علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۸۵۴۹
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۶
حجت الاسلام و المسلمین اسلامی با اشاره به ضرورت توجه به پیشینه علوم گفت: اگر پیشینه دستمان نباشد، اولویت‌های پژوهشی را نمی‌توانیم شناسایی کنیم.
لازمه شناختن اولویت‌های پژوهشی توجه به پیشینه علوم است


قسمت پایانی مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین اسلامی


کارکرد نگاه تاریخی به علوم (سهم‌شناسی و...)

ضمن مباحثی که گفتم اهمیت بحث نگاه‌های تاریخی برایتان کشف شد. مقاله‌ای هم دارم دربارۀ کارکردهای هشت‌گانۀ نگاه تاریخی که ضمن مطالبی که الآن خدمتتان گفتم ثمرات بحث تاریخی و نگاه تاریخی به علم ارائه شد. ما اگر نگاه تاریخی داشته باشیم، سهم افراد، مکتب‌ها و کتاب‌ها را می‌شناسیم. مثلاً کتاب کفایه چقدر علم اصول را پیش بُرد؟ کتاب قوانین چقدر به حوزه خدمت کرد؟ شیخ انصاری چقدر برای علم اصول کارکرد؟ حوزه نجف و جبل عامل لبنان، حوزه حلّه، حوزه اصفهان چه نقشی در فقه و اصول داشته است؟ به این بحث‌ها سهم‌شناسی می‌گوییم. در سهم مذهبی نیز می‌توان سؤال کرد مثلاً سهم تشیع در پیش‌رفت علم اصول چیست؟ حنفی‌ها چه خدماتی به علم اصول داشتند؟ مالکی‌ها چه خدماتی به علم اصول داشته‌اند؟ شخصیت‌ها و جریان‌های کلامی مثل معتزله چه خدمتی به علم اصول داشتند؟ این‌ها همه مسائلی است که هرکدام می‌تواند موضوع پایان‌نامه‌ای قرار گیرد.

تأثیر مسائل کلامی بر علم اصول بسیار است

گرایش‌های کلامی در شکل‌گیری گرایش‌های مختلف در علم اصول تأثیر بسیاری داشته باشد. مبانی استنباط اخباری‌ها چیست؟ اصول که ندارند. اخباری‌ها می‌گویند ما اصول نداریم؛ اما مبانی استنباط دارند. صاحب حدائق مبانی استنباط دارد. فیض کاشانی مبانی استنباط دارد. صاحب حدائق مقدمات استنباط را در اول حدائق نوشته است. این هم نوعی سهم‌شناسی است. سهم اقوام را هم می‌توانیم در تاریخ تحول علم بررسی کنیم؛ سهم ایرانی‌ها، سهم لبنانی‌ها و ‌سهم عراقی‌ها. استاد مطهری در گزارشش می‌گوید در دوره‌هایی سهم عرب‌ها و سهم ایرانی‌ها چقدر بوده است، ولی در چند قرن اخیر عمدۀ سهم در فقه و اصول برای ایرانی‌هاست.

ما اگر نگاه تاریخی داشته باشیم، سهم افراد، مکتب‌ها و کتاب‌ها را می‌شناسیم

شناخت «ماهیت مسئله» کارکرد دیگر نگاه تاریخی

سهم‌شناسی خیلی مسئله مهمی است و در نگاه تاریخی فایده دارد. فایدۀ دیگر نگاه تاریخی این است که ماهیت مسئله هم کشف می‌شود وقتی نگاه تاریخی داشته باشید معلوم می‌شود. اصل این مسئله چیست؟ از کجا آمده است؟ سؤال چیست؟ پاسخ شما باید چگونه باشد؟ به‌این‌ترتیب نقاط خالی و خلأ پیدا می‌شود. صاحبان مکتب شناخته می‌شوند. صاحبان نظریه شناخته می‌شوند. چگونه می‌توانیم اثبات کنیم آقای بروجردی یا میرزای شیرازی صاحب مکتب بوده‌اند. جز با اشراف به مسائل تاریخی نمی‌توان چنین ادعایی کرد. یکی ادعا می‌کند نظریه حق الطاعه مربوط به شهید صدر است و دیگری ادعا می‌کند قبل از شهید صدر میرزای نائینی در فوائد الاصول این نظریه را مطرح کرده است و شهید صدر همین مطلب را کمی پرورانده است. بحث را آراسته و مبانی را محکم کرده است. دربارۀ تأثیراتش مطالعه کرده و آن را به‌عنوان نظریه ‌ثبت کرده است؛ بنابراین وقتی می‌توانیم بگوییم ایشان صاحب نظریه است که نگاه تاریخی داشته باشیم. پس نگاه تاریخی برای سهم‌شناسی، برای شناخت نظریه‌پردازی و برای شناخت ماهیت مسئله مهم است.

یافتن مسائل پژوهشی

از فوائد دیگر نگاه تاریخی این است که خلأها را یافته و محورهایی برای پژوهش پیدا کنیم. این‌که این‌قدر مدام می‌گویند اصول را جدی بگیرید یا فقه را جدی بگیرید معنایش چیست؟ الآن این‌همه درس‌ خارج در حوزه است. رهبر معظم انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای تشریف آورده بودند حوزه، توصیه ایشان بود که به فقه حکومتی بپردازید. وقتی به منابع مراجعه می‌کنید، می‌بینید مثلاً بحث قرائت نماز دوره به دوره در کتاب‌ها الی‌ماشاءالله هست، ولی فروعات فقه حکومتی نیست، سابقه‌اش نیست؛ یعنی نگاه تاریخی به ما کمک می‌کند که جای خالی را پیدا کنیم. اگر من به منابع نگاه کنم و اشراف داشته باشم وقتی یک محور جدید پیدا می‌کنم، آن را به طلبه می‌دهم به عنوان رساله سطح 4 و می‌گویم ما این را لازم داریم. تا دیگر بحث تکراری ننویسیم.

از فوائد دیگر نگاه تاریخی این است که خلأها را یافته و محورهایی برای پژوهش پیدا کنیم.

من باید به تطور بحث اشراف داشته باشم تا بتوانم محور جدید را پیدا کنم و به آقایانی که می‌خواهند پایان‌نامه سطح 4 بنویسند متذکر شوم جای این بحث‌ها در کتاب‌ها خالی است، این فرع هنوز کار نشده است. یک کسی می‌گوید نه فلان‌جا کار شده است. می‌رویم نگاه می‌کنیم می‌بینیم کار شده است. ما همیشه نیازمندیم که پرونده، سابقه و پیشینه بحث علمی دستمان باشد. اگر پیشینه دستمان نباشد، اولویت‌های پژوهشی را نمی‌توانیم شناسایی کنیم. اولویت پژوشی زمینه‌ای است تا اولویت آموزشی هم شناخته بشود. استادی که می‌خواهد مثلاً فقه شهرسازی یا فقه رسانه بگوید، تا مطالعه و تحقیق نکند نمی‌تواند درس بگوید. اول اولویت پژوهشی شناسایی می‌شود. می‌رود کار می‌کند، مطالعه می‌کند، بعد مطالعات خود را در قالب یک درس خارج ارائه می‌دهد. وقتی استارت بحث را زد، دیگران می‌آیند بحث ایشان را می‌بینند. اجمالاً پرونده‌ای تشکیل‌شده است که دیگران کم می‌کنند، زیاد می‌کنند، مناقشه می‌کنند و مصدر دوم و سوم و چهارم پدید می‌آید. بیست سی سال بعد اگر کسی بخواهد در این زمینه وارد شود، اجمالاً دستش پر است. آن‌وقت یک سلسله‌ای از بحث پدید آمده است.


تهیه وتنظیم: علی حاج آخوند - محمد مهدی مرادی

ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶