کد خبر: ۹۲۵۵
تاریخ انتشار: ۲۶ دی ۱۳۹۵ - ۱۵:۳۷
گفتگو با مدیر حوزه علمیه قم
مدیر حوزه علمیه قم با اشاره به شخصیت مهدی هاشمی و نقش وی در بیت آقای منتظری داشت گفت: انقلابی [ مهدی هاشمی] که با ساواک تبانی کند، این یعنی ماهیت انقلابی ندارد ولو نزدیک‌ترین فرد به یک شخص مبارزی مثل آقای منتظری باشد. آقای منتظری تا روز آخر هم متوجه نشد که این‌ها بزرگ‌ترین خیانت را به ایشان کردند.


بزرگترین خیانت را مهدی هاشمی کرد


قسمت دوم گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین فرخ فال

مهدی هاشمی، آقای منتظری را قربانی منافعش کرد

طرز تفکر مهدی هاشمی این بود که اصول در حوزه ما را به هم بریزد. امام روحی فداه بارها فرمودند اصول و ملاک حوزه، فقه جواهری است؛ یعنی آن سنتی که در حوزه، شیخ فضل‌الله‌ها، میرزای شیرازی‌ها، مدرس‌ها و کاشانی‌ها را در مسیر مستقیم قرار داد، جریان فقه جواهری بود. آن سنت فقهی و مبانی فقهی که در حوزه حاکم بود استقلال روحانیت را حفظ می‌کرد، در حالی که مهدی هاشمی اصلا به این اعتقاد نداشت. این که عرض می‌کنم مسیر آن‌ها از مسیر آقای منتظری جدا بود، چون آقای منتظری معتقد به فقه جواهری بود. آقای منتظری در مبانی فقهی دست‌پرورده امام بود؛ لذا مبانی فقهی بلندی داشت و ولایت مطلقه فقیه را با قوت و قدرت اثبات می‌کرد. در حالی که مهدی هاشمی اصلا این مباحث را قبول نداشت.

مهدی هاشمی برای رسیدن به اهداف خودش روزی حکم می‌دهد آیت الله شمس آبادی را خفه کنید
مهدی هاشمی یک جریان سیاسی است که بدون اتکا به مبانی و به فقه جواهری، برداشت خودش را حاکم می‌دانست؛ لذا شما می‌بینید که مهدی هاشمی می‌گوید هدف وسیله را توجیه می‌کند، اما فقه جواهری می‌گوید هدف وسیله را توجیه نمی‌کند. مهدی هاشمی برای رسیدن به اهداف خودش روزی حکم می‌دهد آیت الله شمس آبادی را خفه کنید. یک مجتهد و یک فقیه را نزدیک طلوع فجر و بین راه منزل تا مسجد راحت ببرند خفه کنند. بنده از کسانی بودم که به محض اتفاق، خودم را در صحنه حاضر کردم. آن موقع در اصفهان طلبه جوانی بودم. قضیه منحصر به مرحوم شمس‌آبادی هم نشد. او موارد دیگری را همین‌گونه عمل کرد؛ یعنی هدف وسیله‌اش را توجیه می‌کرد. برای این‌که منشش حاکم باشد، مرجع باید از بین برود. آقای منتظری مگر به عنوان یک مرجع مطرح نشد؟ مهدی هاشمی مرجعیت ایشان را وسیله رسیدن به اهدافش دانست و آقای منتظری را قربانی کرد؛ قربانیِ شخصیتی کرد. مهدی هاشمی آقای منتظری را به اینجا رساند و الا آقای منتظری این نبود.

آقای منتظری معتقد به فقه جواهری بود. او در مبانی فقهی دست‌پرورده امام بود؛ لذا مبانی فقهی بلندی داشت و ولایت مطلقه فقیه را با قوت و قدرت اثبات می‌کرد. در حالی که مهدی هاشمی اصلا این مباحث را قبول نداشت.
آقای منتظری همان که امام فرمود یک شخصیت علمی و مبارز بود که می‌توانست در حوزه علمیه و در بسط مباحث فقهی کارستان کند. ولی این کار را مهدی هاشمی از دست آقای منتظری گرفت. بعضی فقها را جانشان گرفت، مثل آیت‌الله شمس‌آبادی و بعضی‌ها را موقعیت‌شان؛ برای این‌که هدف برای او وسیله را توجیه می‌کرد. هدف ایشان این بود که با سپر و خاکریز آقای منتظری، قدرت مطلقه را در نظام جمهوری اسلامی به دست بگیرد و تمام کسانی که به عنوان بازوان امام بودند، همه را از رده خارج کند؛ لذا بیش از یک کیلو پودر سرطان‌زا از مهدی هاشمی گرفتند که این فقط برای این بوده است که یاران امام را از پا درآورد. حتی آن موقع تشکیلات‌ امنیتی تشخیص دادند که با استفاده از همین گرد سرطان‌زا بعضی از شخصیت‌ها را دچار چالش کرد که بعضی از آن‌‎ها با مداوای سال‌های متمادی، آخر هم نتوانستند مقاومت کنند. مهدی هاشمی می‌گفت حرمتی برای اجتهاد و فقه و فقاهت و فقه جواهری قائل نیستم. شخصیت‌ها هم همه باید فدای من شوند و لو آقای منتظری.

این نگاه را قبل از انقلاب هم داشت؟

بله هیچ فرقی نمی‌کرد و نگاه همین بود؛ لذا شما اگر اسناد را بررسی کنید می‌بینید او در زندان برای رهایی‌اش از دست ساواک چه‌ها کرد. برای رهایی می‌نشیند با ساواک ساخت‌وپاخت می‌کند و کسی که قاتل قطعی است، آزاد می‌شود. این یعنی هدف وسیله را توجیه می‌کند. آن انقلابی که با ساواک تبانی کند، این یعنی ماهیت انقلابی ندارد ولو نزدیک‌ترین فرد به یک شخص مبارزی مثل آقای منتظری باشد. آقای منتظری تا روز آخر هم متوجه نشد که این‌ها بزرگ‌ترین خیانت را به ایشان کردند.

بسیاری از افرادی که مقلد آقای منتظری هستند، او را فقیه و مجتهد مخلصِ با تقوای خوب می‌دانند. ما اصلا با آن‌ها بحثی نداریم. ما بحثمان این است که آقای منتظری به بیان امام چون پا را فراتر از توان خودش گذاشت، لغزید و دچار چالش شد. موضوع دوم طیف مهدی هاشمی بود که عرض کردم، هم‌چنین قضیه آقای منتظری، جایگاه و وضعیت او.

گروه سوم؛ مخالفان شخص آقای منتظری

اما موضوع سوم خیلی مهم است. حقیر طلبه قبل از پیروزی انقلاب هستم. تمام جریاناتی که راجع به آقای منتظری، هواداران و مریدان ایشان بود، همه این‌ها را از همان روزهای اول ورود به طلبگی، در حوزه می‌دیدم. گروه سوم، گروهی هستند که مخالف جدی شخص آقای منتظری بودند؛ چه در اصفهان چه در غیر اصفهان. یعنی ما یک طیفی را در روحانیت داشتیم که این‌ها مخالف سرسخت آقای منتظری بودند. علت سرسختی آن‌ها هم بعضی قضایا مثل قضیه مهدی هاشمی و قضیه شهید جاوید بود. بعضی از گروه‌ها هم چون با انقلاب زاویه داشتند، با آقای منتظری بد بودند. این می‌خواهم خوب باز شود.

آقای منتظری به بیان امام چون پا را فراتر از توان خودش گذاشت، لغزید و دچار چالش شد
عده‌ای از مخالفین به خاطر جریانات مهدی هاشمی با ایشان مخالف بودند؛ ولی بعضی‌ها هم به خاطر این‌که ایشان انقلابی است با ایشان مخالف بودند، اما به محض این‌که طیف آقای منتظری و مهدی هاشمی از انقلاب جدا شدند این‌ها شدند طرفداران آقای منتظری. خیلی این عجیب است. الغریق یتشبث بکل حشیش. ما تعجب کردیم و تعجب می‌کنیم کسانی که هروقت بحث انقلاب می‌شد، خیلی با لطافت از کنار آن رد می‌شدند؛ قبل از پیروزی انقلاب وقتی در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کردیم، بعضی از این آقایان می‌گفتند که آقا چرا با این جوان‌ها در خیابان‌ها می‌روید؟ می‌گفتیم خوب انقلاب شده است، مگر قبول ندارید شما؟ می‌گفتند «نخیر، شما باید به درس و بحث برسید. مگر نمی‌بینید چهره انقلابی مثل آقای منتظری و گروه تابع ایشان، مهدی هاشمی دستشان به خون آیت‌الله شمس‌آبادی و غیره آغشته است؟ چرا شما با این‌ها قاطی می‌شوید؟» می‌گفتیم «با آقای منتظری قاطی نشدیم. ما آقای منتظری را به عنوان این‌که شاگرد امام بوده است احترام می‌کنیم. به عنوان این‌که مهدی هاشمی به پشتوانه حمایت او خیانت می‌کند محکوم می‌کنیم».

«مخالفانی» که «مرید» شدند

اما یک عده از آقایانی که با امام، انقلاب و دفاع مقدس ارتباط جدی نداشتند و مخالف آقای منتظری بودند، به محض این‌که آقای منتظری از قائم‌مقامی خلع شد و جناح‌های مخالف نظام دور ایشان جمع شدند، منافقین شدند دوست ایشان. همان گروهی که قبل از پیروزی انقلاب، با انقلاب زاویه داشتند و همان گروه‌هایی که منش انقلابی آقای منتظری و منش فقاهتی ایشان در بحث ولایت مطلقه فقیه را قبول نداشتند، این‌ها شدند مرید آقای منتظری. دیدیم این‌ها عجب دیدارهای خصوصی پیدا کردند با آقای منتظری و طلاب را به درس فقه آقای منتظری هدایت می‌کنند. عجب! این‌ها که تا دیروز می‌گفتند منتظری بی‌سواد است که ولایت مطلقه فقیه نوشته است، اما حالا شد مجتهد پویا. من سخنم این گروه سوم است. این قضیه تمام نشده است. اگر تمام شده بود که ما اخیرا این تحرکات پسر آقای منتظری را نداشتیم.

 ادامه دارد ...

تهیه و تنظیم: محمد رضا خادم الذاکرین- علی حاج آخوند

بزرگترین خیانت را مهدی هاشمی کردبزرگترین خیانت را مهدی هاشمی کرد

ارسال نظر
به روز شده در ۲۱:۱۴ :: چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶