کد خبر: ۹۰۷۸
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - ۱۸:۲۳
حجت الاسلام والمسلمین دکترنخاولی در تعریف جریان ها و ظهور و بروز آن گفت: جریان‌های فکری، مستقیم یا غیرمستقیم مجرا و زمینۀ جریان‌های اجتماعی می‌شوند

جریان فکری زمینه جریانات اجتماعی را فراهم می‌کند


حجت الاسلام والمسلمین دکتر مهدی نخاولی در شهریور 1353 ش در شهر مشهد به دنیا آمد. در سال 1372 در رشته پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی مازندران و در شهر ساری مشغول به تحصیلات عالیه شد. هم‌زمان با ادامه تحصیل در رشته‌ی پزشکی، از علوم حوزوی بهره جست و از درس معارف اساتید قم بهره‌مند شد. در سال 81 در رشته پزشکی از شهر ساری فارغ التحصیل شد وی علاوه بر مطالعات تخصصی مستمر در حوزه‌ی علوم اسلامی و عضویت در هیئت علمی مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، به تدریس دانشگاه و حوزه علمیه مشهد مشغول بوده است. با حجت الاسلام والمسلمین نخاولی درباره اهمیت جریان شناسی در حوزه گفتگویی انجام دادیم. قسمت اول گفتگو را در ادامه می خوانید.


جریان و جریان‌سازی اجتماعی

به نظر می‌رسد به گروهی جریان گفته می‌شود که تبعات و ظهور و بروز اجتماعی داشته باشد؛ مثل مکتب تفکیک یا مکتب موافق عرفان یا روحانیت موافق انقلاب و مخالف انقلاب؛ موافقان نیز به اصولگرا و غیر اصولگرا تقسیم می‌شوند. اگر مقصود از جریان، جریان‌سازی اجتماعی است، باید جریان فکری را این‌گونه تعریف کنیم: جریان‌های فکری، مستقیم یا غیرمستقیم مجرا و زمینۀ جریان‌های اجتماعی می‌شوند. این اجتماع اعم از اجتماع حوزوی و غیرحوزوی است. گاه این جریان آن‌قدر گسترش پیدا می‌کند که به بدنه جامعه هم نفوذ می‌کند. مفروض ما این بوده است که جریان به عده‌ای می‌گویند که پیرو شخصی مؤسس است. در این صورت جریان‌های اعتقادی، فرهنگی و سیاسی-اجتماعی نیز جریان‌ فکری محسوب می‌شوند؛ البته با اولویت فرهنگی. آقای خسروپناه در کتابشان -که با این موضوعات بی‌ارتباط نیست- برای جریان‌شناسی چند ملاک عمده قرار داده است: یکی بحث انقلاب است، موافقان، مخالفان و ساکتان نسبت به انقلاب. دوم بحث مدرنیته است، اینجا نیز عده‌ای موافق و مخالف وجود دارد و عده‌ای میانه‌رو هستند. این‌ها ملاک‌هایی است که مطرح شده است.

مهم‌ترین معیار برای تفکیک جریان‌ها شاخص‌های اعتقادی است

اگر بخواهیم معیار و شاخصی برای انواع جریان‌ها ذکر کنیم، فکر کنم باید جریان‌های اعتقادی را پایه قرار دهیم؛ ما در روحانیت نیز این مسئله را داریم. بعضی اعتقاداتِ پایه مثل اعتقاد به امامت دو گونه طرح شده است. گرچه ممکن است عده‌ای فکر کنند فضای دوم مربوط به مثلاً روحانیت جیره‌خوار یا روحانیت انگلیسی است، ولی بالاخره هست. یک نفر مثل آقای حسین مدرسی کتاب نوشته است به نام

در شفاعت، علم و عصمت امام هم که جزء مبانی شیعه است تردید می‌کنند
«مکتب در فرایند تکامل». در همان کتاب عکسش را چاپ کرده است. عکس معمم هم هست؛ یعنی او هم روحانیت محسوب می‌شود. آقای مجتهد شبستری هم روحانی بوده است؛ یعنی این‌ها یک نفر که نیستند. نباید اینها را رنگ سیاه مطلق (سیاه به معنای ارزشی) محسوب کرد، این‌ها در یک طیف رنگی قرار دارند. عقاید و بدنه سنتی اعتقادی شیعه تقریباً از زمان شیخ مفید به این‌سو چیده شده است. قبل از ایشان چیزهایی بود اما هنوز شیعه به‌صورت یک مکتب اعتقادی کامل نضج نیافته بود.

برخی علمای بزرگ شیعه مثل شیخ صدوق به سهوالنبی قائل بوده‌اند. چیزی که اگر صحت انتساب داشته باشد، بعداً مورد نقض و جرح قرار گرفت. زمانی بود که نمی‌توانستیم بگوییم عقاید شیعه این است، احکام شیعه این است، اخلاق شیعه این است. اکنون در احکام اختلاف فقهی است اما در عقاید اختلاف زیاد است. اتفاقاً آنجا که خیلی انگیزه بوده است که خراب‌کاری کنند عقاید است. برای وضّاعین و جاعلین حدیث چه فرقی دارد نماز شکسته باشد یا نه. الآن نیز در جهان‌بینی‌ها، مبانی، امامت، عصمت، قرآن و جمع‌آوری آن و خدایی‌بودن قرآن تشکیک و خراب‌کاری می‌کنند. عجیب نیست قرآن این تذکر را داده است که «تشابهت قلوبهم»، قلب متشابه باعث می‌شود، رفتار متشابه پدید آید. پس انگیزه اختلاف‌افکنی در عقاید بیشتر است. جریان‌ها حول شاخص عدول از اعتقادات رایج و دارج شکل می‌گیرد که مهم‌ترین آنها امامت و ویژگی‌های پیغمبر و امام است و اینکه آیا دین حداقلی است یا حداکثری، اینها جزء عقاید است. در شفاعت، علم و عصمت امام هم که جزء مبانی شیعه است تردید می‌کنند.

شاخص‌

شاخص در نظریات شیعه بزرگانی مانند شیخ طوسی و شیخ مفید هستند. شاخص دوم شاخص روش‌های علمی است. شاخص دیگر قول به نظریه حکومت اسلامی و حکومت در عصر غیبت و مخالفت با آن است؛ مثلاً جریان حجتیه اصلاً قائل به تشکیل حکومت در دوران غیبت نیست.

هنوز فقه اجتماعی تدوین نشده است

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در دوران سه خلیفه چه کردند؟ همکاری می‌کردند، سکوت نکرده بودند، دندان به جگر هم نبودند. آنها را یاری‌ می‌کردند. در دوران خلفا حضرت گره‌ای را باز می‌کردند. یک موردش را بگویم؛ خلیفه دوم داشت به جنگ با روم یا ایران می‌رفت. مشاوران به او می‌گویند برو خوب است، نیروها انگیزه می‌گیرند. به حضرت می‌گوید بروم؟ حضرت می‌فرمایند نرو کشته می‌شوی. اگر تو بروی دشمن علیه شما انگیزه پیدا می‌کند، تو نباید کشته شوی. بعد بالاتر از اینها خود امیرمومنان علیه‌السلام می‌فرمایند: بیشترین حق از من ضایع شد، ولی کمترین انتقاد از من شنیده می‌شد. رفقای خودشان بیشتر انتقاد داشتند. اینها سیره است. سیره حضرت امیر

به گروهی جریان گفته می‌شود که تبعات و ظهور و بروز اجتماعی داشته باشد
علیه‌السلام در این زمینه‌ها اعجاز کرده است منتها این زمینه‌ها همه ریشه در اعتقادات دارد و حل نشده است. دردی که حوزه دارد این است که به عقاید و قرآن کریم کم‌توجهی فراوان شده است. فقه غلبه دارد. فقه باید باشد. نه اینکه فقه را کنار بگذاریم و لاغرش کنیم. به فقه اکبر فوق‌العاده بی‌توجهی شده است، درحالی‌که در مسائل اجتماعی گره‌گشا است. فقه اجتماعی تدوین نشده است.

جامعیت مهم‌تر از تفقه

بعد از آیت‌الله بروجردی پنج مرجع داشتیم؛ آیات خویی، خمینی، مرعشی، گلپایگانی و شریعتمداری. این پنج مرجع هم‌زمان با هم مرجع بودند و در یک عصر می‌زیستند. اگر از همه‌شان بپرسیم که حکومت اسلامی بهتر است تا در آن فقیهی جامعه را مدیریت کند یا اینکه فردی لاابالی و فاسق مدیر جامعه باشد، همه می‌پذیرند که اولی بهتر است؛ اما اختلاف در این نبوده است. به نظر من جامعیت شخصیت باعث می‌شود کسی به سمت نظریه حکومت اسلامی برود. امام مفسر است، عارف است، فقیه است فیلسوف است، شخصیت سیاسی هم هست؛ اما دیگر بزرگواران این جامعیت را نداشتند.

علامه طباطبایی در جلد پنجم المیزان گله‌ای دارند که قرآن مهجور است؛ می‌فرمود در حوزه طلبه می‌تواند مجتهد و حتی مرجع شود اما یک دور قرآن را نتواند از رو درست بخواند چه برسد به فهمش، چه برسد به تفسیر و علوم قرآنش. جامعیت نکته مهمی است. فردی که جامعیت دارد دیدش باز می‌شود و بعضی از دغدغه‌ها را پیدا می‌کند.

فردی که جامعیت دارد دیدش باز می‌شود و بعضی از دغدغه‌ها را پیدا می‌کند
بنابراین بحث آیت الله خویی و دیگران این نبود که مخالف حکومت اسلامی باشند. در بند مطلق و مقید هم نبودند. آیت الله خویی بحثشان این است که ادله ولایت‌فقیه، اطلاق ندارد. این مطلق به معنای مطلق دست‌باز بودن نیست. این یک بحث فقهی است.

ادامه دارد...

تهیه و تنظیم: دکتر محسن گنجی
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۲۵ :: يکشنبه ۰۳ بهمن ۱۳۹۵
دفتر مقام معظم رهبری:

عزیزترین + فیلم