کد خبر: ۸۸۸۸
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۵ - ۱۹:۰۰
استاد جلالی با اشاره به تقابل افکار فلسفی و اخباری در دوره صفویه گفت: تفکرات شبه اخباری هنوز هم در خراسان و مشهد زیاد است. آنها کتاب‌های اخباری یا شیخی را ترویج می‌کنند.

wsegweyh

قسمت سوم گفتگو با استاد جلالی

فقه به روابط فردی و اجتماعی نظر دارد و عرفان به انسان‌سازی

از زمان صفویه فقه غلبه پیدا کرد. با توجه به اینکه فقه کدقانونی است و می‌تواند احکام روابط بین افراد و مسائل اجتماعی را به‌دقت بیان کند . این امر از عهده عرفان برنمی‌آید. عرفان بحث رابطه انسان باخدا را دنبال می‌کند. ولی در فقه اتفاقاً آنچه مدنظر نیست انسان‌سازی است. در فقه نیز عبادیات این‌قدر قوی نیست، بیشتر معاملات قوی است. در کتب فقهی مثلاً مکاسب محرمه، یکی از بغرنج‌ترین قسمت‌های فقه شمرده می‌شود. حکومت‌ها به قانون‌گذاران نیاز دارند که بتوانند دادگاه‌ها را بچرخانند. مراجعات مردمی را پاسخ بدهند. افراد می‌میرند ارث‌ومیراثشان باقی می‌ماند، می‌خواهند تقسیم کنند. بازار باید بچرخد، دولت‌مردان باید کارهایشان را انجام دهند. اینها همه‌ به احکام فقهی نیاز دارد و خودبه‌خود فقه جلو می‌آید؛ اما آنچه انسان را می‌سازد فقه نیست فقه به‌هیچ‌عنوان در ساخت‌وساز معنویت انسان بحث نمی کند. شما این قسمت‌ها را از طریق اخلاق و عرفان و حکمت می‌توانید دنبال کنید.

امام خمینی واقعاً عارف است اما مشربی متفاوت از صوفیه دارد. صوفیه عموما در حاشیه‌ها زندگی کرده اند
اخلاق باید نبایدهای فردی است ولی عرفان رابطه انسان با خالق را تبیین می‌کند؛ یعنی شناخت فرد از ذات احدیت در مرحله افعالی اوصافی و اسمائی به‌وسیله عرفان امکان‌پذیر است این نوع شناخت را هیچ دانش دیگری در اختیار انسان قرار نمی‌دهد. فلسفه هم آدم را حداکثر تا آستانه عرفان می‌رساند و الا بحث تجلیات اسمائی یا بحث اعیان ثابته در فلسفه هرگز آن بار عرفان را ندارد. فلسفه هرگز انسان را به ایثار و جهاد دعوت نمی‌کند ولی عرفان شیعه توانسته است و این هم از عجایب است. معمولاً عرفان می‌تواند انسان را به انزوا و مصالحه بکشاند. ولی چطور توانسته است به آستانه معادلات اجتماعی بکشاند. این تعارض است. ا امام خمینی واقعاً عارف است اما مشربی متفاوت از صوفیه دارد. صوفیه عموما در حاشیه‌ها زندگی کرده اند.

مدارس مربوط به دوران صفوی و قاجار

در دوره صفوی تعداد مدارس افزایش پیدا کرد. مدارس مربوط به آن زمان باقریه، مدرسه نواب، فاضل خان و مدرسه میرزا جعفر است. مدرسه حاج حسن، تاج‌الدین مربوط به دوره قاجار است. در دوره افشار یک مدرسه داشتیم به نام رضوان که در طرح توسعه حرم خراب شده است. از خیابان تهران که به سمت کوچه حسنقلی می‌رفتیم، مدرسه رضوان بود. زمین کم‌وبیش بزرگی داشت. جای استراتژیکی هم داشت. الآن هم اگر بخواهند مدرسه را بازسازی کنند مدرسۀ درست‌وحسابی می‌شود. مدرسه «حاج حسن» روبروی «پیر پالان‌دوز» بود که آن هم خراب شد. غیر از مدرسه حاج حسن مدرسۀ دیگری نیز کنار مدرسۀ حاج حسن بود که اسمش در ذهنم نمانده است ولی آنجا دو مدرسه بود. این مدارس متعلق به دوره اوایل قاجار بود.

«آیت‌الله شیخ مهدی واعظ خراسانی» پدر «آیت‌الله واعظ‌زاده» که از بهترین منبری‌های تاریخ خراسان بودند
مدرسه «عباسقلی‌خان» جزء مدارس صفویه است. به‌جز مدرسه «باقریه» و «نواب» مدرسه «خیرات‌خان» هم متعلق به دوره صفویه است. مدرسۀ «خیرات‌خان» به دانشگاه رضوی پیوست. مدرسه «تاج‌الدین» در صحن نو بود. مدرسۀ «فاضل‌خان»، تقریباً نزدیک مدرسه «خیرات‌خان» بود. مدرسۀ «خیرات‌خان» و «میرزا جعفر» هردو، دانشگاه رضوی را به وجود می‌آورد. از مدرسه «خیرات‌خان» 100 متر به سمت پایان خیابان می‌رفتی مدرسه «فاضل‌خان» بود. مدرسه مهمی هم بود. زمان رضاشاه از بین رفت. مدرسه «باقریه» و «بالاسر» را قبل از انقلاب خراب شد.

«شیخیه» و «بابیت» و «بهائیت» و دوران قاجار

در دوره قاجار کمتر به مدارس رسیدگی شده است. قدرت کشور در بخش‌های مختلف ازدست‌رفته بود. در این دوره جریان‌های «شیخیه» و «بابیت» و «بهائیت» و جریان اخباری‌گری «میرزا محمداسترآبادی» اتفاق افتاد. غربی‌ها برای تخطئه تفکرات شیعه سرمایه‌گذاری کردند. «شیخ احمد احسائی» پیدا شد و شیخیه را به وجود آورد. «سید کاظم رشتی» شاگرد او بود. او هم افکار خاص خودش را داشت. «سید محمدعلی باب» شاگرد «سید کاظم رشتی» بود. او نیز «بابیه» را به وجود آورد. این اتفاق در زمان «میرزا تقی‌خان امیرکبیر» رخ داد؛ و این دو جریان و وهابیت هم در آن زمان به وجود آمد. استعمار نیز از برخی ازآنها حمایت می‌کرد .

اخباریان در مشهد

در دوره صفویه «علامه مجلسی» صاحب بحارالانوار مدتی در مشهد حضور پیدا کرد. ایشان به صدها نفر اجازه روایی داد. «شیخ حر عاملی» و یازده نفر ازجبل عاملی‌ها مرتبط با ایشان در حرم دفن شده‌اند. «سید محمدباقر سبزواری» که مدرسه «باقریه» به نام اوست در مشهد حضور پیدا کرده است. او کاملاً نقطه مقابل اخباری‌ها است. تفکرات فلسفی داشت و اتفاقاً قبرش هم روبری قبر «شیخ حر عاملی» است. البته الآن نشانه‌های قبر ایشان را خراب و محو کرده‌اند. او هنوز هم مخالف دارد. کتابی دارد به نام «الکفایه فی الفقه» که مرحوم میرزا مهدی شهید بر آن شرح نوشته است؛ اما بیش از صد نقد نیز بر اندیشه های فقهی محقق سبزواری نوشته شده است. نقدها به این خاطر است که ایشان معتقد است موسیقی اشکال شرعی ندارد. تفکرات شبه اخباری هنوز هم در خراسان و مشهد زیاد است. آنها کتاب‌های اخباری یا شیخی را ترویج می‌کنند.

جریان تخریب مدارس دوره پهلوی

مدرسه «باغ رضوان» در زمان پهلوی ساخته شد و در زمان ولیان برداشته شد. «باغ رضوان» دو مدرسه بود. «مرحوم آیت‌الله فقیه سبزواری» آنجا را ساخت. «مرحوم آیت‌الله میلانی» نیز دو مدرسه بلکه سه مدرسه ساخت که در زمان محمدرضا پهلوی خراب شد. اواخر قاجار احیایی در مدارس مشهد اتفاق افتاد. اساتید برجسته‌ای در مشهد حضور یافتند. در دوره مشروطه شخصیت‌های برجسته‌ای از نجف آمدند. قبل از آن نیز «مرحوم شیخ محمدتقی بجنوردی» از شاگردان مبرز «میرزای شیرازی» در مشهد حضور داشت. «میرزا حبیب‌الله» نیز از شاگردان «میرزای شیرازی» بود. بعدها افرادی مانند «حاج‌آقا حسین قمی»، «مرحوم شیخ هاشم قزوینی» و «مرحوم آیت‌الله میلانی» حضور داشتند. «حاج‌آقا حسین قمی» و «میرزا محمد آقازاده» و «آیت‌الله شیخ کاظم دامغانی» از اساتید بسیار برجسته دوره رضاخان شمرده می‌شوند.

بسیاری از وزرا و روحانیونی که صاحب عناوین هستند فارغ‌التحصیل مدرسه حقانی هستند
رضاخان مدارس را تخریب به اسطبل تبدیل کرد. فقط یک مدرسه در زمان رضاشاه در مشهد فعال ماند آن هم «سلیمان‌خان» بود که در دوره قاجار ساخته شده بود. این مدرسه نیز در اختیار «میرزا احمد کفایی» پسر آخوند بود و آنجا روضه می‌خواند؛ یعنی اجازه تدریس در مدرسه نبود. او جزء دو-سه‌نفری بود که اجازه داشت لباس روحانیت داشته باشد. «میرزا محمدآقازاده» به شهادت رسید. «سید یونس اردبیلی» تبعید شد و افرادی مانند «حاج شیخ مجتبی قزوینی» تبعید شدند و کسی در مشهد اجازه فعالیت نداشت.

«آیت‌الله شیخ مهدی واعظ خراسانی» پدر «آیت‌الله واعظ‌زاده» که از بهترین منبری‌های تاریخ خراسان بودند از فعالیت منع وبه عتبات رفتند.

بعد از شهریور 1320 شمسی که رضاشاه از ایران رفت، علما توانستند دوباره به مشهد برگردند اما دیگر مشهد، آن مشهد سابق نشد. آن بافت و تنوع از بین رفت. مثلاً «آقابزرگ حکیم» حکمت مشاء تدریس می‌کرد، پسرش «سید مهدی حکیم» حکمت متعالیه تدریس می‌کرد. «مرحوم ایسی» و «شیخ اسدالله یزدی» ریاضیات و عرفان تدریس می‌کردند. همه پراکنده شدند و فوت کردند.

تجدید حیات حوزه مشهد به دست «آیت‌الله میلانی»

کسی که بعد از دوره محمدرضا پهلوی حوزه مشهد را بازسازی «آیت‌الله میلانی» بود. ایشان توانست بیش سه هزار نفر از طلاب مشهد را تحت برنامه خودش درآورد. مدارس ایشان، مدارس متوسطه و ابتدائی داشتند. کلاس‌های متنوعی در آنها برگزار می‌شد. آنها بعد از اتمام سطوح مختار بودند، بروند «مدرسۀ عالی حسینی» یا «مدرسه امام صادق» علیه‌السلام. برای اجتهاد به «مدرسه امام صادق» علیه‌السلام می‌رفتند و برای آموزش تبلیغ و آشنایی با زبان کشورهای دیگر به «مدرسه عالی حسینی» می‌رفتند. «آیت‌الله میلانی» مشاور «شیخ محمدرضا مظفر» بود که مجموعۀ بسیار ارزشمندی از تجربیات عراق را در مشهد اجرا می‌کرد.

افرادی مانند «شهید بهشتی» و «آیت‌الله حاج‌آقا موسی شبیری زنجانی» با حمایت «آیت‌الله میلانی» و «آیت الله شهید حقانی» مدرسه «حقانی» را تأسیس کردند. بسیاری از وزرا و روحانیونی که صاحب عناوین هستند فارغ‌التحصیل مدرسه حقانی هستند. حضرت آقا و «آیت‌الله واعظ طبسی» از شاگردان «آیت‌الله میلانی» هستند. «شهید هاشمی نژاد» نیز به‌نوعی تحت تأثیر شخصیت ایشان بود. «آقای محامی» نیز از شاگردان ایشان بودند.


ادامه دارد ...


تهیه و تنظیم: دکتر محسن گنجی


wsegweyhwsegweyh

ارسال نظر
به روز شده در ۱۵:۳۶ :: چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵