حوزه کانه امام صادق( ع) یک مساله­‌گوی فقهی است؛ یعنی روی فقهش حساب می­کنند نه حرف‌های عقلی‌اش.

بنابراین بحث این است گزاره دینی باید و نبایدهاست و به رفتار، گفتار و اعتقاد ما مربوط می­شود؛ اما آن‌چه درباره هست‌و نیست­‌هاست گزاره‌­های علمی ‌و عقلی است. پیغمبر و ائمه اطهار هم گاهی گزاره‌های ­عقلی و علمی‌ می‌گفتند. اما ما نباید گزاره­های دینی را با گزاره­‌های عقلی یا گزاره‌های علمی‌ تجربی مخلوط کنیم.

رسای اندیشه - یعنی می‌گویید این دو گزاره با همدیگر بسته کامل می‌شود برای هدایت.

بعضی موارد یک بحث عقلی می‌خواهد؛ مثل اثبات خدا. ما آن را می‌گوییم خوب است. خیلی هم مفید است.

رسای اندیشه - این را جز دین حساب می‌کنیم یا نه؟

مقدمه دین است.

رسای اندیشه - مقدمه دین هم واجب است.

ائمه معصومین گزاره عقلی هم داشتند که در حوزه توجه چندانی به گزاره‌های عقلی ائمه نمی‌شود
بله، عقلا واجب است؛ مثل شناخت خدا. ما نمی­توانیم بگوییم شناخت شرعا واجب است؛ چون وجوب شرعی فرع اعتقاد است و دور یا تسلسل لازم می­‌آید. شناخت خدا عقلا واجب است و مقدمه­‌اش هم بحث عقلی است. اما بحث عقلی گزاره دینی نیست. ممکن است یک نفر با عقل به حقانیت خدا و پیغمبر و ائمه برسد، اما به‌خاطر انگیره­‌های نژادی و طایفگی و... مسلمان نشود. نمی‌توانیم بگوییم چون می‌داند پیغمبر حق است، مسلمان است. خداوند در قرآن راجع به قوم فرعون می‌فرماید: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً؛ و آن (معجزات) را از روی ظلم و سرکشی انکار کردند، در حالی که قلبا به آن یقین داشتند». می‌دانستند موسی حق می‌گوید و یقین قلبی داشتند ولی کافر بودند؛ یعنی بحث اعتقاد یک مسأله است و بحث علمی ‌مسأله‌ای دیگر. می­تواند مقدمه­‌ای در یک مورد باشد، نه این‌که همه بحث‌های علمی ‌مقدمه اعتقاد باشد. دلایل اثبات خدا مقدمه بحث اعتقاد به خدا است. دلایل اثبات نبوت و اثبات معجزه­‌اش، مقدمه شناخت نبی است؛ اما بحث عقلی و گزاره‌اش، عقلی است.

ادامه دارد ...

برخی در حوزه به گزاره‌های عقلی ائمه توجه نمی‌کنندبرخی در حوزه به گزاره‌های عقلی ائمه توجه نمی‌کنند
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶