علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۹۲۴۱
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۹۵ - ۱۹:۰۱
حجت الاسلام والمسلمین بهروزی لک با اشاره به نحو ورود دانش سیاسی به حوزه های علمیه، خاطرنشان کرد: شايد دهه اول انقلاب اسلامي تداوم دانش سياسي سكولار بود. حتي وقتی حوزه با دانش‌های سياسي جديد آشنا مي‌شود طبعا آن تراث، برجسته نيست؛ چون حاملان دانش‌های سياسي به تراث سياسي آشنايي ندارند. شايد نسل ما اولين نسل طلبه‌هايي بودند كه با دانش سياسي سازمان‌يافته غربي با حضور اساتيد تعليم ديده در خارج از كشور داشتیم تعلم مي‌ديديم. يعني شروع کرده بودیم با یک زيرساخت سنتي حوزوی، اما عملا دانش‌هاي جديدی هم به ما عرضه مي‌شد که گاه آشفتگي‌ها و ريزش‌هايي داشت؛ مثلا مي‌ديديم بعضي از رفقايي كه با ما بودند به جاي اين‌كه بتوانند این تركيب را به وجود بياورند جذب آن طرف شدند.
آشفتگی دانشهای جدید در زیرساخت سنتی حوزه

قسمت دوم از گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین بهروزی لک

در مورد علوم سیاسی، آیا می‌توانیم پیشینه‌‌ای برای این علم در تاریخ شیعه داشته باشیم؟

سياست عبارت است از رابطه قدرت؛ يعني هرگونه تعامل در ارتباط با رابطه قدرت اجتماعي. این را می‌گوییم كنش سياسي. افراد هنگامي به كنش سياسي مي‌پردازند كه همديگر را در جهت سيطره اجتماعي تحت تأثير قرار بدهند. خب، این رویکرد کلی سیاست و کنش سیاسی در عالم در خارج وجود دارد. عملا هيچ جامعه‌اي از اين تهي و خالي نيست. هر جامعه‌ای و اجتماع انسان‌ها نياز به مديريت، نیاز به تأثيرگذاري و تأثيرپذيري دارد. و لذا سياست هم‌زاد انسان است و از قدیم وجود داشته است. طبعا بشر بايد به اين سؤالات پاسخ می‌داد که: «چگونه رابطه قدرت باید وجود داشته باشد؛ و به چه شيوه چه مكانيزم‌هایی؟» فكر سیاسی يا انديشه سياسي معطوف به اين بود. هنگامي كه پيامبر اكرم صلوات‌الله‌و‌سلامه‌عليه مدينه النبي و شهر يثرب را در اختيار گرفتند و جامعه اسلامي را تأسيس کردند، به اين پرسش بايد پاسخ مي‌دادند. البته در جامعه مكه هم به صورت سلبي، نفي سلطه حاكميت مشركان و امثال این‌ها وجود داشت. اما در يثرب به شكل سازمان‌يافته‌تر و ایجابی؛ می‌بینیم که با عهد و پیمانی آغاز می‌شود، که اساس شهر مدینه، به سرپرستی و ولایت پیامبر بر جامعه مسلمین [است] و پيامبر محل تراجع و محل ترافع و رفع اختلافات جامعه سلامي قرار مي‌گيرد. آياتي كه نازل مي‌شد و تعاليمي كه پيامبر ارائه مي‌كردند، سرآغاز نظام‌هاي فكري و ايده‌هاي مربوط به رابطه قدرت را در جامعه اسلامي تأسيس مي‌كند و شکل می‌دهد.

تعریف اندیشه سیاسی

به نظر من اگر بخواهیم انديشه سياسي را ريشه‌يابي بكنيم، انديشه سياسي عبارت است از «افكار نسبتا منظم در رابطه با كنش سياسي». خب، اين انديشيدن می‌توانست شيوه مختلفي پيدا بكند. مسلمانان در همان اوایل جامعه اسلامي انديشيدن يعني افكار و ايده هاي منظم و سازمان‌يافته در حول كنش سياسي را با تعاليم قرآني، روايي و تعليمات پيامبر اكرم ياد گرفتند. البته قبل از آن هم

الان وضعيت تفكر سياسي در حوزه هاي علميه بسيار رشد پيدا كرده و دروني شده است
يك‌سري سنت هاي اجتماعي وجود داشت كه پيامبر اكرم بسياري از آن‌ها را نقض کردند و در واقع باطل کردند و سنت‌هايي هم تأييد و امضا كردند. سنت‌هايي را هم تأسيس كردند. خب طبیعتا اين‌ها می‌شد ساختار افكار سياسي جامعه اسلامي، كه در قرآن و سنت پيدا شده بود. بعدها در جامعه اسلامي وقتي مسأله امامت و خلافت پیش گرفته شد، این‌جا آغاز افكار و ايده‌هايي بود كه قرآن و روايت را چگونه تفسير بكنيم و اين‌ها فكر سياسي اسلامي را شكل دادند.

جلوتر كه مي‌آييم مي‌بينيم كه به تدريج حديث سياسي، حدیث‌شناسی سیاسی و كلام سياسي حول موضوعات سياست شكل می‌گیرد. خب، تفسير سياسي چيزي است كه در ذات تمدن اسلامي در حال شكل‌گيري است. با ورود دانش‌هاي جديد مثل فلسفه مي‌بينيم كه فلسفه سياسي توسط بزرگاني چون مرحوم فارابي شكل مي‌گيرد. و هرچه جلوتر بیاییم انبساط و بازشدن و شاخ و برگ پیداکردنِ فكر سياسي به وجود می‌آید. پس امروزه آن‌چه که ما می‌توانیم به علم سياست تعبير بكنيم، در گذشته ما وجود داشته است. علم سياست به يك معنا عبارت است از آگاهي‌هاي منظم و سازمان‌يافته درباره سياست. در گزارش مختصري كه عرض كردم مي‌بينيم از همان صدر اسلام آگاهي‌هاي سازمان‌يافته حول سياست به تدريج در حال شكل‌گيري است و اين در جامعه اسلامي ميراثي است كه در گذشته وجود داشته و بركت جامعه ما هست. اما آيا اين علم حتما بايد شكل خاصي به خودش بگيرد؟ نه؛ ما در گذشته تنوع خاصي داشتيم؛ فلسفه سياسي داشتیم، كلام سياسي داشتیم، شريعت‌نامه‌نویسیِ سياسي يا فقه سياسي داشتیم، عمل سياسي داشتیم، سياست‌نامه‌نويسي داشتیم که تجربيات تاريخي سياسي را ثبت مي‌كرد. اين‌ها همه شاخه‌هاي مختلف دانش سياسي بود. ما با ورود به عصر جديد ديديم كه علم در غرب معناي جديدي پيدا كرد. علم فقط به شاخه تجربيِ دانش سیاسی با یک زیرساخت‌های مبنایی و فلسفی و فکری خودش یعنی به علم مدرن تعبیر می‌کردیم. علمِ تقریبا تجربی و بعدها پوزيتويستي مدرن كه از آن به ساينس تعبير مي‌كردند دانش سياسي جديد شد. و بر اساس آن دانش سياسي جديدي ساخته شد. خب، اين نوع در درون تمدن اسلامي شكل

علم سياست به يك معنا عبارت است از آگاهي‌هاي منظم و سازمان‌يافته درباره سياست
نگرفته بود و از بيرون عرضه شده بود. طبعا شاخصه‌ها، ويژگي‌ها و مباني دانش سياسي غربي هم در درون خودش داشت. وقتي وارد ايران مي‌شود پهلوي اول این را به شكل سازمان‌يافته‌تر با تأسيس دانشگاه تهران و مراكز علمي دولتي، متمايز از روش‌های سنتي خودمان ايجاد مي‌كند. طبعا اين‌گونه به شکل سكولار و درون‌زای تمدن اسلامي شكل نمي‌گيرد. دوره پهلوي دوم نيز یک شدت پيدا مي‌كند که نهايتا انقلاب اسلامي اعتراضی به اين روند است. وقتي انقلاب اسلامي شکل مي‌گيرد ما نیاز داشتیم درباره دانش‌هاي سياسي وارداتي كه با زيرساخت‌ها و مباني تمدنيِ ما سازگار نبود، جايگزين معرفي كنيم.

از کی شاهد ورود دانش سیاسی به حوزه‌های علمیه بودیم؟

ورود دانش‌هاي سياسي جديد در حوزه‌هاي علميه با آن عقبه تمدن اسلامي به چند دهه اخير-صده اخير- برمي‌گردد. قبل از انقلاب حوزه‌هاي علميه ابتدا در مقابل دانش سياسي جدید و علوم جديد مقاومت مي‌كردند و حاضر به پذيرش دانش‌هاي سكولار نبودند؛ اما عملا انقلاب اسلامي سعی کرد خط بطلانی بکشد و بیاید با یک رويكرد اجتهادِ زمان و مكان كه حضرت امام(ره) بنيان‌گذارش بودند، بر اساس اخذ از دیگران، استماع از دیگران (بشر عبادی الذین یستعمون القول و یتبعون احسنه) انقلاب اسلامی سعی کرد حرف دیگران را بشنود و تا حد ممكن خوبي‌ها را جذب و نابساماني‌ها را دفع كند؛ اين‌جا بود كه ما مسأله‌اي به نام دانش سياسي جديد را در حوزه‌هاي علميه داشتيم.

از سوي ديگر نياز عملي به مديران و برنامه‌ريزي در عرصه سياست و مدیریت سیاسی کشور اقتضا مي‌كرد كه ما اين دانش‌ها را پرورش بدهيم. شايد دهه اول انقلاب اسلامي تداوم دانش سياسي سكولار بود. حتي وقتی حوزه با دانش‌های سياسي جديد آشنا مي‌شود طبعا آن تراث، برجسته نيست؛ چون حاملان دانش‌های سياسي به تراث سياسي آشنايي ندارند؛ معلمان و اساتيدی هستند كه خودشان در درون دانش سياسي سكولار غربی تعليم ديده‌اند. من يادم است شايد نسل ما اولين نسل طلبه‌هايي بودند كه با دانش سياسي سازمان‌يافته غربي با حضور اساتيد تعليم ديده در خارج از كشور (يا در سيستم دانش‌هاي پهلوي) داشتیم تعلم مي‌ديديم. يعني شروع کرده بودیم با یک زيرساخت سنتي حوزوی، اما عملا دانش‌هاي جديدی هم به ما عرضه مي‌شد. خب، گاه آشفتگي‌ها و ريزش‌هايي داشت؛ مثلا مي‌ديديم بعضي از رفقايي كه با ما بودند به جاي اين‌كه بتوانند این تركيب را به وجود بياورند جذب آن طرف شدند. ریزش‌هایی بود. اما به هر حال طبيعي بود كه دانش‌هاي سياسي حوزوي زمينه‌های شكوفايي و رشد خودش را پيدا بكند.

ورود دانش‌هاي سياسي جديد در حوزه‌هاي علميه با آن عقبه تمدن اسلامي به چند دهه اخير-صده اخير- برمي‌گردد
من فكر مي‌كنم بعد از سه دهه كار در حوزه دانش سياسي -دهه 60 كه آغاز كار و دهه 70 و 80 که دوران بالندگي و شكل‌گيري بود- امروزه ما در اصلِ خروجي‌هايي هستیم كه مي‌توانند تركيب بكنند. من يادم است كه در سال 67 براي هر درس مقطع ليسانس‌مان، باید استاد از تهران مي‌آورديم. استاد نبود در قم. رفته رفته ما الان به بركت انقلاب اسلامي به جايي رسيديم كه خودمان دانش سياسي را در حد دكتري تدريس مي‌كنيم. و پرورش يافتگان نسل جديد از حاملان و بنيان گذاران دانش‌های سياسي شدند. طبعا فضاي توليد سياسي در حال شكل‌گيري است. و از اين جهت پيش‌رفت‌هايي را ما در دانش سياسي با نگاه اسلامي می‌بینیم. این چند سال اخير هم كه مقام معظم رهبري در نهضت نرم افزاري، نهضت توليد علم، تمدن سازي و اسلامي‌سازي علوم نقش کلیدی داشتند. اين‌ها همه ايده‌هايي بودند كه رهبري زمينه را مساعد می‌داند از آن طرف هم تهاجمات فكري غرب بيشتر مي‌شد؛ شبيخون فرهنگي، ناتوي فرهنگي و تهاجم فرهنگي. این‌ها چيزهايي بود كه در دوران قبل شكل گرفت. الان هم نهضت علمي و نرم‌افزاري يك پديده مباركي بود كه در حوزه شكل گرفت. من فكر مي‌كنم الان وضعيت تفكر سياسي در حوزه هاي علميه بسيار رشد پيدا كرده و دروني شده است. قبلا نبود. البته خلأها و ضعف‌هايي هم داريم كه بايد سعي كنيم تا حد امكان برطرف بكنيم. ما نسل بنيان‌گذار بوديم. نسل‌هاي بعدي هم همه بايد به بسط توسعه و گسترش دانش سياسي اسلامي بپردازند.

برگردیم به همان دهه60؛ آغاز فعالیت شما یا در واقع فعالیت علوم سیاسی حوزوی. بین دهه 60 و 70 چه جریان‌هایی در حوزه شکل ‌گرفت. الان مثال زدید که دفتر تبلیغات یک جریانی بود. غیر از این مثلا باقرالعلوم شاید برایند آن جریان بود.

ببینید باید بین کنش و رقابت سیاسی، مديريت سياسي و تفكر سياسي ابتدا فرق بگذاريم. البته اين دو در عالم واقع و خارج در هم تنيده هستند و ارتباط دارند. اما به هر حال طبعا بعد از انقلاب اسلامي جريان‌هاي علمي سیاسی وجود داشتند. در درون حوزه شاید آن سال‌ها نيروهاي سنتي حوزوی وجود داشتند و اصلا ايده‌هاي جديدي چون ولايت فقيه را نمي‌پذيرفتند. خب مقاومت می‌کردند.

مثلا فرض كنيد حوزه روحانيت سنتي ما نسبت به كنش سياسي ورود و رغبت كمتري داشت. امام(ره) این‌جا استثنا بود. امام(ره) وارث مدرس‌ها و سيدجمال‌هايي بود كه به كنش سياسي ورود پيدا كرده بودند. اين فضا، فضاي جديدي بود. با گسترش انقلاب اسلامي عملا اين جريان مسلط شد. جريانات به‌حاشيه‌رانده‌شده‌ای هم وجود داشت؛ مثلا همان سال‌هاي اول انقلاب 57، 58 و 59- جريان خلق مسلمان به شيوه‌هاي خاصي تحت رهبري آيت الله شريعتمداري در حوزه وجود داشتند. در دهه60 این جريان حذف شده بود و دیگر تقریبا خلق مسلمان عملا از هم فروپاشيده بود و ساختار منسجمي نداشت. ما در دهه 60 شاهد بودیم که يك جريان سنتي سياست‌گريزی، به حاشيه رانده شده، ولی گاهی انتقاداتی در عمل سياسي دارند؛ در دهه 60 از بین این‌ها نسبت به جنگ، تداوم جنگ و كشته‌شدن مردم در جبهه‌ها انتقاداتی می‌شد. خب بعضي از حوزوی‌ها ورود پيدا مي‌كردند.

باید بین کنش و رقابت سیاسی، مديريت سياسي و تفكر سياسي ابتدا فرق بگذاريم
يك‌سری جریانات حوزوی در دهه 60 وجود داشتند؛ مثل مهدي هاشمي. اين‌ها انقلابيوني بودند كه انقلاب را به سليقه خاص خودشان مي‌فهميدند و داشتند توضيح و تفسير مي‌كردند. بعدها معلوم شد كه جريان مهدي هاشمي يك جريان انحرافي است؛ که قبل از انقلاب هم يك راديكاليسمِ افراط‌گرايیِ خارج از حدومرز اسلامی را در پيش گرفته بودند. خب اين هم يك جرياني بود كه در بيت قائم مقام رهبري حضور داشتند. به نظر من جريان مهدي هاشمي، فكر و ايده و انديشه نداشتند. تازه یواش یواش در قالب همان كتاب‌هاي سياسي كه سال‌ها تأسیس شده بود، داشتند کار را آغاز می‌کردند. يعني ما در آن دوره سازمان‌يافتگي نمي‌دیدیم.


ادامه دارد...

تهیه و تنظیم: سید عبدالمجید حسینی -حامد عبداللهی


آشفتگی دانشهای جدید در زیرساخت سنتی حوزهآشفتگی دانشهای جدید در زیرساخت سنتی حوزه

ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶