کد خبر: ۹۳۴۰
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۹:۱۳
حجت الاسلام والمسلمین دکتر یحیی کبیر با اشاره به سه عنصر تمیز دهنده دین اشاره کرد: دین سه عنصر اصلی را تمیز می‌دهد. تجربه دینی، معرفت دینی و حرکت دینی.
در دین سه عنصر اصلی را تمیز می‌دهد. تجربه دینی، معرفت دینی و حرکت دینی


قسمت چهارم از  بحث دین پژوهی


تجربه دینی، معرفت دینی و حرکت دینی

وی در دین سه عنصر اصلی را تمیز می‌دهد. تجربه دینی، معرفت دینی و حرکت دینی. ما فکر می‌کنیم دکتر سروش اولین کسی است که اصطلاح تجربه دینی را به کار برد؛ در حالی که این‌گونه نیست. بعد از انقلاب سروش همان اصطلاحات را با دید خودش به من و شما می‌دهد. مطهری و اقبال لاهوری قبل از این حرف‌ها این اصطلاح را به کار برده‌اند. او می‌کوشد تا در پرتو خودِ محور جدید درک نوین از این عناصر اصلی به دست دهد. البته در چهار دهه اخیر دیگرانی هم که روی این مسأله حرف زدند. دکتر سروش هم در قبض و بسط همان‌ها را با دید خودش دنبال کرده است. دکتر شریعتی هم از حیث جامعه‌شناختی دینی یک مقدار وارد شده است. ولی بحث ما سر رکن دین‌پژوهی در ارکان جهان‌بینی توحیدی است.

اسلام اگر فقط برای این‌ باشد که در حجره‌ها نماز بخوانید، که خیلی‌ها مثل هندویست‌ها هم دارند

بنابراین سه رکنِ شناخت‌شناسی، هستی‌شناسی و انسان‌شناسی باید ما را در بستر و رکن چهارم یعنی دین‌شناسی و دین‌پژوهی بیندازد تا در نهایت ما به عمق دین گرایش پیدا کنیم؛ هم اعمال خود را دینی کنیم و هم جامعه خود را؛ هم‌چنین مدل اجتماعی دین را به دنیا عرضه کنیم. با مدل دین‌شناسی علامه طباطبایی و مطهری.

حضرت علامه طباطبایی(ره) در المیزان درباره این بحث خیلی مانور می‌دهد. وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ(آل عمران/85) در این آیه دین به معنای اخص است. علامه می‌فرماید اگر کسی اسلام را به معنای نظام دین -یعنی جهان‌بینی دینی، ایدئولوژی دینی، سیاست دینی، اقتصاد دینی، هنر دینی و هر جایی که دین باید بیاید- جستجو نکند، فلن یقبل منه؛ یعنی علم و فلسفه کافی نیست. امام(ره) می‌فرمایند اسلام به عنوان سیستم جامع، همه چیز بشر را دارد.

مقام معظم رهبری هم فرمود. اگر یکی را کنار بگذارید پازل خراب است. دیگر، آنی‌که دین می‌گوید، نیست. اسلام اگر فقط برای این‌ باشد که در حجره‌ها نماز بخوانید، که خیلی‌ها مثل هندویست‌ها هم دارند، ما آن را می‌خواهیم چه کار کنیم؟ ما با اسلامِ محمد صلوات‌الله‌وسلم، اسلامِ علی، اسلامِ امام خمینی کار داریم. اسلامی که ارکان عجیبی دارد. علامه در المیزان می‌فرماید اگر زیر بار این دین به عنوان یک نظام نرویم، پذیرفته نیست. البته جستجو و پژوهش می‌خواهد. باید بگردید و پیدا کنید؛ بفهمید و به آن گرایش پیدا کنید؛ کاری که الان در نظام می‌کنیم. نظام جمهوری اسلامی برای همین است. شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی یعنی همین اسلام را می‌خواهیم. این اسلام در دنیا می‌خواهد منجی باشد. اگر به دنبال این مدل نباشید و «من یبتغ غیر الاسلام» باشید، یعنی دین به معنای خاص محقق نشود، فلن یقبل منه (نفی ابد) خواهد بود. هیچ کدام از علوم جایگزین نمی‌شود؛

عالی‌ترین علم، عالی‌تری عرفان، عالی‌ترین فلسفه و عالی‌ترین هنر جایگزین دین نیست. دین، خودش خودش است. این‌که می‌گویم رکن چهارم خیلی حساس است به خاطر این است. تمام علوم، عرفان‌ها، حکمت‌ها، همه این‌ها اگر درست تدریس و تعلیم بشوند، مقدمه و منطق برای رکن چهارم است. می‌توانند منطقی باشند برای ورود به دین الاهیِ حضرت خاتم، اسلام محمدی ناب، اسلام علوی، اسلام ولوی (به قول آقای حکیمی) و اسلام ولایت؛ اسلامی که در آن ولایت، مرکزیت دارد در کنار توحید. این رکن را می‌خواهیم محضر شما بگوییم.


تبیین «ایمان» از طریق مصادیق

بسم‌ الله الرحمن الرحیم. رکن چهارم، یعنی رکن دین‌پژوهی فلسفی و الهی، غایت بحث ایمان است. ایمان چیست؟ نمی‌خواهیم فقط تئوری‌پردازی کنیم. ما می‌خواهیم ایمان را از متون کتب مقدس، مخصوصا قرآن مجید و از طریق 27 نبی قرآنی بررسی کنیم. یعنی مصادیقی داریم به نام انبیاء.

در مدل کلامی می‌گوییم که ایمان چیست. ایمان از امن است. ما این‌جا با آن فرم بحث کار نداریم. لذا ما می‌خواهیم «ایمان چیست» را عینی‌تر کنیم. به همین دلیل نزد فیلسوفان دینِ موحد این شکل ورود به دین‌پژوهی جدید است؛ یعنی دین‌پژوهی فلسفی مدل شهیدمطهری، اقبال لاهوری و آقای جوادی. در بین فیلسوفان دین موحد اروپا نیز داریم؛ کشیش هایشان همین مدل را گرفتند و آمدند وسط و ما با آن کار داریم. قرآن از این کانال با ما حرف می‌زند. قرآن در مردم از طریقِ مفاهیم فلسفی شروع نکرده است، [مفاهیم فلسفی را] می‌شود از قرآن برداشت کرد، ولی قرآن این‌مدلی در مردم شروع نکرده است. قرآن، اسوه و مصداق و نمونه ارائه داده است. آن‌وقت ما از روی نمونه الگو می‌گیریم. این بهترین راه است. چون اگر کسی بگوید مفهوم و مصداق این تئوری کجاست، [قرآن] می‌گوید حضرت ابراهیم.

پسر آیت‌الله معرفت(ره) قبل از انقلاب شاگرد اول شیمی بود. نظام او را به ژاپن فرستاد. رفت ژاپن، فوق تخصص شیمی را گرفت و سال 60-61 برگشت. آن‌جا یک کم از اسلام هم دور شده بود. جنجال‌های اسلام و مارکیست‌ها هم بالا بود. سه چهار نفر در منزل آقای معرفت، خدمت ایشان درس خارج ولایت فقیه می‌خواندیم. آن بحث‌ها الان چاپ شده است. نقل می‌کرد پسر من می‌گفت در این تئوری‌پردازی‌های اسلام گم شدم. کدام یک از دیدگاه‌های کلامی، فلسفی، عرفانی یا اخباری درست است؟ می‌گفت امام خمینی داشت در تلویزیون صحبت می‌کرد. زمانی که حصر آبادان شکسته شده بود. به او گفتم پسرم! اگر اسلام می‌خواهی، به این مرد نگاه کن. مصداق اسلام این‌جا جلویت است. چون از روی مصداق راحت‌تر می‌شود مفاهیم را انتزاع کرد.

عالی‌ترین علم، عالی‌تری عرفان، عالی‌ترین فلسفه و عالی‌ترین هنر جایگزین دین نیست.

پس اولین عنوان ما در رکن دین‌پژوهی ایمان است؛ به سبکی که عارفان الهی و فیلسوفان متعالیه وارد شدند. ملاصدرا چهارصدوچندسال پیش در مشهد چهارم و پنجمِ شواهد الربوبیه دارد. در عرفا هفتصدسال اینت بحث هست. چون عرفا دیدشان این است: حلوای لن ترانی تا نخوری ندانی. نمی‌گوید اول بدان، بعد بخور. می‌گوید تا نخوری ندانی. البته این‌که چه کسی به تو بدهد، مهم است. پس اول باید آن مصداق، آثارش معلوم باشد؛ چون با آن، مفهوم را راحت‌تر می‌فهمیم؛ مثل کلیات در منطق؛ ما سه نوع کلی داریم. اول، کلی منطقی که مفهوم کلی در عقل است. دوم، کلی فلسفی، این مصداق همان اولی است، ولی باز در ذهن می‌باشد. فرق آن با اول کمی مشکل است. سوم، کلی طبیعی، مصداق آن کلی منطقی در خارج است. در فلسفه درست است که بحث دقیق است، ولی خیلی‌ها مانده‌اند این کلی طبیعی چه شد. خارج که افراد هستند و آن‌ها که جزئی‌اند؛ پس کلی کجاست؟ می‌گوید مثل اب و ابن است؛ یعنی کنار هر فرزندی، پدر هست. فهمش سخت است. ولی اگر ما «وجود ساریِ جاری»، «اراده ساری و جاری» و «قدرت فعل ساری و جاریِ» معصوم را در آیات در نظر بگیریم، بگوییم معصوم در قرآن یک چنین فردی است؛ در عین حال که گوشه مدینه نشسته، جهان پهلویش است. این مصداق‌ها اگر باز شود و معلوم شود این‌ها چگونه جریان و سریان دارند و چگونه دیدشان ساری و جاری است، آن‌وقت راحت‌تر می‌شود کلی طبیعی را فهمید.

اسلام در دنیا می‌خواهد منجی باشد.

علامه طباطبایی در نهایه می‌گوید: ملائکه بزرگ الهی مثل جبرائیل کلیِ منحصر به فردند. جبرائیل یک فرد است، ولی منِ کلی و سعه وجودی (سعه مصداقی) دارد. الان اعتقاد داریم امام زمان همه جا هست. اگر بخواهم یک چنین چیزی را خوب بفهمم، اول باید به حضرت مهدی فکر کنم و درباره آن‌چه که درباره حضرت مهدی گفته‌اند معرفت پیدا کنم. مهدی‌گرایی باید رخ بدهد. بعد به تئوری‌ها بپردازید. تئوری‌ها در این مصداق هست. چون اگر مصداق و نمونه ارائه ندهید، همانی می‌شود که یونان کرده و ما هم در اسلام گیر افتادیم. نوع آن‌جایی که منطق ما یونانی است، ما همین اشکال را داریم. لذا شیخ اشراق زیر بار کلیات بوعلی سینا نمی‌رود؛ می‌گوید نمونه‌ای که می‌گویی کجاست. ولی حرف مثل افلاطون را می‌پذیرد؛ چون آثارش هست. پس ما با این سبک وارد می‌شویم؛ چون این سبک عارفان متأله الهی است که مصداق‌گرا هستند و در کنار مصداق، مفاهیم را انتزاع می‌کنند. این سبک عینی‌تر است.


ادامه دارد...


تهیه و تنظیم: مصطفی منفرد - محمدرضا خادم


در دین سه عنصر اصلی را تمیز می‌دهد. تجربه دینی، معرفت دینی و حرکت دینیدر دین سه عنصر اصلی را تمیز می‌دهد. تجربه دینی، معرفت دینی و حرکت دینی
ارسال نظر
به روز شده در ۲۱:۱۴ :: چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶