کد خبر: ۹۱۳۴
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۵
گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین دکتر سلیمانی
حجت الاسلام والمسلمین دکتر سلیمانی در تبیین جریان تحجر گفت: آیت الله حکیم در پاسخ به سوال مفتی نابینای عربستان فرمود؛ من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی؛ هر کس در این دنیا کور باشد، در آخرت هم کور است.

سثقلقافسقت

قسمت پایانی گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین دکتر سلیمانی

تحجرگرایی چه مفهومی دارد؟ زمان امیرالمومنین (ع) چه مصادیقی داشته است؟ برای امروز چه مصادیقی برای آن می‌توان نام برد؟

یک جریانی در زمان حکومت حضرت بود که این جریان در کنار جریان‌های سیاسی مثل قاسطین و مارقین و ناکثین و اعتزال نبود. این، یک جریانی است که در همه جریان‌ها حضور دارد و یک بستری است در توده‌های جامعه. جریان تحجرگرایی، جریانی است که متصلب و خشک است. نمی‌تواند از پوسته حوادث به هسته برسد. نمی‌تواند حوادث را بکشند. قدرت تحلیل ندارد. همیشه روی پوسته حوادث می‌ماند. دارای لب و فکر قوی نیست. این جریان، جریانی است که بیشتر در بدنه جامعه است. البته در برخی از نخبگان هم هست. ولی بیشتر در بدنه جامعه است. شاهد آن این است: در جنگ جمل، همسر رسول خدا رفت وسط میدان و روی شتر نشست. می‌گویند از یکی از قبائل ظاهرا بنی ذبه- زیرگردن این شتر «پشته‌ای از دست» درست شد؛ چون هر یک از اعضای این قبائل می‌آمدند و در دل این جنگ افسار این شتر را می‌گرفتند تا این شتر رم نکند. از سپاه حضرت هم به سمت این شتر حمله می‌کردند که این شتر را بخوابانند؛ تا عایشه پایین بیاید و قائله بخوابد. چون تا زمانی که عایشه بالای شتر بود، فتنه درست می‌شد. این‌ها می‌آمدند دست این آقایی که افسار این شتر را نگه داشته بود را قطع می‌کردند. آن‌قدر زیر گردن این شتر دست قطع شد که از دست پشته درست شد. می‌گفتند این ام‌المؤمنین است و ما اگر از همسر پیامبر که در قرآن می‌فرماید ام‌المؤمنین است دفاع کنیم، اهل بهشت می‌شویم. درست همین حالتی که برخی از این سلفی‌ها دارند. معتقدند اگر کسی با خلفا مخالفت داشت و شما این‌ها را بکشی وارد بهشت می‌شوی. یا کسی که بر مهر سجده کند،

جریان تحجرگرایی، جریانی است که متصلب و خشک است. نمی‌تواند از پوسته حوادث به هسته برسد
زیارت اهل قبول برود، ضریح را استلام کند و ببوسد، مشرک است. این‌ها نشانه شرک است. با این‌ها هم نمی‌توانید بحث کنید. تا می‌روید با این‌ها بحث و تحلیل کنید، شما را به کفر متهم می‌کنند. این تحجر است؛ که شخص فقط به ظاهر آیات نگاه می‌کند. نمی‌تواند بیش از این بفهمد که این ظاهر می‌تواند باطن هم داشته باشد. بل‌که این ظاهر می‌تواند مقید و مخصص داشته باشد. می‌تواند معنایی غیر از معنای عرفی که در زمان نزول مطرح بود داشته باشد. صلاتی که در قرآن آمده است، در عرف عرب به معنای دعا بود. اما به یک حقیقت شرعیه به معنای آداب خاص یک عبادت به نام نماز شد. قدرت فهم این را ندارد. آن جریان امروز هم هستند.

این تحجرگرایی-یعنی سلفی‌ها- امروز هم در جامعه عرب هست. مخصوصا در عربستان خیلی هستند. ویژگی نخست و ماهوی این جریان این است که این‌ها قوه تفسیرکردن عقلانی از آیات و رویات ندارند. جمودِ به لفظ دارند. برای استظهار صحیح از آیات و روایات از عقل کمک نمی‌گیرند. این عامل، این‌ها را به بحران مبتلا کرده است. مرحوم آقای حکیم رحمت‌الله‌علیه در ایام حج به عربستان رفت. آن موقع ظاهرا «بنباز» زنده بود. من یک سال که در مکه، حج تمتع مشرف شدم، بن‌باز را دیدم. در مسجدِ کنار هتل ما بود نماز می‌خواند. نابینا بود. جهت احترام خدمت آقای حکیم به عنوان مرجع اعلای دینی شیعه آمده بود. به آقای حکیم اشکال کرد شیعه چرا قرآن را تفسیر می‌کند؟ آقای حکیم مؤدب بود؛ هر چه خواست بحث را عوض کند، بن‌باز اصرار و پافشاری بر سوالش می کرد. در نهایت مرحوم حکیم گفت: ظاهر قرآن، هر معنایی داد، ما باید به آن تمسک کنیم؟ گفت بله، ما باید به ظاهر قرآن عمل کنیم و تفسیر هم نباید بکنیم. فرمود قرآن آیه دارد که «من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی؛ هر کس در این دنیا کور باشد، در آخرت هم کور است». بن باز عصبانی شد و پا شد و رفت. این‌ها اینطوری‌اند. چون در قرآن آمده است که همسران پیامبر ام‌المؤمنین‌اند، این را می‌گیرند و آن‌قدر برای آن لوازم بار می‌کنند و روی این لفظ جمود به خرج می‌دهند، که از دلش عصمت هم در می‌آید. مادر مؤمنان بودند یعنی این‌که معصومند؟ عایشه مصداقی از ام‌المؤمنین است. آیا این به معنای این است که معصوم است و در زندگی اشتباه و گناه نمی‌کند؟ اگر او روبه‌روی علی علیه‌السلام هم بایستد، کسی را که رسول خداوند فرمود: من کنت مولا فهذا علی مولا، باز بر حق است؟ اگر به مسیری بروید که رسول خدا از آن مسیر برحذر داشته و فرموده است در آن مسیر نروید، باز بر حق است؟ رسول خدا به او فرموده بود که هرگاه امور شما از منطقه کلاب حوئب شد، بدانید که دارید به مسیر انحرافی می‌روید. مضمون سخنان حضرت این است. به او اعلام خطر کرده بود. عایشه به جنگ جمل آمده بود. یک جایی دید که سگ‌ها واق واق می‌کنند. سؤال کرد این‌جا کجاست؟ گفتند این‌جا حوئب است. گفت برگردیم. گفتند چرا برگردیم؟

صدر و ذیل وصیت نامه امام را نگاه کنید؛ هیچ وقت مردم را به خود و بستگان خود ارجاع نداد
گفت رسول خدا به من فرمود هر وقت به این منطقه رسیدی، بدان که داری به مسیر انحرافی می‌روی. چند نفری را آوردند گفتند شما شهادت بدهید که این‌جا حوئب نیست. آن‌ها آمدند شهادت دادند این‌جا حوئب نیست. عایشه زود باور کرد و برگشت و دوباره به سوی جنگ رفت. این باید برای اطرافیان بیدارگر باشد که ام‌المؤمنین‌بودن ثمری ندارد. الان هم همین است. یک جریان متحجرانه‌ای در جامعه ماست که می‌گوید فرزند فلان رجل انقلاب اینجوری می‌گوید. خانواده فلان رهبر بزرگ دینی ما اینطوری می‌گوید. خانواده و فرزندانشان محترم. همین الان هم که تخلف و اشتباهاتی می‌کنند، به حرمت پدر و بیت شان، احترام‌شان سرجای خودش است. روی چشم ما، ولی صاحب آن بیت به ما یاد داده است که شما در مقابل منکرات و اشتباهات ایستادگی کنید. وقتی شخصیت عظیمی مثل امام خمینی می‌فرماید اگر از طرف من هم توصیه آوردند قبول نکنید، یعنی به جامعه ملاک می‌دهد در امور اداری و سیاسی از کسی توصیه نپذیرید. طبق قانون عمل کنید. نباید در کشور قانون‌شکنی بشود، قانون‌شکنی که کشور را طبق تعبیر رهبری تا لب پرتگاه ببرد. حالا از یک خانواده و بیتی، از قانون‌شکنان به نوعی حمایتی بشود.

ما باید بگوییم این بیت بر حق است و احترام این بیت را باید نگه داشت؟ هیچ چیز نگوییم و گوش کنیم؟ تأثیر بپذیریم؟ یا اینکه باید بگوییم نه آقا، شما محترم، عزت شما محفوظ، ولی این کار شما خلاف است. گفتمان انقلاب اسلامی این را می‌گوید. گفتمان امام(ره) این را می‌گوید. صدر و ذیل وصیت نامه امام را نگاه کنید؛ هیچ وقت مردم را به خود و بستگان خود ارجاع نداد. به شخص خود به عنوان یک شخص حقیقی [ارجاع نداد]. بله، به عنوان شخص حقوقی، جایگاه معنوی ولایت فقیه داشتن، [ارجاع داد]. از ولایت فقیه گفت؛ ولی خودشان فرمودند من یک خدمتگذارم؛ تا چه رسد به بستگان خودش. حالا کسی بگوید ما بیاییم بگوییم چون بیت فلان این‌‎گونه می‌گوید، پس حق همین است. این تحجر است. عده‌ای از این تحجرگرایی سوء استفاده می‌کنند. در انتخابات گاهی از سیادت استفاده کردند. عده‌ای در

تحجر یک پدیده بسیار خطرناکی است و جنگ جمل را تحجر راه انداخت
برخی مناطق و استان‌ها شجره‌نامه تکثیر می‌کردند. آیا در انتخابات هر سیدی حق است؟ هر سیدی اصلح است؟ یا چون روحانی است بر همه کاندیدای ارجحیت دارد؟ این‌ها تحجر است. در تاریخ این‌ها بیداد می‌کرد و خیلی زیاد بود. برای همین برخی از خلفا چون می‌دیدند این حالت‌ها وجود دارد یک تدبیرهایی می‌اندیشند که نمی‌خواهم وارد این بحث شوم.

به هر حال این تحجر یک پدیده بسیار خطرناکی است و جنگ جمل را تحجر راه انداخت. در صفین تحجر و سطحی نگری را می‌بینید؟ معاویه با یک مغالطه مردم را فریب داد. رسول خدا در مورد عمار فرمود تو را یک گروه ستمگری می‌کشند. عمار که به شهادت رسید، در سپاه شام ولوله افتاد که ما آن ستمگران بودیم که عمار را کشتیم. معاویه گفت کسی عمار را کشت که او را به جبهه آورده بود. علی عمار را به جبهه آورده بود. قبول کردند. معاویه می‌گفت من با یک لشکری هستم که این‌ها فرق بین شتر ماده و نر را تشخیص نمی‌‎دهند. یک وقتی گفت من این هفته جمعه نیستم، نماز جمعه را شنبه بخوانیم. آمدند و خواندند. این تحجر است.

متوجه نمی‌شوند یا نمی‌خواهند قبول کنند؟

به نظر من کار فرهنگی روی این‌ها نشده است. معیارها و ملاک‌ها برایشان مطرح نشده است. باید روی جامعه کار شود. اگر کار شود متوجه می‌شوند. الان هر چه تحصیلات بالاتر می‌رود، این نوع تحجرگرایی در جامعه کمتر می‌شود. هر چه آموزش‌ها صحیح‌تر می‌شود، تحجرگرایی کمتر می‌شود. نوعا تحجرگرایی در بین افرادی است که سطح تحصیلی و آموزشی‌شان، ضعیف‌تر است. عده‌ای هم فریبکارانه، حتی شاید استدلال هم درست بکنند و یک‌سری مبانی برای آن تقریر کردند. ولی اگر آموزش‌های همگانی در جامعه فراگیر شود، به نظرم تحجرگرایی کم می‌شود. اگر کسانی که از این ابزارها استفاده می‌کنند، مجازات بشوند، باز کم می‌شود. این جریان تحجرگرایی را در بصره، در شام، در مدینه و در کوفه هم داریم.

ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار دادید

تهیه و تنظیم: سید عبدالمجید حسینی. محمد جواد عرب سالاری

سثقلقافسقتسثقلقافسقت

ارسال نظر
به روز شده در ۱۵:۳۷ :: يکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶