کد خبر: ۹۳۶۲
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۹
حجت الاسلام والمسلمین دکتر یحیی کبیر با اشاره به بروز و ظهور دین اشاره کرد: دین اگر بخواهد خودش را نشان بدهد، در چهره ایمان خودش را نشان می‌دهد.
دین خودش را با ایمان نشان می دهد


قسمت پنجم از بحث دین پژوهی


ایمان، قلب دین است

از ایمان شروع کردیم، چون [ایمان] قلب دین است. دین اگر بخواهد خودش را نشان بدهد، در چهره ایمان خودش را نشان می‌دهد.

بحث من درباره موجودات ایمانی در دین است. حضرت ابراهیم یک امت است. حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم ما به ایشان می‌گوییم حقیقت محمدیه، آن ساری و جاری است. صحبت سر این است که حق را از چه کسی و از چه طریقی بگیریم. باید از کسی بگیریم که خودش راه را طی کرده باشد. کسانی که اهل علم‌اند، زیاد هستند، اما چقدرشان راه طی کرده‌اند؟ یعنی کسی که سحر دارد. به قول آقای حسن‌زاده آملی کسی که هم معلم است و هم مربی. ما معلمی می‌خواهیم که مربی هم باشد.

غرب هفتصدسال است که عرفانت را به اروپا برده است

هر فردی که نزد آیت‌الله العظمی بهجت می‌آمد، اسیر ایشان می‌شد. شخصی که نسبت به معاد شک داشت آمد خدمت آقای مطهری. ایشان این فرد را خدمت علامه طباطبایی فرستاد؛ وقتی برگشت گفت من به دنبال معاد بودم، این فرد [علامه طباطبایی] خودش معاد بود. مقصودش این بود که من به دنبال تئوری معاد بودم، اما علامه طباطبایی خودش معاد بود. اگر ایشان را از نزدیک می‌دیدید، می‌فهمیدید من چه عرض می‌کنم.

آقای بهجت فرمودند: هرچه هست و نیست، در عبودیت و تحصیل رضایت حق تعالی است. چون خودشان عامل بودند، حرفشان اثر می‌گذارد. حرف ما این است که از طریق مصداق‌هایی که معلم و مربی هستند، حق را بگیرید، بعد تطبیق کنید؛ وگرنه ما بدون «مَن‌قال‌ها»ی صحیح، نمی‌توانیم «ما قال» را خوب بگیریم. درست است از نظر بحثی می‌گویند: «ببین چه می‌گوید، نبین چه کسی می‌گوید»؛ این یک قسمت بحث است. بحث علمی است؛ اما این‌جا بحث ما، ایمان است. ما با آن «مَن قال» کار داریم. این‌که در اسلام می‌گویند امام جماعت باید عادل باشد، به خاطر همین است. کسی که گناه کبیره انجام نمی‌دهد و اصرار بر صغیره ندارد.

اسلامی که با اجتماع کار ندارد اسلام نیست، دین بوداست

چرا اسلام می‌گوید پشت سر هر کس نماز نخوان. تمام احکام از صلات تا دیات را با دید امام خمینی و آقای بروجردی ببینید؛ نمی‌توانید بگویید در آن احکام مسائل مدنی اسلام نیست. اولین نمازی که در اسلام خوانده شده، به جماعت بود؛ پیغمبر(ص)، حضرت خدیجه و حضرت علی علیه‌السلام. اصل بر جماعت است. اگر بتوانیم نماز اول وقت را به جماعت و در مسجد می‌خوانیم. شما نمی‌توانید از ابتدا تا انتهای فقه و به قول ما طلبه‌ها از صلات تا دیات، حکمی را پیدا کنید که جامعه‌شناسی در آن نباشد؛ اما باز می‌گویند سیاست فلان است. سیاست را نمی فهمید چیست. دیانت هم نفهمیدید چیست. کاش می‌دانستید سیاست، عین دیانت ماست و اصلا امکان ندارد مسائل مدنی را از دین بگیرید؛ وگرنه دین که برای انسان و اجتماع آمده است، دیگر تو خالی می‌شود. به قول آقای مطهری دین بعد الاجتماع بعد الانسان است. وقتی که نه با اسلام کار داریم و نه با جامعه، این چه دینی است؟! این دیگر اسلام نیست که می‌گویید. این همان دین بودایی‌ است.

هر فردی که نزد آیت‌الله العظمی بهجت می‌آمد، اسیر ایشان می‌شد.

ما بحث ایمان یعنی قلب دین را هدف گرفتیم. هفتصدسال است که فیلسوف‌های عرفانی و عارفان متأله ما -خدا رحمتشان کند- این مدل بحث را دامن زدند. متأسفانه در حوزه‌ها درصد کمی از طلبه‌ها عرفان بلدند. مسلم است در فقه این چیزها را خوب نمی‌توانند درک کنند. کاش در کنار این فقه اصغر، فقه اکبر را هم به طلاب آموزش می‌دادند تا طلبه، جامع رشد کند. به قول امام(ره) هفتصدسال است در اسلام همه چیز داریم. حالا ناچاریم ببینیم این فیلسوفان جدید اروپا چه گفتند بعد برویم سراغ عرفان؛ در حالی که خودمان داریم.

این خیلی جالب است که مولوی و حافظ را دیگران باید به ما یاد بدهند؛ در حالی که حافظ و مولوی مال ماست. استعمار شما را گیر انداخته در این‌که عرفان حلال است یا حرام، اما خودش همه را برده است! بحثِ «ایمان چیست» سبک عارفان متأله ما در هفتصدسال پیش (از حدود قرن سه تا قرن ده) است؛ در کتاب بنیاد عرفان برتر برخی از اسناد آن را آورده‌ام. در جلد یک کتاب دین‌پژوهی عرفانی که شرح دین‌پژوهی عرفانی سیدحیدر آملی است، نیز ببینید که اسلام چه معرکه‌ای است؛ ببینید در اول قرن نهم چه حرف‌هایی زده شده است. مک‌گیل کانادا و سوربن فرانسه باید بیایند این‌جا زانو بزنند، و زانو زده‌اند؛ هانری کربن زانو زده است. او می‌گوید من اصل بنیادهای اشراقی و عرفانی را از سیدحیدر آملی و شیخ اشراق یاد گرفتم. منتها ما غافلیم و می‌گوییم هانری کربن را داریم، در حالی که او از این‌جا گرفته است.

عامل هدایت هانری کربن علامه طباطبایی است. در دماوند تهران زانو زده و نزد علامه یاد گرفته است. آن‌وقت ببینید ما در حوزه با علامه چه کار می‌کردیم! همان زمان العیاذ بالله می‌گفتند لیوان پسر امام خمینی نجس است، [چون پدرش فلسفه می‌خواند]؛ امام خمینی‌ای که بی‌عشقش نمی‌شود عاشق مهدی شد. ولی آن زمان در مغزها چه بود. همین الان هم تا این بحث‌ها را پیش می‌کشید، می‌گویند آقا! این بحث‌ها غربی است. این بحث‌ها غربی نیست.

غرب هفتصدسال است که عرفانت را به اروپا برده است و امروز از طریق هلموت ریتر و آنه‌ماری شیمل به من و شما یاد می‌دهند. آن‌چه که مال من و شماست را به ما یاد می‌دهند! خدا رحمت کند شهید بهشتی را، سال 60 می‌گفت ژاپن نفت 6 دلارِ من و شما را می‌خرد، ده هزار مشتق را از آن تولید می‌کند. (ده هزامین مشتقش پروتئین است) بعد چند برابر به خود ما می‌فروشد. مال خود ما را به خود ما می‌فروشند! این که بزرگان نظام اسرار دارند درون را حفظ کنید، به خاطر همین است. ما داریم. نمی‌گوییم با بیرون بیگانه باشیم؛ منتها بگذار آن در حاشیه باشد؛ ولی اصل خودت هستی. عین تعبیر امام(ره) در صحیفه نور است.

در سال 62-63 در جماران فرمود هر چه بخواهید در فرهنگ اسلام هست. بعضی‌ها آن زمان گفتند امام مبالغه می‌کند؛ گفتند یعنی چه همه چیز در اسلام است؟ هلموت ریتر، مستشرق اروپایی سی سال است روی عطار کار کرده است. دو کتاب دارد به نام دریای جان. بالاخره عطار یک شاعر عارف ایرانی اسلامی است. فرهنگ فارسی من و شما دست این مستشرق اروپایی است. او سی سال روی عطار کار کند، آن‌وقت دانشجوی دانشگاه ما از طریق هلموت ریتر عطار را بشناسد؟ آن‌ هم با گرایش غربی‌ای که برخی از ما داریم سراغ هلموت ریتر می‌روند. دیگر نمی‌فهمند عطار، هلموت ریتر را درست کرده است. این مستشرق اروپایی می‌گوید سی سال آثار عطار را مطالعه کردم و از طریق او به حقیقت ولایت علی رسیدم و از طریق حقیقت ولایت علی، به حقیقت مسیح رسیدم.

دین خودش را با ایمان نشان می دهد

ببین مسیح شناسی‌اش را به واسطه عطار از طریق علی یاد می‌گیرد. آن‌وقت ما حاضریم سه روز روی عطار کار کنیم؟ حاضریم روی قرآن و سفینه البحار و جواهر الکلام کار کنیم؟ آیا فقط هفت جلد صلات و طهارت جواهر جز فقه ماست، و بحث‌های دیگر آن، جزء فقه ما نیست؟ این‌ها باید در جامعه باز شود و جوان بفهمد اسلام چه می‌گوید. چه کسی باید این کار را بکند؟ جلدهای دیگر جواهر را باید بگذاریم کنار؟ این‌ها حرف ائمه نیست؟ فقط اول و آخرش حرف ائمه است؟ می‌خواهم این را عرض کنم که بیایید بحث کنید؛ چون جواب داریم. به خاطر همین امام(ره) فرمود داریم. وقتی داریم، آدم ناراحت می‌شود که مدام چشم‌مان آن طرف آب است. خدا می‌داند که داریم. اسلام غنی است. ایران، غنی است. واقعا دو تمدن اسلام و ایران با هم ترکیب شده است. خدمات متقابل ایران و اسلام آقای مطهری را بخوانید. چه چیزی از این بالاتر می‌خواهید؟ یعنی تا این حد آدم غرب‌زده باشد که آن‌ها به ما یاد بدهند ما چه داریم؟!


ادامه دارد...


تهیه و تنظیم: علی حاج آخوند - سید مجتبی رفیعی


دین خودش را با ایمان نشان می دهددین خودش را با ایمان نشان می دهد
ارسال نظر
به روز شده در ۲۱:۱۴ :: چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶