علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۸۳۱۵
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۶:۰۱
حجت الاسلام و المسلمین نصیری با بیان ضرورت تغییر کتب درسی گفت: بنده در بحث‌هایی که دارم بارها به طلاب می‌گویم شیخ انصاری که نه رسائل خواند و نه مکاسب، شد شیخ انصاری. آخوند، کفایه نخواند و شد آخوند خراسانی. معنی آن این است که راه رسیدن به تولید علم این‌ها نیستند. چطور آخوند، کفایه‌ را نخوانده، شد آخوند. پس چرا این‌قدر تاکید می کنیم که علم یعنی فهم مکاسب و کفایه. این بسنده‌انگاری در دانش است.
توجه زیاد به کتابهایی نظیر کفایه در حوزه، راه تولید علم را بسته است


قسمت چهارم مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین دکتر نصیری


حضور در درس مکاسب وکفایه

از افتخارات بنده این است که کفایه را خدمت آیت‌الله رضازاده بودیم. ایشان تلاش می‌کردند دوستان به سمت کار تحقیقی هم بروند.

مکاسب را خدمت آیت‌الله مرتضوی بودم. من هنوز که هنوز است یک علاقه و ارادت فوق‌العاده ویژه‌ای به ایشان دارم. درس مکاسب ایشان 4-5 سال طول کشید و جالب بود که در طول این چهار سال اصلا تعطیلی نداشت. درس مکاسب بود، ولی این مرد به قدری دقت‌ علمی داشت که در واقع خارج فقه بود. بعد از مکاست، در درس خارج فقه ایشان شرکت کردم. از سال 72 در درس خارج فقه و اصول شرکت می‌کردم.

سایر اساتید حوزه علمیه مشهد

هم چنین در مشهد مدتی در درس خارج اصول آیت‌الله میرزاعلی آقای فلسفی شرکت می‌کردم. درس خارج اصول آیت‌الله علم الهدی فوق‌العاده قوی بود که شرکت می‌کردم. یک عالمی بود به نام آیت‌الله شبیر نجفی که از هندوستان بود. وی در بحث روایات و نهج البلاغه بسیار مسلط بود. شب‌ها خصوصی درس ایشان می‌رفتیم.

آیت‌الله سیدجعفر طباطبایی که الان در مشهد هستند به تنهایی خدمت ایشان تفسیر صافی می‌خواندم.

دانشگاه رضوی و آغاز دروس تخصصی حوزه

از سال 70 زمزمه تخصصی‌شدن دروس در دانشگاه جدی شد. دانشگاه سه رشته علوم قرآن، حقوق و فلسفه را راه انداخت. علاقه‌ام به قرآن کریم زیاد بود. رفتم رشته قرآن کریم. بعد از مدتی بنده مدیر گروه این رشته شدم.

از افتخارات بنده این است که کفایه را خدمت آیت‌الله رضازاده بودیم.
در دهه هفتاد ‌آیت‌الله معرفت هر پنج‌شنبه از قم می‌آمد ‌و بحث‌های قرآنی داشت. برای درس قرآن ‌و حدیث از اساتید دعوت می‌کردیم؛ آقای شانه‌چی، آقای دکتر ایروانی، آیت‌الله خزعلی از تهران، آیت‌الله سبحانی و آیت‌الله استادی دعوت می‌شدند. بنابراین دانشگاه رضوی (از سال 70 تا 77) زمینه ارتباط ما را با علوم قرآن و تفسیر و حدیث فراهم کرد از این جهت برای ما خیلی مفید بود.

آرام آرام گروه قرآن جدی‌تر شد و شکل گرفت. ضمن این‌که کار گروه را انجام می‌دادم، پیشنهاد دادم یک مرکز پژوهش در دانشگاه شکل بگیرد. بعد از گذشت سه چهار ماه، اولین مجله داخلی قرآنی دانشگاه را به نام مجله علوم و معارف قرآنی منتشر کردیم.

حوزه علمیه مشهد و نخستین گامهای تدریس

من در دانشگاه علوم اسلامی رضوی شروع کردم به تدریس. ادبیات را درس می‌دادم. لمعه را هم هر روز تدریس می‌کردم. آرام آرام تدریس تفسیر و علوم قرآنی و حدیث شروع شد. در بیرون دانشگاه یک مدرسه علمیه حضرت رقیه علیهاسلام برای خواهران بود که تقریبا هرروز رسائل و مکاسب را آن‌جا تدریس می‌کردم. بعدها در مدرسه علمیه نواب در یک دوره کوتاه خارج اصول تدریس کردم.

در کنار تدریس در حوزه در دانشگاه فردوسی مشهد دروس معارف اسلامی را تدریس می کردم.

دفاع از پایان نامه در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا

در سال 1378 در دانشکده الهیات دانشگاه تهران از رساله کارشناسی ارشد با عنوان «جایگاه هنر و زیباشناسی از منظر قرآن کریم» دفاع کردم. به قم که آمدم به خاطر مسأله دکتری گاهی به تهران رفت‌وآمد می‌کردم. سال 82 در دانشکده الهیات از رساله دکتری با عنوان «مکتب تفسیری صدرالمتالهین» دفاع کردم.

نکته ای در اینجا خوب است به آن اشاره کنم بحث رساله نویسی در حوزه است. متاسفانه در حوزه به طلبه ای که چهار سال در مرکز تخصصی می رود با طلبه ای که چهارسال درس خارج می رود و این دوره ها را ندیده است با هم میگویند که رساله بنویس. خوب معلوم است نتیجه چه می‌شود. یکی از اشکالات این است. باید زیرساخت‌های دانشی و هم مهارتی را تقویت کنیم و این الان در حوزه درست انجام نمی‌شود.

نخستین کتابی که در سال 1374 در پی دغدغه های اصلاحی حوزه نگاشتم «سازمان روحانیت، کاستی ها و بایستگیها» نام داشت که بنا به مصالحی از انتشار آن صرفه نظر کردم.

ورود به حوزه علمیه قم در سال 77

اولین بار که به مکه مشرف شدم. آن‌جا از حضور پیامبر(ص) یک خواهشی کردم. به ایشان عرض کردم اگر مصلحت می‌دانید راه را برایم هموار کنید تا به قم بروم. الحمدلله شرایط فراهم شد و به قم آمدم. از همان اوایل ورود به قم در دو مرکز دائره المعارف فقه اهل بیت (مرکز فقهی) و معارف قم (مرکز قرآنی) به صورت جدی فعالیتم را شروع کردم. در مرکز فرهنگ قرآن کریم به عنوان نویسنده و محقق یک‌سری مدخل‌های دائره المعارف قرآن فعالیت داشتم. بعد مدتی به عنوان مدیر یکی از گروه‌های بخش معارف همکاری داشتم. الان نیز همچنان با آن مرکز همکاری دارم.

در دائره المعارف فقه اهل بیت علیهم‌السلام هم در دو بخش همکاری داشتم.

استمرار تحصیل در حوزه علمیه قم

چنان که بیان کردم به این قصد وارد حوزه علمیه قم شدم که دروس این حوزه را هم درک کنم. قبلا با بعضی اساتید حوزه علمیه قم آشنا بودم و در درس‌شان که در مشهد برگزار می‌شد شرکت می‌کردم. آیت‌الله مکارم هر سال تابستان‌ها مشهد می‌آمدند و مباحث مستحدثه فقه را در یکی از شبستان‌های حرم امام رضا علیه‌السلام مطرح می‌کردند. هر سال یکی از مسائل مستحدثه را بحث می‌کردند. آیت‌الله جوادی برخی از تابستان‌ها به دانشگاه رضوی می‌آمدند و من در تفسیر سوره حشر شرکت می‌کردم.

در درس خارج اصول آیت الله سبحانی شرکت کردم. به خاطر علاقه قلبی‌ای که به آیت‌الله فاضل لنکرانی داشتم، مدتی به درس ایشان هم رفتم. مدتی هم درس فقه آیت‌الله معرفت که در منزل‌شان برگزار می‌شد شرکت کردم.

باید زیرساخت‌های دانشی و مهارتی طلاب را تقویت کنیم
همزمان با ورود این ناچیز به قم، دانشکده علوم حدیث تهران، تازه تأسیس شده بود که به بخش پژوهش دانشکده آن‌جا دعوت به همکاری شدم. هم تدریس داشتم و هم مدیریت بخش پژوهش را بر عهده داشتم. ورود این ناچیز در حوزه علمیه قم، با ادامه تحصیل در درس خارج، همکاری با بخش پژوهشی مراکز و همچنین تدریس همراه شد.

ضرورت تقویت روحیه تحقیق در حوزه های علمیه

در حال حاضر بالای نود درصد دروس حوزوی متکی بر فقه و اصول است. این را همه اذعان دارند. آن 90 درصد هم با روش متنی است. یعنی استاد افتخار می کند که بارها کفایه را درس داده است و طلبه افتخار می کند که کفایه را تدریس می کند.

اما تا بگویی شما می‌توانید بر کفایه نقد بزنید؟ پاسخی نمی بینیم. من در مشهد در جلسه درس کفایه آیت‌الله رضازاده بودم. صورتم یک‌مقدار سرخ شد. یکی از دوستان کنار من بود گفت چه شده است؟ گفتم دارم فکر می‌کنم ما داریم همه هوشمان را به کار می‌بریم که متن ایشان را بفهمیم؛ یعنی فراتر از متن نمی‌توانیم بفهمیم؟ اصلا برگردیم و مسأله را از بیرون نگاه کنیم. حالا ایشان این‌گونه دیده است، نمی‌شود بحث را عوض کنیم و یک‌طور دیگری نگاه و تحلیل کنیم؟ بنده به خودم این جرأت را می‌دادم که این‌گونه کتاب مطالعه کنم.

الان در حوزه یک چیزی را به طلاب تلقین کردیم و گفتیم اگر کسی کفایه بخواند دیگر خدای اصول است و اگر کسی مکاسب را بفهمد در فقه تراز بالاست. در حالی که ضمن احترام به این کتاب‌ها باید تاکید کرد که نباید در این کتاب ها توقف کنیم و نهایت علم را در فم آنها بدانیم.

توجه زیاد به کتابهایی نظیر کفایه در حوزه، راه تولید علم را بسته است
بنده در بحث‌هایی که دارم بارها به طلاب می‌گویم شیخ انصاری که نه رسائل خواند و نه مکاسب، شد شیخ انصاری. آخوند، کفایه نخواند و شد آخوند خراسانی. معنی آن این است که راه رسیدن به تولید علم این‌ها نیستند. چطور آخوند، کفایه‌ را نخوانده، شد آخوند. پس چرا این‌قدر تاکید می کنیم که علم یعنی فهم مکاسب و کفایه. این بسنده‌انگاری در دانش است.

چرا یک کاری کردیم که فکر می‌کنیم علم فقط به گذشتگان ما داده شده است و آن‌ها فهمیدند و ما اگر فقط برویم حرف آن‌ها را بشنویم هنر کردیم. بنده از بیخ‌و‌بن با این تفکر مخالف بوده و هستم.

باید اذعان کرد که سرمایه دانش و یک فکر، در بستر مطالعه شکل می‌گیرد. می‌گویند حسن السؤال نصف العلم؛ یعنی شما تا نیمه راه که بروید، تازه سؤال در ذهن شما تداعی می‌شود. سؤال همین‌جوری تولید نمی‌شود. مطالعاتی باید باشد تا دانشی تولید شود، از دل آن مسأله تولید شود و مسأله برود جلو. می‌گویند علم حرکت از مبادی معلوم به مبادی مجهول است.

همکاری با مراکز پژوهشی و آموزشی قم

از سال 1380 همکاری خود را با پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی آغاز کردم. این پژوهشگاه تازه فعالیتش جدی شده بود. به عنوان عضو هیئت علمی ثابت دعوت به همکاری کردند. همکاری ما تا اواخر دهه هشتاد ادامه پیدا کرد. حاصلش مدیریت گروه قرآن آن‌جا و ارائه طرح‌ها بود.

بعد وارد دانشگاه معارف اسلامی شدم. حدود 6 سال در کنار تدریس مدیر گروه قرآن آن‌جا بودم.

بنیان گذاری موسسه معارف وحی و خرد

طی قریب به بیست سال کار تحقیق و پژوهش و همکاری با مراکز مختلف را دنبال کردم تا این‌که در سال 88 متوجه یک نکته شدم و آن این بود که در این مراکز که می‌روم با همه احترامی که برایشان قائلم، مراکز برای خودشان یک محدودیت‌هایی دارند. از طرفی ما ایده‌هایی داریم و می‌خواهیم اینها را جلو ببریم.

از سال 85 ایده بنیان گذاری موسسه را پیگیری کردم. بعد از ارائه مدارک و کارهای پیچیده اداری خلاصه به لطف الهی در سال 88 مؤسسه معارف وحی و خرد را به ثبت رساندم. بعد از یکی دو سال مجوز انتشارات وحی و خرد را گرفتیم. مسأله مؤسسه یک مقدار کار ما را جهت داد و از آن سال تا الان بعضی از آثاری که این‌جا می‌بینید چاپ خود مؤسسه است.

فکر کنم تاکنون حدود 16 کتاب چاپ کردیم. البته ما مشکل جدی بودجه داریم. در سایر مراکز ما مشکل بودجه نداشتیم و دردسر چاپ با ما نبود. این‌جا دردسر است، اما ما تحمل می‌کنیم.

آغاز تدریس خارج فقه

مطالعات آغازین در باره چگونگی تدریس خارج فقه را از سال 1390 آغاز کردم خیلی مطالعه، فکر و مشورت کردم. در آخر به این نتیجه رسیدم بهترین کاری که باید انجام بدهم، کار روی وسائل الشیعه است. یعنی فقه، باید مبتنی بر فرمایش اهل بیت باشد. بیش از یک سال روی روش و چگونگی تدریس مبتی بر این کتاب کار ‌کردم. اواخر سال 91 بحث خارج فقه را شروع کردم.

ضرورت اهتمام حوزه به مطالعات وحیانی

پیامبر می‌فرماید میراث من این دو (قرآن و اهل بیت) است و حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه فرمود: «إِنَّ كَلَامَ الْحُكَمَاءِ إِذَا كَانَ صَوَاباً كَانَ دَوَاءً وَ إِذَا كَانَ خَطَأً كَانَ دَاءً؛ گفتار حکیمان اگر صحيح و درست باشد دوا (داروى شفابخش) و اگر نادرست وخطا باشد درد و بيمارى است».

در برابر آن حضرت در باره قرآن چنین فرموده است:

فَإِنَّهُ يُنَادِي مُنَادٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ كُلَّ حَارِثٍ مُبْتَلًى فِي حَرْثِهِ وَ عَاقِبَةِ عَمَلِهِ غَيْرَ حَرَثَةِ الْقُرْآنِ فَكُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ أَتْبَاعِهِ؛ ندادهندهاى در قيامت ندا مىدهد: امروز هر انسانى دچار بذرى است كه افشانده و گرفتار نتيجه عمل خود است جز آنان كه زارع بذر قرآن در سرزمين حيات خود بودند.

حضرت به کلام حکیم که رسید فرمود ممکن است خطا داشته باشد؛ اگر درست باشد دوا و اگر نادرست باشد، بیماری است. حضرت علی(ع) به پسرش محمدبن حنفیه فرمود: اقبل من الحکماء مواعظهم و تدبر أحکامهم.

پیداست که بعد از کلام خدا، انبیا و معصومان، کلام حکما داریم. کلام حکمای الهی هم طبق این روایت، ثواب و خطا دارد. تنها دو کلام است (سخن خدا و سخن معصوم) که خطاناپذیر است.

معتقدم حوزه ما کمترین بهره را از قرآن و عترت می‌برد
من معتقدم حوزه ما کمترین بهره را از این دو بخش می‌برد. حوزه خودش را وقف فقه و اصول کرده است. به تعبیر بسیاری از بزرگان از قدیم می‌گویند فقه اصغر. چون تفقهِ مطابق آیه نفر (آیه 122 سوره توبه)، فقه اکبر است؛ یعنی اعتقادات و اخلاقیات دین. ما فقط روی فقه اصغر که بخش نازلی دین است سرمایه‌گذاری کردیم. تازه فقه ما، بیشتر دیدگاه‌مدار است تا معصوم‌مدار. شما در بحث های رایج فقهی بیشتر می‌بینید که دیدگاه فقیهانی همچون صاحب جواهر و دیگران مورد توجه قرار می گیرد تا نص سخن معصوم! به عبارت روشن تر، نخست حرف‌های فقهاء مورد نقض و ابرام قرار می گیرد آن گاه در آخرین مرحله سخن معصوم آورده می شود.

پایان

تهیه و تنظیم: علی حاج آخوند - مصطفی منفرد

توجه زیاد به کتابهایی نظیر کفایه در حوزه، راه تولید علم را بسته استتوجه زیاد به کتابهایی نظیر کفایه در حوزه، راه تولید علم را بسته است
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶