علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۹۳۴۹
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۷:۲۰
حجت الاسلام و المسلمین یزدانی مقدم با اشاره به نظریه اعتباریات علامه طباطبایی گفت: بحث اعتباریات تحت تأثیر آقای قاضی، مطرح می‌شود. حتی بحث اعتباریات به‌عنوان روش در تفسیر المیزان به کار گرفته شده است.
نظریه اعتباریات، نظریه‌ای که هیچ یک از دانشمندان به آن نپرداخته است


قسمت دوم از گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین یزدانی مقدم


نظریه اعتباریات، نظریه‌ای فلسفی است

در اینجا مایلم اندیشه‌های علامه را بررسی کنم. علامه که در نجف بودند و در آنجا رساله «الاعتباریات» را نوشتند. در صفحه اول این رساله، از عالمان و دانشمندان مسلمان تجلیل می‌کنند. متذکر می‌شوم که این بحث را تاکنون هیچ‌یک از اندیشمندان مطرح نکردند. این مسئله خیلی مهم است زیرا بعدها بدفهمی‌هایی در همین زمینه صورت گرفته است. تصور آقای مطهری این بود که علامه این نظریه را از محمدحسین اصفهانی گرفته است و این بحث‌ها از اصول وارد فلسفه شده است.

بعدها آقای سروش و آقای لاریجانی همین بحث را ادامه دادند. فکر کردند این نظریه یک نظریه اصولی است یا اینکه در آغاز اصولی بوده است که اشتباهی صورت گرفته است. خود شهید مطهری بعدها متوجه می‌شود که این نظریه، یک نظریه فلسفی است و تبیین آن بحثی است که بوعلی مطرح کرده است. من این مطلب را از بوعلی ندیدم ولی متوجه شدم این بحث را فارابی تحت عنوان حکمت عملی و نظری مطرح کرده است، اینکه چگونه می‌توانیم حکمت را به عملی و نظری تقسیم می‌کنیم و هر مطلب دربردارنده چه بحثی هست.

بحث اعتباریات تحت تأثیر آقای قاضی، مطرح شده است

آقای مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی به این موضوع اشاره می‌کند که این یک بحث فلسفی است. وی این بحث را به بحث‌های بوعلی و در ادامه منطق برمی‌گرداند. کسی که می‌خواهد این بحث را دنبال کند، حتماً به «اصول المنتزعه» و «تفسیر السعاده» فارابی توجه کند. این دو کتاب شبکه‌ای از مفاهیم را پوشش می‌دهند که برای پیگیری آن مفاهیم، شخص حتماً باید به «الوقوف» مراجعه کند. در مباحث بوعلی هم پیشنهاد می‌کنم مباحث نفس بوعلی را در شفا و... ببیند.

بوعلی نظریات مهمی دارد که در فهم اعتباریات علامه مفید و مؤثر است؛ حتی برخی ابهامات در مورد بوعلی در این بحث حل می‌شود. علامه طباطبایی این نظریه را یک نظریه «درون‌نفسی» تلقی می‌کند؛ یعنی انسان‌شناسانه و نفس‌شناسانه. ایشان متذکر می‌شوند که این نظریه در باب «حرکت ارادی» است. بحث حرکت ارادی بسیار مهم است. بوعلی در بحث‌های انسان‌شناسی و نفسش مطرح کرده است. وی معتقد است این بحث علوم و دانش‌های بشری را تحلیل می‌کند. علامه طباطبایی و آقای مطهری در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم از مقاله پنجم زمینه را برای ورود به مقاله ششم یعنی بحث ادراکات اعتباری فراهم می‌کند. این دو بزرگوار متذکر می‌شوند که این بحثی است در معرفت‌شناسی و علم‌شناسی بحث می‌شود.

 

ماهیت سه‌گانۀ نظریۀ اعتباریات

می‌دانیم که این نظریه ماهیتی سه‌گانه دارد؛ به یک معنا علم‌النفسی است، به یک معنا حرکت ارادی انسان است و به یک معنا هم معرفت‌شناسی است.

 

مسئلۀ «ثابت و متغیر»

بحث دیگری که در رساله الترکیب که یک رساله منطقی است-کما اینکه در رساله‌های دیگر مثل همین رساله اعتباریات- خودش را نشان می‌دهد موضوع «ثابت و متغیر» است، چه در معارف و چه در انسان و چه در مسائل دیگر. این مسئله بسیار مهم است. این بحث، یکی از آخرین بحث‌هایی است که علامه زده است. در رابطه با زمان اسلام و ایران راجع به موضوع ثابت و متغیر بوده است.

کسانی که مدعی هستند اسلام را خوب شناخته‌اند، متأسفانه توجهی نداشتند که بحث ثابت و متغیر از زمان فارابی در فلسفه ما مطرح بوده است. بوعلی هم در شفا ده‌ها صفحه در مورد این مسئله صحبت کرده است. این موضوع، نزد فیلسوفان مسلمان یک موضوع مهمی است. علامه هم به این موضوع توجه کرده است، یا به علت فضای دوران قاجار و مشروطه و پهلوی که با ایران و اسلام زاویه جدی داشتند یا اینکه ایشان به سنت فلسفی خود توجه کرده است یا جنبه دیگری داشته است که نمی‌توان با قاطعیت دراین‌باره سخن گفت.

 

اساتید ایشان چه کسانی بودند و در چه دوره‌هایی بودند و تحت کدام‌یک از مشرب‌ها قرار می‌گرفتند؟

 مشهور است که علامه از آقای بادکوبه‌ای تلمذ می‌کردند. در محضر ایشان اسفار ملاصدرا خوانده‌اند. البته ایشان به توصیه آقای بادکوبه‌ای نزد آقای خوانساری تلمذ کردند. آقای مطهری مطلبی را نقل می‌کند که احتمالاً در الفاظ اشتباه کرده باشد.

آقای مطهری می‌گوید علامه طباطبایی گفته است من در نجف چنان اسفار را خوب خوانده بودم که می‌گفتم اگر ملاصدرا زنده شود باید بیاید پیش من تا بگویم که اسفار چگونه است؛ یعنی اسفار را خیلی فهمیده بودم و بر آن تسلط داشتم؛ اما وقتی نزد آقاسیدعلی قاضی تلمذ کردم دیدم که باید اسفار را بار دیگر بخوانم. معلوم می‌شود که آقا سید علی قاضی به بحث‌های فلسفی اشراف داشته است.

نظریه اعتباریات تاکنون توسط هیچ‌یک از اندیشمندان مطرح نشده است

با خودم فکر می‌کردم که چه ارتباطی بین نظریه ادراکات اعتباری و آقاسیدعلی قاضی وجود دارد. علامه در رساله الولایه جملاتی از آقاسیدعلی قاضی نقل می‌کند. ایشان می‌گوید استاد ما در معرفت نفس، معارف الهی توضیح می‌داد، یکی از شاگردان پرسید اگر معرفت نفس این‌قدر مهم است، چرا قرآن راجع به آن صحبت نکرده است؟ ایشان فرمودند کدام آیه از قرآن است که در مورد معرفت نفس صحبت نکرده باشد؟ گفتند اگر قرآن این‌ها را بیان کرده است، ما نمی‌فهمیم. اگر قرآن این‌ها را بیان کرده است، دست ما از دامن این حقایق کوتاه است. آقای قاضی فرمودند نازل کردن قرآن بر عهده خداوند است و خداوند باید حقایق را بیان کند، اما فهمیدن به عهده ماست. اگر ما نفهمیدیم، ما مقصریم و چیزی بر عهده خدا نیست. این بحث مهمی است. بحث اعتباریات تحت تأثیر آقای قاضی، مطرح می‌شود. حتی بحث اعتباریات به‌عنوان روش در تفسیر المیزان به کار گرفته شده است. عجیب هم است که این نظریه، تفسیر قرآن را هم پشتیبانی می‌کند. حتی این نظریه مباحث عرفانی را در رساله‌های علامه پشتیبانی می‌کند.


ادامه دارد...


تهیه و تنظیم: علی حاج آخوند - سید مجتبی رفیعی


نظریه اعتباریات، نظریه‌ای که هیچ یک از دانشمندان به آن نپرداخته استنظریه اعتباریات، نظریه‌ای که هیچ یک از دانشمندان به آن نپرداخته است
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶