کد خبر: ۹۲۷۱
تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۵
حجت الاسلام والمسلمین دکتر یحیی کبیر با درباره ضرورت دین در جامعه، خاطرنشان کرد: . هیچ کدام از علوم انسان را آرام نمی‌کند. اگر علم همه چیز را حل می‌کرد، پس چرا با پیشرفت علوم آرامش انسانی را از دست دادیم؟ باعث آرامش، این‌ها نیستند؛ باعث آرامش «الا بذکرلله تطمئن القلوب» است. وقتی دین بیاید آرام می‌شوید.









قسمت سوم از  بحث دین پژوهی


اسلام: حقیقت دین، مجرد و ثابت است/ غرب: دین یک اعتبار است

گفتیم که دین، حقیقت مجرد روحانی است؛ اما غربی‌ها گفتند دین یک اعتبارات است. اعتبار یعنی مثل این‌که من جامعه را اعتبار می‌کنم. در جامعه الان اعتبارات اقتصادی زیاد است. یکی می‌گوید سود بانکی بیست درصد باشد، دیگری می‌گوید بیست‌وپنج درصد. این اعتباری است، تغییر هم می‌کند. در حالی که حقیقت دین این نیست؛ حقیقت دین مجرد، ثابت و بسیط است، علم الله خاص است. از حضرت صادق علیه‌السلام سؤال می‌کنند قرآن چه کتابی است؟ می‌فرماید: علم الله الذی جُمع بین الدفتین، علم الهی است که بین این دو جلد آمده است.

آدم باید از خواندن قرآن وارد وادی «دانستن» شود و از «دانستن» در «یافتن و رسیدن» بیاید
جلوه خداست. در روایات داریم که هر وقت می‌خواهید خدا با شما حرف بزند، قرآن بخوانید. نه این‌که تنها عبارت را بخوانید؛ بل‌که بدانید متکلم اصلی شما، خداست. این‌جا بین ما و خدا تخاطب پیش می‌آید؛ خدا، مخاطِب و ما مخاطَب و قرآن هم متنِ خطاب است. باید به قرآن این‌گونه نگاه کنیم. به همین دلیل قرائت آن ادب دارد. نه این‌که صرف کتابی است که پیغمبر اکرم جمع کرد. متأسفانه برخی می‌گویند؛ می‌گویند هر چه در ذهن پیغمبر بوده، به صورت این الفاظ درآمده است. یعنی تا این حد گفته‌اند؛ که البته واقعا کمال نادانی‌شان به قرآن است. نمی‌دانند قرآن چه کتابی است. قرآن، چهره دین ماست. و باید بدانیم که حقیقت دین، مجرد است و روحانی است و مادی نیست. آدم باید از خواندن قرآن وارد وادی «دانستن» شود و از دانستن بیاید در «یافتن و رسیدن»؛ وگرنه معاویه هم قرآن می‌خواند. معروف است شمر ذی الجوشن لعنت‌الله‌علیه، جز قاریان قرآن بود. این دلیل نمی‌شود. به این دلیل نباید کسی خودش را گول بزند که سرم فقط به این قرآن بند است.

لذا تا دیده مجردبین حاصل نشود و با عقل و قلب سلیم به او نگریسته نشود، حجاب طبیعت فرصت شهود محض را نمی‌دهد؛ چون طبعیت نمی‌گذارد. میل انسان به سوی این طبیعت و نفس است. یک کم نفس را کنترل کن او خودش را نشان می‌دهد. آن‌وقت خواهید دید در قرآن دارید، إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً(اسراء/78). شما سحرها بلند شوید قرآن بخوانید. قرآن خواندن وقت دارد. هر وقت فرصت کردید قبل از اذان ظهر که برای نماز آماده می‌شوید، حوصله کنید و رو به قبله ده تا 15 آیه بخوانید یا موقع اذان مغرب، موقع خوابیدن، چند تا آیه را تلاوت کنید؛ در محضر خدا باشید و بعد بخوابید. آن وقت ببینید چه خبر است. اگر خیالات شما را هم درست نکردند هرچه خواستید بگویید. دین این مدلی است.

دین هم‌زاد انسان است و بشر از آغاز آفرینش خود نیاز به دین را همواره در خویشتن می‌یافت و با عطش فطری در پی آن می‌رفت تا با رسیدن به زلال آن، این عطش را برطرف و خود را سیراب کند.

این‌که شما چگونه دین را ببینید و پژوهش کنید، دین همان‌طور خودش را به شما نشان می‌دهد
انسان به این سادگی‌ها آرام نمی‌شود. این علوم هیچ کدام انسان را آرام نمی‌کند. الان این‌قدر در دنیا علوم است، ولی چرا آرامش نیست؟ اگر علم همه چیز را حل می‌کرد، [پس چرا با پیشرفت چشم‌گیر علوم] آرامش انسانی را از دست دادیم؟ این امکانات را ببیند. با این‌که از اینترنت، فیلم، هواپیما، موشک و... استفاده می‌کنیم، اما باعث آرامش، این‌ها نیستند؛ باعث آرامش «الا بذکرلله تطمئن القلوب» است. شما اگر همه را داشته باشید (تمام ثروت‌ها، تمام امکانات، تمام همسرهای دنیا) اما ذکرالله را نداشته نباشد، اصلا آرام نمی‌شوید. البته همه را داشته باشید، خدا را هم داشته باشید، آن‌وقت خواهید دید آرام می‌شوید. دین بیاید آرام می‌شوید. حقیقت دین عبارت است از معرفت الله، محبت الله و اطاعت الله. این رکن است که باید پیدا کنید. بحث ما در چهارمین رکن برای این است.

دین‌پژوهی یعنی چه؟

اگر سؤال کنند اصلا رکن دین‌پژوهی یعنی چه و از کی شروع شد، می‌گوییم دین‌پژوهی لاجرم نظریه‌ای (نظریه دین‌شناسی) را، درباره دین مفروض می‌گیرد. به بیان دیگر دین‌پژوه پیش از پژوهش تفصیلی درباره پدیده دین، لاجرم تصوری و لو اجمالی از پدیده دین دارد و پژوهش خود را بر بنیان آن تلقی استوار می‌کند. بنابراین نظریه دین‌پژوه درباره دین به نحوی از انحا در ساختار و حتی محتوای پژوهش وی مؤثر می‌افتد. یعنی این‌که شما چگونه دین را ببینید و پژوهش کنید، دین همان‌طور خودش را به شما نشان می‌دهد. و البته نتایج پژوهش نیز به نوبه خود تلقی پژوهنده را درباره دین تدقیق و تنقیح می‌کند. این را به خاطر این گفتیم تا فهم دقیق‌تر دستاوردهای دین‌پژوهی و نیز داوری سنجیده‌تر در خصوص آن دستاوردها در گرو آن است که شخص اولا از تلقی دین‌پژوه درباره دین آگاه باشد. یعنی ما بدانیم علامه طباطبایی، استاد جوادی و مرحوم مطهری که می‌گویند دین چیست، منظورشان چیست؟ فرق دین با فلسفه چیست؟

نفهمیدند دین چیست. دین با علوم دوتاست. اصلا تمام علوم را بدانید؛ اما باید دین‌پژوه باشید
فرق دین با عرفان چیست؟ اگر این فرق را نفهمیم و دین‌پژوهی نکنیم، نمی‌توانیم درک کنیم. یکی می‌گوید من فلسفه دارم کافی است. دویست سال است که خیلی از علوم آمده‌، و گفته‌اند علم کافی است و جای دین را گرفته است؛ اما آیا [علم جای دین را] گرفته است؟ این‌ها نفهمیدند دین چیست. ما می‌خواهیم این را بگوییم. چون اگر چیستی و هستی دین معلوم شود، می‌فهمید که دین با عرفان دوتاست. دین با فلسفه دوتاست. دین با علوم دوتاست. پس پژوهش دینی باید داشته باشید. این ربطی ندارد که شما فلسفه یا عرفان می‌خوانید. بخوانید. اصلا تمام علوم را بدانید؛ اما باید دین‌پژوه باشید. مرحوم مطهری می‌فرماید یکی از شرط‌های کافیِ اجتهادِ کامل در اسلام‌شناسی و دین‌شناسی ما، دین‌پژوهی است. (شرط لازم همان علم اصول، فقه و... است) یکی دیگر، انسان‌پژوهی است. سوم، عرفان‌پژوهی است. دیگر هستی‌پژوهی است. پس دین‌پژوهی یکی از شروط کافی اجتهاد است. پس بجاست ما یک کمی این‌ها را بحث کنیم.

این دو مقدمه‌ را عرض کردم تا در جریان این باشید ما در شناخت رکن دین‌شناسی به عنوان عالی‌ترین رکن جهان‌بینی الهی، باید کمی تا حدی که این‌جا امکان‌پذیر است، دین‌پژوهی‌مان را بیشتر کنیم.

شهید مطهری، مؤسس سیستم دین‌پژوهی

مقدمه سوم؛ مباحث دین‌پژوهی در جامعه فکری دینی که ما هستیم، مخصوصا در چند دهه اخیر تحولات مثبت و ارزنده‌ای یافته است. این عنوان در این سده اخیر، خودش را نشان داد. قبلا به این عنوان نبود. ملاصدرا و بوعلی دین را تعریف می‌کنند؛ ولی دین‌پژوهی فرق دارد.

سیستم دین‌پژوهی را شهید مطهری تأسیس کرده است
ما در رکن معرفت‌شناسی نیز عرض کردیم تا زمان دکارت در اروپا ما در شناخت‌شناسی، سیستم نداریم. حتی خود استاد مصباح می‌گوید سیستم شناخت‌شناسی از لایب نیتس، یکی از اتباع دکارت پیدا شده است. ما قبلا شناخت داشتیم، ولی شناخت‌شناسی (سیستم) نداشتیم. مثل این‌که فقها معنای لغوی و اصطلاحیِ ولایت فقیه را بحث می‌کردند، ولی هنوز سیستم نبود و امام خمینی(ره) آن را تبدیل به سیستم کرده است. امام خمینی مؤسسِ جمهوری اسلامی است. یکی از بزرگان می‌فرمود علامه طباطبایی مؤسس سیستم تفسیر قرآن به قرآن است. قبل از ایشان کسی نیست. مؤسس حکمت متعالیه، ملاصدراست؛ وگرنه واژه حکمت متعالیه در زمان بوعلی هم بود؛ ولی سیستمِ را ملاصدرا تأسیس کرده است. سیستم دین‌پژوهی نیز شهید مطهری تأسیس کرده است. بله، مرحوم ملاصدرا در شواهدالربوبیه دین را تعریف دین کرده است. موادش از قبل بوده است، کما این‌که مواد ولایت فقیه هزار سال است که در فقه ما هست، هیچ کس آن را رد نمی‌کند؛ ولی این به معنای این نیست که سیستم ولایت فقیه هزارسال پیش بوده است. تأسیس سیستم به عنوان فلسفه سیاسی و فلسفه مدنی، کار امام خمینی است. در اینجا نیز اولین‌بار [دین‎پژوهی] به عنوان سیستم کار مطهری است. البته موادش در آثار علامه طباطبایی هست. در آثار ملاصدرا، بوعلی، خواجه نصیر و حتی کندی فیلسوف عرب در قرن سه (زمان حضرت عسکری) تعریف دین دارند. بحث ما تعریف دین نیست. همان‌طور که تعریف افلاطون نیز شناخت را تعریف کرده بود، ولی سیستم یعنی شناخت‌شناسی را لایب نیتس تأسیس کرد. این خیلی مهم است. لذا وقتی [دین‌پژوهی] سیستم شد، آن‌وقت تعریف پیدا می‌کند. در سیستم دین‌شناسی ما از هستی دین، چیستی دین، چرایی دین، چگونگی دین و انتظار بشر از دین بحث می‌کنیم. البته می‌دانید که، در اروپا یک مقداری این‌ بحث‌ها شده است.
مواد ولایت فقیه هزار سال است که در فقه ما هست؛ ولی به این معنا نیست که سیستم ولایت فقیه هزارسال پیش بوده است. تأسیس سیستم به عنوان فلسفه سیاسی و فلسفه مدنی، کار امام خمینی است
شلایر ماخر، کشیش آلمانیِ اروپایی، یک کم این بحث را شروع کرده است. آن‌ها در قرن بیستم هم آمدند. ولی نزد ما مباحث دین‌پژوهی در جامعه فکری دینی در چند دهه اخیر تحولات مثبت و ارزنده‌ای یافته است و دین رفته رفته در کانون انواع پژوهش‌های پدیدارشناسانه و غیرپدیدارشناسانه واقع شده، و امید می‌رود که این پژوهش‌ها در نهایت، درک جامعه دینی ما را از پدیده پیچیده و ذوجوانب دین، عمق و ژرفای بیشتر ببخشد.

ادامه دارد...

ارسال نظر
به روز شده در ۲۱:۱۴ :: چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶