کد خبر: ۹۲۱۸
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۹
گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین فرخ فال
مدیر حوزه علمیه قم با اشاره به تمرکز دشمن بر حوزه ها گفت: روحانیت و حوزه های علمیه نقش اصلی را در هدایت جامعه به سمت اصول انقلاب داشته و تا وقتی که روحانیت و حوزه به این کار و مسئولیت سترگ خود ادامه بدهد طبعا جایی برای نفوذ دشمن وجود ندارد.
دشمن می داند که باید در حوزه نفوذ کند


هم علت محدثه، هم علت مبقیه

حوزه علمیه علت محدثه انقلاب شکوهند اسلامی به معماری و رهبریِ امام (قدس سره) است و قطعا علت مبقیه هم همین حوزه و رهبری با صلابت مقام معظم رهبری بوده است. حوزه و روحانیت در حال حاضر و در قبل از پیروزی انقلاب، ارتباط و تأثیر مستقیم بر مباحث و جریانات انقلاب داشته اند. قبل از پیروزی انقلاب شاهد نهضت های مختلفی بودید که علامه شهید مطهری در کتاب نهضت های صد ساله اخیر، به خوبی به آنها اشاره می کند که انقلاب ها، بعضی بر اساس فقر فرهنگی بوده بعضی بر اثر فقر سیاسی و بعضی بر اثر فقر اقتصادی بوده است.

شما در نهضت غزالی مشاهده می کنید که غزالی با هدف احیای مباحث فرهنگی انقلاب کرد. در نهضت شعوبی ملاحظه می کنید که سران نهضت شعوبیه به خاطر وحدت جامعه و رفع تبعیض از بین جامعه انقلاب کردند یا نهضت بابک که با اصولی مطرح شده، حرکتی را آغاز می کند. همه این نهضت ها، نهضت های تک بعدی بودند، ولی نهضت ارزشمند امام(روحی له الفدا) نهضتی تمام عیار برای احیای همه ابعاد انسانیت و جامعه بود، برای احیای ارزشهای اجتماعی، ارزش های شخصی، برای احیای مباحث سیاسی و با مبنای انفکاک ناپذیری دین از سیاست بود.

تمرکز دشمن بر حوزه ها

ما معتقدیم امام بر این اساس حرکت کرد. امام همواره می فرمودند این انقلاب متعلق به مردم است و نه یک جناح خاص، پس مسئولیت آن جایگاهی که علت محدثه و مبقیه انقلاب است، بسیارسنگین خواهد شد. این موضوع را دشمن و استکبار به خوبی رصد کرده و می داند. او به خوبی تحلیل کرده که روحانیت و حوزه های علمیه نقش اصلی را در هدایت جامعه به سمت این اصول انقلاب داشته و تا وقتی که روحانیت و حوزه به این کار و مسئولیت سترگ خود ادامه بدهد طبعا جایی برای نفوذ دشمن وجود ندارد. این که مشاهده می کنید در سال های اخیر مقام معظم رهبری به طور مستمر به مسئولیت های حوزه و جایگاه وزین آن در حفظ انقلاب اشاره می کنند و بر موضوع ماندگاری حوزه بر منش انقلابی خودش توجه می دهند، علت دارد. مقام معظم رهبری می فرمودند کسی تصور نکند این تکرارهای من بی حساب است. موضوع آنقدر مهم و تهدید آنقدر بالاست که من وظیفه می دانم مکرر تذکر بدهم. این به خاطر آن است که دشمن بر روی این حوزه و بر کار روحانیت زوم کرده است. کما اینکه قبل از پیروزی انقلاب هم چنین بود. جریاناتی که در مشروطه پیش آمد، جریاناتی که برای شیخ فضل الله نوری، انگلیسی ها و استعمار درست کردند، مگر چه بود؟ مگر ورود نکردند برای ایجاد شقاق بین روحانیت؟ مگر ورود نکردند که با حکم یک روحانی، روحانی دیگری را به پای دار ببرند؟ مگر ورود نکردند تا روحانیت را به وسیله روحانیت منکوب کنند؟ آن ها خوب فهمیدند که روحانیت در دل جامعه است. روحانیت به عنوان سردمداران بیان شریعت در قلب مردم جا دارند. فهمیدند که باید این را بشکنند. باید در این قشر نفوذ بکنند.

نفوذ در مسئولان

هیچ کجای انقلاب ما مصون از نفوذ دشمن نیست. مهم‌ترین جایگاه انقلاب، جایگاه رهبری است. خواستند در جایگاه رهبری هم نفوذ کنند مگر نکردند؟ مگر نفوذ نکردند؟ اگر امام قدس سره نفوذ ناپذیر است ولی در قائم مقام رهبری که می‌شد نفوذ کنند و کردند. جایگاه آقای منتظری قبل از پیروزی انقلاب همین جایگاهی بود که الان هست؟ یا فرق می کرد؟ در جریان قائم مقامی و طیف مهدی هاشمی و آقای منتظری درسهای بسیاری هست. این ها باید در تاریخ ثبت شود. یک موضوع شخص آقای منتظری بود. یک موضوع طیف مهدی هاشمی بود. یک مسئله سومی هم آنهایی هستند که گرویدند به این خط فکری و به این جریان سیاسی.

از طرف من وجوهات را نگیرید

اگر خواستید راجع به خود آقای منتظری صحبت کنید، کلامی زیباتر از کلام امام، نمی توانید پیدا کنید. آن هم بیانی بود که امام بعد از موضع گیریهای ناپسند آقای منتظری در مقابل نظام و رهبریِ مقتدرانه امام گرفت. امام با کمال بزرگواری و ایثار فرمودند من مصلحت می دانم شما فقط بنشینید و در مباحث فقهی کار کنید. فرمودند شما وجوهات را هم از طرف من نگیرید. برای اینکه دشمن با ظاهری موجه و اسلامی و از همین راه اهدای وجوهات شرعی ورود پیدا می کند. او شاگرد مبرز امام بود. امام گفتند فقط مباحث علمی و فقهی مشغول باشید اما او این کار نکرد و آسیب دید.

آقای منتظری مباحث علمی فراوانی را درباره ولایت مطلقه فقیه نگاشته بود. بحث و تدریس کرده بود. به چاپ رسیده بود اما چون به فرموده امام توجه نکرد دستخوش مباحث سیاسی قرار گرفت؛ حتی آن مباحث علمی به چاپ رسیده خودش را هم مخدوش کرد. یعنی در این روزهای آخر، آن مبانی فقهی گذشته‌اش را هم، زیر پا گذاشت.

مبانی خودش را هم زیر سوال برد!

این به خاطر این بود که سفارش امام را به عنوان یک شاگرد قبول نکرد. کما اینکه ایشان سفارشات امام را در مباحث و جریانات سیاسی هم قبول نکرد. اگر کرده بود به اینجا نمی رسید. امام شخصیتی بودند با مناعت طبع، در عین صلابت و در اوج عطوفت و مهربانی. امام می فرمود من بازوان بسیجی ها را می بوسم و بر این بوسه افتخار می کنم. اینقدر امام عطوفت داشت.

امام می گوید رهبر این جامعه آن بسیجی است که جان خودش را در کف دست می گیرد. امام این بود. اما آقای منتظری به نصایح امام به عنوان استاد برجسته خودش و به عنوان امام المسلمین، که خودش گفته بود ولی فقیه مطلق در زمان غیبت، امام مسلمین است، توجه نکرد. تأثیر دیگران و مهدی هاشمی در او بیش از تأثیر کلام امام بود. تأثیر جاسوسان آمریکایی و انگلیسی و منافقین در جان او بیش از کلام امام بود. او، هم در مباحث سیاسی کم آورد و هم در مباحث علمی دچار چالش در صغراها و کبراها شد. کار به جایی رسید که او منش ها و تئوری و مبانی فقهی خودش را هم زیر سوال برد و این یعنی انحطاط کامل از مسیر.

ادامه دارد...


تهیه و تنظیم: علی حاج آخوند- مصطفی منفرد

دشمن می داند که باید در حوزه نفوذ کنددشمن می داند که باید در حوزه نفوذ کند

ارسال نظر
به روز شده در ۱۶:۴۹ :: دوشنبه ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۶