علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۹۰۰۳
تاریخ انتشار: ۰۴ آذر ۱۳۹۵ - ۱۶:۴۲
آیت الله تحریری
آیت الله تحریری با اشاره به اهمیت دیدگاه معرفتی انسان گفت: اديان غيرتوحيدي يا حتی ادیان توحيديِ سكولار عمدتاً از جنبه‌هاي معرفتي منحرف‌شده‌اند.
sryyeuyhy

دین چیست؟

ابتدا باید مفهوم «دين» را بررسي ‌کنیم. اصطلاح دين موافق با مسلك‌هاي مختلف، روش زندگيِ «انسان» است. اینکه انسان در اين «عالم» با چه روشي مي‌تواند يا بايد زندگي كند. از این ‌روی لازم است موجودي كه قرار است با این روش زندگی کند شناخته شود. پس باید جايگاه «انسان» در «جهان» و اقسام ارتباط انسان با اين جهان روشن شود.

واژۀ «دين» منحصر به اديان الهي نيست. مكاتب مختلف به‌نوعی مسئله دين را مطرح مي‌كنند. رشته‌هاي اديان نیز بر همين اساس به وجود آمده‌اند. آنها در جستجوی این موضوع هستند که مكتب‌هاي حاضر و بنيان‌هاي فکری‌شان چه راه‌وروش‌هایی را براي زندگي انسان مطرح مي‌كند.

از این نظر چندگونه می‌توان دربارۀ دین وارد بحث شد: آيا دین را بر مبنای شناخت انسان تحلیل کنیم و بپرسیم: «انسان چيست؟» يا اساس را بر این پرسش قرار بدهیم که «جهان چيست؟» زیرا انسان در اين جهان قرار دارد و با «جهان» ارتباط طبيعي دارد و به سبب اين ارتباط طبيعي، قهراً شناخت جهان و انواع «ارتباط انسان با جهان» مطرح مي‌شود.

دين به‌جای طرح مسائل صرفاً علمی اساس را بر مسئله خداشناسي، معادشناسي و راه‌شناسي قرار داده است.
اگر بخواهيم خارج از چهارچوب یک مكتب الهي بحث «لزوم دين براي انسان» را مطرح كنيم بايد به این صورت بحث کنیم که اساساً «معناي دين» چيست؟ «روش زندگي» چيست؟ و اساساً خود «زندگي» چيست؟ زندگي انسان با زندگي ساير موجودات چه تفاوتی دارد و... اما اگر بخواهيم مباني دين اسلام را مطرح كنيم بايد از جای ديگري آغاز ‌كنيم: از سير توحيدي، مباني دين اسلام و اديان ابراهيمي.

مسئلۀ اساسی دین چیست؟ انسان، جهان یا شناخت؟

ماهيت دين الهي بر اساس توحيد است. معناي توحید اين است كه انسان از جانب خالقش هدفمند و روشمند آفریده‌شده است. اینجاست که مسئله «جهان‌بینی توحيدي» مطرح می‌شود. انسان‌شناسی نیز به میان می‌آید چراکه دين الهي براي انسان آمده است. در «جهان‌بینی توحيدي» مسئله «شناخت» مطرح مي‌شود. شناخت مسئله‌ای معرفت‌شناسانه است. اسلام به مسئله معرفت، علم و تعقل اهمیت فراوانی داده است.

اگر بخواهيم بحث صرفاً علمي باشد، بايد به دنبال تعریف «معرفت»، ابزار، اقسام و ارزش معرفت باشیم. اگر بخواهيم بحث ديني صرف باشد، اين مباحث به‌طور قهري در ضمن آن مباحث دینی مطرح مي‌شود. کتاب‌های اعتقادي ما نیز به همین صورت تدوین‌شده است و هیچ‌گاه دربارۀ معرفت بحث نمی‌کند. معرفت و ابزار و اقسام آن در حیطه بحث‌های ديني مسلم گرفته‌شده است. در بحث‌هاي فلسفي نیز مسئله شناخت عقلي مسلم گرفته می‌شوند.

در قرون اخير در اثر تحولات فكري اشکالات و تشکیک‌هایی در معرفت انسان پدید آمد که برای پاسخ به آن مباحث فلسفي جديد را از معرفت‌شناسی آغاز می‌کنند. علامه طباطبائي ره نیز، همين مسير را در روش رئاليسم طي كرده‌اند و به‌اختصار به مسئلۀ علم و ابزار آن اشاره ‌کرده‌اند.

بنابراین در مباحث فلسفي مخصوصاً در فلسفه جديد، معرفت‌شناسی و اقسام معرفت و مسلك‌هاي عقل‌گرا و حس‌گرا و پوزيتيويسم و ... مطرح مي‌شود؛ اما در روال مباحث ديني بحث از معرفت بحثی مسلم است. در مباحث جهان بيني اسلامي كه شاکله‌اش بر قرآن و سنت است، معرفت عقلاني را مسلم گرفته‌اند و مباحثي را بر مبناي آن مطرح كرده‌اند.

اديان غيرتوحيدي يا حتی ادیان توحيديِ سكولار عمدتاً از جنبه‌هاي معرفتي منحرف‌شده‌اند
«الحاد» اساساً مربوط به دیدگاهی است که انسان، نسبت به معرفت و جهان دارد. اديان غيرتوحيدي يا حتی ادیان توحيديِ سكولار عمدتاً از جنبه‌هاي معرفتي منحرف‌شده‌اند. با این دیدگاه انسان بود که مکاتب «حس‌گرايي» و «عقل‌گرايي» و «تجربه‌گرايي» و... به وجود آمد. گرچه این تفکرات از پیش وجود داشت اما در هر عصری به‌صورت جدیدی ظاهر می‌شود.

بنابراین ريشۀ این مباحث در خود انسان است. انسان داراي ابعادي است. آیا بعد ظاهري او اصل است يا بعد حقیقی‌اش بعد مي‌رويم سراغ خود انسان كه اساساً انسان چيست؟ اینجا بحث عمیق‌تر مي‌شود. آيا انسان همين موجود مادي است يا جنبه روحانی هم دارد. گاهي انسان به‌عنوان يك موجود مادي مطرح شود و به آن بهاي خاصی داده شود. مسلك‌هايي با این دیدگاه پدید آمده‌اند که دين انسانيت یا «مكتب اومانيسم» نامیده می‌شوند.

روال بحث‌ها مختلف است. اگر بخواهيم در جهان‌بینی فقط مباحث دين را كه انسان جزء آن است مطرح كنيم، يك روال خاصي دارد و اگر بحث را به‌صورت علمي مطرح كنيم روال ديگري دارد. مثلاً از معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی و اقسام آن باید آغاز کرد و پس‌ از آن جهان بيني، جهان‌بینی توحيدي و هستی‌شناسی را به میان آورد.

جهان‌بيني توحيدي اسلامي دربارۀ دین و مسئله شناخت چه می‌گوید؟

با توجه به مخاطبینتان اینگونه وارد بحث می شویم؛ اديان توحيدي مخصوصاً اسلام اساس را بر این نهاده‌اند که انسان داراي عقل است و مي‌تواند واقعیت‌هایی را از عالم درك كند، البته نه همه واقعيات را. و این‌که عالم منحصر به عالم ماده نيست، عالم همه مخلوق خدا هستند و با عالم غيب مرتبط هستند، وجود هستند و مانند اینها که مباحث اعتقادي است.

مباحث اخلاقي بيانگر اوصاف نفساني انسان است: اينكه انسان براي رسيدن به سعادت و دوري از شقاوت بايد چه‌کارهایی را انجام دهد؟ علامه طباطبائي هم‌چنین تعریفی از دين دارد. علامه معتقد است دین روش زندگي است و با دو مجموعۀ اعتقادی و اخلاقی در ارتباط است.

علامه معتقد است دین روش زندگي است و با دو مجموعۀ اعتقادی و اخلاقی در ارتباط است.
اديان الهي معارف گوناگونی را از عالم غيب و شهادت به انسان می‌شناساند. دین معتقد است انسان ابزار مختلفی برای شناخت دارد. قرآن به این ابزار حسي اشاره دارد: سمع، بصر و افئده. «وَ اللّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لاتَعْلَمُونَ شَيْئًا وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ اْلأَبْصارَ وَ اْلأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ». این آيه شامل دين، انسان‌شناسي و جهان‌شناسي است. انسان كه به دنيا مي‌آيد ابزار آگاهي به او داده مي‌شود. مهم‌ترین ابزار، شنوايي و بينايي هستند كه ابزار حسي هستند. او با اين ابزار علم پيدا مي‌كند و مي‌تواند علوم را منتقل كند. «دل» مركزي است كه روی داده‌های حسي كار مي‌کند. این همان جنبه عقلي است. انسان ‌چنین مجموعه‌اي است.

در ادامه می‌فرماید: این ابزار برای این است که انسان شكرگزار باشد و بداند اين حواس چه خواصي دارند و براي چه آفریده‌ شده‌اند؟ برای این کار نیازمند راه خاصي است كه با آن راه در مسير شکرگزاری قرار بگیرد. پس نياز به خالق دارد. در آيات گوناگوني به‌طور ضمني به اين مسائل پرداخته‌شده است. دين به‌جای طرح مسائل صرفاً علمی اساس را بر مسئله خداشناسي، معادشناسي و راه‌شناسي قرار داده است.


ادامه دارد ...


sryyeuyhysryyeuyhy
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶