علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۸۳۹۶
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۶:۱۹
حجت الاسلام و المسلمین اسلامی در گفتگو با رسای اندیشه
حجت الاسلام و المسلمین اسلامی سلامت اخلاقی استاد را مهم دانست و گفت: خودم سلیقه‌ام این بود که اول باید سلامت نفسانی و سلامت اخلاقی استاد را کاملاً می‌پسندیدم و بعد عِلمیتش را ملاحظه می‌کردم. این دوتا در عرض هم برایم مهم بود چون به نظرم می‌آمد همان‌طور که ما از علم استاد استفاده می‌کنیم، از روحیات و خلقیاتش نیز استفاده می‌کنیم و ناخودآگاه بر ما اثر می‌کند.
اسلامی

رسای اندیشه - مختصری دربارۀ خودتان و سیر زندگی‌تان بفرمایید.

متولد 1342 هستم. بعدازاینکه در تهران دیپلم را گرفتم وارد حوزه شدم. همان سال‌ها سیر مطالعات مذهبی را در دوره دبیرستان آغاز کرده بودم. قبل از پیروزی انقلاب با دانشجویان انقلابی و جوانان فعالیت‌های مؤثری انجام می‌دادیم. سال 1361 ‌وارد حوزه شدم. مدتی در مدرسه مجتهدی تهران بودم. همان سالی که خبر فتح خرمشهر آمد من در مسیر مدرسه مجتهدی بودم. سال بعد به حوزه علمیه قائم چیذر تهران منتقل شدم و تا پایان لمعتین آنجا بودم. آنجا هم، درس می‌خواندم و هم درس می‌دادم. الآن این سنت در حوزه کمرنگ شده است. توفیق شد از ادبیات عرب مقدار زیادی صرف و نحو و مقداری مختصر تدریس کردم و بعد به قم آمدم. مدتی در مدرسۀ مومنیه مرحوم آیت‌الله مرعشی نجفی ساکن شدم و سپس به فیضیه منتقل شدم.

رسای اندیشه - اساتیدتان در قم چه کسانی بودند؟

درس‌ها را از اساتیدی مثل مرحوم آیت‌الله ستوده، اعتمادی حفظه الله خواندم. بخشی از مکاسب را نزد آیت‌الله محفوظی خواندم. کفایه را نزد آیت‌الله ستوده و بخشی از مکاسب را نزد مرحوم استاد آیت‌الله طاهر شمس استفاده‌ کردم. ایشان خیلی دقیق بود ولی بسیار آرام درس می‌داد حلقۀ درسش محدود به افراد خاصی بود. تا اینکه وارد درس خارج شدم. اوایل از محضر حضرت آیت‌الله مکارم استفاده کردم، در فقه ‌و در اصول. بعد از آقای مکارم عمدۀ درس‌های من در اصول فقه با آیت‌الله سید کاظم حائری حفظه الله بود و فقه با حضرت آیت‌الله مرحوم تبریزی. آیت‌الله سید کاظم حائری حفظه الله از شاگردان شهید صدر است و در پایه‌گذاری نظام جمهوری اسلامی در پیش‌نویس قانون اساسی نقش داشت. از بدو تأسیس مدرسه معصومیه من جزء همکاران و همیاران مرحوم سید حمید کاظمی بودم که مدیر مدرسه بود. در بخش دعوت از اساتید و برنامه‌ریزی درسی مشغول بودم. تدریس هم می‌کردم.

رسای اندیشه - از آن دوران خاطره‌ای که برای طلاب جذاب باشد یادتان هست؟

بله. آیت‌الله ستوده رحمه‌الله وقتی برای تدریس به مسجد امام در چهارراه بازار می‌آمد، کتاب‌هایش را در بقچه و دستمالی می‌گذاشت و گره می‌زد. تا ظهر سه یا چهار کلاس درس داشت. برای من تعجب‌آور بود. در بین درس لطیفه هم زیاد می‌گفت و خودش هم از همه بیشتر می‌خندید. انسان بسیار سلیم‌النفسی بود و اخلاقش برای ما الگو بود. ایشان متوجه متن درس بود. در روش تدریس سعی می‌کرد متن کاملاً کشف شود. از پرداختن به حواشی و زوائدی که سرعت درس را کم می‌کرد احتراز داشت. طلبه‌ها گاهی اوقات قبل از کلاس حواشی کفایه را می‌دیدند، سر درس‌ شروع می‌کردند به اشکال گرفتن. تا طلبه‌ها اشکال می‌کردند می‌گفت من می‌دانم در حاشیه چه نوشته است. لطیفه دراین‌باره داشت، می‌گفت در دیوانه‌خانه دیوانه‌ای به دیگری می‌گوید اگر گفتی در مشت من چیست؟ آن دیگری می‌گوید در مشتت یک ماشین است. دیوانه اول می‌گوید: ‌ای رند، چرخش را دیدی فهمیدی ماشین است. می‌گفت آن حواشی را که شما می‌بیند من هم می‌بینیم ولی اصل درس باید روشن شود. این خاطره‌ای است که از درس آیت‌الله ستوده داشتم.

آیت‌الله تبریزی سلامت نفس داشت و با امام و انقلاب همراه بود
آیت‌الله تبریزی هم انسان بسیار سلیم‌النفسی بود. من خودم سلیقه‌ام این بود که اول باید سلامت نفسانی و سلامت اخلاقی استاد را کاملاً می‌پسندیدم و بعد عِلمیتش را ملاحظه می‌کردم. این دوتا در عرض هم برایم مهم بود چون به نظرم می‌آمد همان‌طور که ما از علم استاد استفاده می‌کنیم، از روحیات و خلقیاتش نیز استفاده می‌کنیم و ناخودآگاه بر ما اثر می‌کند. استادی که نسبت به مسائل اجتماعی سیاسی بی‌توجه است به‌طور طبیعی روی شاگردانش اثر می‌گذارد مخصوصاً طلاب جوان. برای طلبه‌ها خیلی مهم است که دور اساتیدی حلقه بزنند که اهل جهاد و تحرک اجتماعی هستند و به تهذیب نفس اهتمام دارند. این اساتید را نباید رها کنند چون بیش از اینکه ما به علم احتیاج داریم به سلامت نفس و تهذیب نفس نیاز داریم. سلامت نفس پایۀ کار طلاب است و حتماً باید تأمین شود وگرنه علم ما یک علم کمی هم باشد ولی اگر طلبه‌هایمان مهذب باشد برای جامعه نافع و برای خودش هم نافع است ولی اگر علم طلبۀ زیاد باشد و علامه دهر باشد ولی مهذب نباشد علمش هم برای خودش دردسر است هم برای جامعه. آیت‌الله تبریزی هم سلامت نفس داشت هم با امام و انقلاب همراه بود منتها مقام اظهارش کم بود ولی در مقام ثبوت با امام و انقلاب همراه بود. خیرخواه بود. به کتاب‌های سنتی مخصوصاً معالم ارادت بسیاری داشت. اگر کسی در درس اشکال بی‌جا می‌کرد ایشان ناراحت می‌شد و می‌گفت «یا معالم» یعنی کتاب معالم کجاست؟ یعنی معالم را خوب نخواندی که این اشکال را مطرح می‌کنی. درس ایشان هم برای ما درس جالبی بود.

رسای اندیشه - اهمیت نگاه‌های تاریخی به علوم (ازجمله علم اصول)

زادگاه برخی از علوم منابع دینی است مثل فقه، اصول، کلام و تفسیر. برخی از علوم نیز مستقل هستند اما با قرار گرفتن در محیط دینی مبانی دینی پیدا می‌کند مثل اخلاق اسلامی. اخلاق علم مستقلی است که در حوزۀ اسلام مبانی دینی پیدا می‌کند وگرنه علم اخلاق مخصوص اسلام نیست.

اخلاق علم مستقلی است که در حوزۀ اسلام مبانی دینی پیدا می‌کند
علم اخلاق علمی مستقل است. کمونیست‌ها هم علم اخلاق دارند. غربی‌های مادی‌گرا هم علم اخلاق دارند. این‌ها علومی هستند که علوم اسلامی به معنای اعم نامیده می‌شوند؛ یعنی علومی که مبانی دینی آنها را اسلامی کرده است ولی فقه الزاماً اسلامی است. البته بعضی‌ها می‌گویند فقه یهود هم داریم که بالاخره فقه یهود هم فقه الهی است ولی غربی‌ها فقه ندارند حقوق دارند. حقوق از رشته‌هایی است که می‌تواند اسلامی باشد می‌تواند نباشد، ولی فقه ذاتاً اسلامی است.

ادامه دارد.....

تهیه و تنظیم: حجت الاسلام و المسلمین حاج‌آخوند


اسلامیاسلامی
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶