کد خبر: ۸۳۲۵
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۲
به مناسبت کودتای 28 مرداد
شصت سال است كه از بيست و هشت مرداد سى و دو تا امروز در هر موردى كه با آمريكايى‏‌ها مسئولين اين كشور اعتماد كردند، ضربه خوردند. يك روزى مصدق به آمريكايى‏‌ها اعتماد كرد، به آنها تكيه كرد، آنها را دوست خود فرض كرد، ماجراى بيست و هشت مرداد پيش آمد.
مصدق به آمریکا اعتماد کرد

- در سال 1332 كه قضيه 28 مرداد پيشامد كرد، من كاملًا در جريان سقوط مصدّق و حوادث آن روز بودم؛ يعنى من خوب يادم است كه اوباش و اراذل، در مجامع حزبى كه به دولت دكتر مصدّق ارتباط داشتند، ريخته بودند و آنجاها را غارت مى‏‌كردند. اين مناظر، كاملًا جلوِ چشمم است! (14/11/1376)

- على‌‏رغم اينكه محمد رضا موافق نخست‏ وزيرى مصدّق‏ نبود، به پشتيبانى حمايت مردمى، مصدّق‏ نخست ‏وزير شد .اگر مرحوم آيت‏ اللّه كاشانى اين حمايت عظيم مردمى را براى مصدّق‏ به وجود نمى‌‏آورد، او نخست‏ وزير نمى‏‌شد .بعد در سال 1331 كه ضدّ حمله‌‏ى دربار عليه مصدّق‏ شروع شد و او از نخست‏ وزيرى بركنار گرديد، فقط يك عامل توانست مجدّداً قدرت را به مصدّق‏ برگرداند و او مرحوم آيت‏ اللّه كاشانى بود .اين‏ها جزو واضحات تاريخ است؛ جزو حوادثى است كه كسانى كه آن روز بودند، ديده‌‏اند و از قضاياى آن خبر دارند و به‏ روشنى مى‌‏دانند چه گذشته است؛ ليكن عدّه‌‏اى عمداً اين‏ها را كتمان مى‏‌كنند و نمى‏‌گذارند اين حرفها به گوش نسل حاضر برسد؛ كه البته مقاصدشان معلوم است .وقتى شاه، قوام السلطنه را به جاى مصدّق‏ به نخست‏ وزيرى انتخاب كرد، مرحوم آيت ‏اللّه كاشانى در مقابل قوام السلطنه اعلاميه داد؛ مردم كفن پوشيدند و در تهران و شهرهاى ديگر به خيابانها آمدند؛ لذا قوام السلطنه سه روز بيشتر نتوانست به عنوان نخست‏ وزير بماند .اصلًا مگر مى‏‌شد در مقابل امواج عظيم مردم كه آيت‏ اللّه كاشانى راه انداخته بود، مقاومت كرد؟ لذا قوام السلطنه كنار رفت و دوباره مصدّق‏ بر سرِ كار آمد. (20/08/1380)

- يكى ديگر از نشانه‏‌هاى اين تحول اساسى‏‌اى كه در نقشه‏‌ى دنيا انسان احساس مى‌‏كند، افول وجهه‏‌ى آمريكاست. آمريكا به عنوان قدرت اولِ ثروت و علم و فناورى و نظامى دنيا، چندين دهه با وجهه زندگى كرد؛ كه همين وجهه موجب شد نفوذ پيدا كند. در دهه‏‌هاى اولِ نيمه‏‌ى دوم قرن بيستم، اين وجهه در اوج بود. در ايران خود ما همين جور بود؛ دولت ملى‌‏اى مثل دولت مصدق كه از زير بار انگليس مى‏‌گريخت، به دامن آمريكا پناه مى‏‌برد؛ اين وجهه بود. در همه‏‌ى دنيا يك چنين حالتى بود. امروز اين وجهه به طور كامل از بين رفته است؛ يعنى آمريكا به عنوان يك متهم در دنيا مطرح است. دولت آمريكا در هيچ كشورى، ميان هيچ ملتى، يك وجهه‌‏ى عمومى ندارد. «مرگ بر آمريكا» ديگر جزو شعارهاى اختصاصى ملت ايران نيست؛ در بسيارى از كشورها گفته مى‏‌شود. (22/05/1391)

- شصت سال است كه از بيست و هشت مرداد سى و دو تا امروز در هر موردى كه با آمريكايى‏‌ها مسئولين اين كشور اعتماد كردند، ضربه خوردند. يك روزى مصدق به آمريكايى‏‌ها اعتماد كرد، به آنها تكيه كرد، آنها را دوست خود فرض كرد، ماجراى بيست و هشت مرداد پيش آمد كه محل كودتا در اختيار آمريكايى‏‌ها قرار گرفت و عامل كودتا با چمدان پُر پول آمد تهران و پول قسمت كرد بين اراذل و اوباش كه كودتا را راه بيندازد؛ بعد هم حكومت ظالمانه‏‌ى پهلوى را سالهاى متمادى بر اين كشور مسلط كردند، ساواك تشكيل دادند، مبارزان را به زنجير كشيدند، شكنجه كردند.

- اين مال آن دوره است. بعد از انقلاب هم در برهه‌‏اى مسئولين كشور روى خوشبينى‌‏هاى خود به اينها اعتماد كردند، از آن طرف، سياست دولت آمريكا، ايران را در محور شرارت قرار داد. مظهر شرارت شماييد؛ شما هستيد كه در دنيا داريد شرارت مى‏‌كنيد، جنگ راه مى‏‌اندازيد، ملتها را مى‏‌چاپيد، از رژيم صهيونيستى حمايت مى‏‌كنيد، ملت‌هاى بپاخاسته را در اين ماجراى بيدارى اسلامى تا هر جا كه بتوانيد دچار سركوب مى‏‌كنيد و به استضعاف مى‏‌كشيد و بين آنها اختلاف مى‏‌اندازيد؛ شرارت متعلق به شماست؛ شأن شماست. ملت ايران را متهم كردند به شرارت؛ اهانت بزرگ. هر جا به اينها اعتماد شد، اينها اين جورى حركت كردند. بايد حُسن نيت نشان بدهند. عنوان مذاكره، پيشنهاد مذاكره با فشار سازگار نيست؛ راه فشار با راه مذاكره دوتاست؛ امكان ندارد كه ملت ايران قبول بكند كه زير چكمه‏ى فشار، زير تهديد بيايد با طرف تهديدكننده و فشار آورنده مذاكره كند. مذاكره كنيم كه چى؟ كه چه بشود؟ (19/11/1391)

مصدق به آمریکا اعتماد کردمصدق به آمریکا اعتماد کرد
ارسال نظر
به روز شده در ۱۰:۳۰ :: پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶