علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)
شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) (فصل اول-دشمن شناسی)

علل دشمنی ملت ایران با آمریکا (2)

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

اخلاق یعنی تقویت توحید
مقدمه‌ای برای فهم طرح تربیت توحیدی؛

اخلاق یعنی تقویت توحید

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام
گفت‌وگو با دکتر نوئی/۲؛

جریان‌شناسی مخالفت با علم کلام

کد خبر: ۹۴۱۸
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۴
حجت الاسلام و المسلمین یزدانی مقدم با اشاره به تأثیر علامه طباطبایی از انقلاب مشروطیت گفت: پدر ایشان نیز در تیراندازی‌های جریان مشروطه به قتل رسیده است.
پدر علامه طباطبایی در جریان تیراندازی های مشروطه به قتل رسید

قسمت چهارم از گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین یزدانی مقدم


تفکرات سیاسی علامه از کجا نشأت می‌گیرد؟

علامه ابتدا در تبریز زندگی می‌کرد. سپس از تبریز به نجف رفت و دوباره به تبریز برگشت و از آنجا به قم آمد. این چهار شهر، چهار محل مهم هستند؛ اگر بخواهیم سه مرکز اصلی مشروطه را نام ببریم تبریز و نجف و تهران است.

قم نیز از مراکز مهم انقلاب اسلامی است. در واقع ایشان در مراکز مهم انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی حضور داشتند. پدر ایشان نیز در تیراندازی‌های جریان مشروطه به قتل رسیده است. من مدعی نیستم که پدر ایشان از مشروطه‌خواهان یا از مشروعه‌خواهان بوده است. بالأخره درگیری‌هایی در تبریز اتفاق افتاده است که زندگی خانوادگی ایشان را تحت تأثیر قرار داده است. به هر حال می‌توانیم چهار مرحله را در تکوین شخصیت علمی ایشان نام ببریم.

در یک نظریه با استفاده از فرآورده‌ها و دست‌آوردهای سنت پیشین، سامان جدیدی به مواد گذشته می‌دهیم

ادعای مهمی وجود دارد که تمامی آثار علامه -حتی در تفسیر و روش‌های تفسیری، چه در تفسیر بیان و چه در تفسیر المیزان و در رسایل فلسفی و عرفانی مثل رسایل توحیدی و یا مثل رساله الانسان و یا رساله الولایه و بعد در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم و حتی حواشی ایشان بر اسفار و مناظره قلمی بین ایشان و حضرت آیت‌الله دکتر شیخ مهدی حائری در مورد قضیه سالبه المحمول- به نظریه ادراکات اعتباری بازمی‌گردد؛ اگر این ادعا صحیح باشد، نظریه ادراکات اعتباری، مطلب تعین کننده‌ای در تمام کارهای ایشان است.

این نظریه برای اولین بار در نجف اشرف در سال 1306 یا 1307 تقریر می‌شود. این دو سال در مسائل اندیشه‌ای ایران سال‌های بسیار مهمی است و با برکناری احمدشاه، روی کار آمدن رضاخان و بیانیه کمونیست‌های ایران در آلمان مصادف است و خلاصه یک فضای عجیبی است که ایشان در آن زمان رساله الاعتباریات را می‌نویسد.

این نظریه ابداع خود علامه بوده است یا خیر؟

آقای مطهری در مطالبی که تحت عنوان «نقدی بر مارکسیسم» چاپ شده، می‌گوید به نظر من علامه این نظریات را از علم اصول وارد فلسفه کرده است و این مطالب در اصول شیخ محمدحسین اصفهانی وجود دارد. جالب است که علامه این مطلب را تأیید نکرده است. اتفاقاً ایشان باید برعکس می‌گفت. باید می‌گفت این بحث از فلسفه وارد علم اصول شده است؛ چرا که مطابق مشهور، خود شیخ محمدحسین اصفهانی یک فیلسوف مشایی است. البته بعضی از آقایان به بعضی از ابیات ایشان استناد می‌کنند که ایشان فیلسوف صدرایی است؛ یا بعداً صدرایی شده است. در هر صورت این نظریه چون ریشه در نظریات بوعلی دارد، چه بسا مرحوم اصفهانی مطالبی را که از بوعلی گرفته است، وارد اصول کرده است. این معقول‌تر و متصورتر است.

البته آقای مطهری حدود سال 1340، در توضیح تقسیم حکمت به نظری و عملی از نظریه ادراکات اعتباری کمک می‌گیرد. آقای مطهری در گفتگوهایی که به نام «پیرامون انقلاب اسلامی» منتشر شده است می‌گوید: ریشه این مطالب در حرف‌های بوعلی است؛ یعنی این نظریه ادراکات اعتباری در بستر سنت فلسفه اسلامی بیان شده است که از فارابی شروع می‌شود و در بوعلی بیشتر خودش را نشان می‌دهد. همچنین شیخ اشراق نیز مطالبی دارد که علامه طباطبایی با غور در مطالب ایشان، تعبیرات شیخ اشراق را در بیان نظریه ادراکات اعتباری به کار گرفته است. نظر اخیر آقای مطهری -این نظریه منشأ فلسفی دارد- به واقع نزدیک‌تر است.

مسئله دیگری وجود دارد و آن این است که آیا این نظریه به همین صورت در نزد قدمای ما وجود داشته یا خیر؟

می‌توانیم با اطمینان خاطر بگوییم که چه نزد فیلسوفان سابق مثل فارابی، بوعلی، شیخ اشراق، ملاصدرا و چه کسانی که معاصر علامه بودند مثل شیخ محمدحسین اصفهانی -که شاید نزدیک‌ترین شخص به این نظریه است- این نظریه را به این صورت نمی‌بینیم. البته معلوم است که یک نظریه در خلأ به وجود نمی‌آید.

وقتی یک نظریه فلسفی ابراز می‌شود دست کم، این نظریه مقدمات و موادی دارد که این مواد باید از گذشته در این سنت فلسفی موجود باشد و اگر این مواد نباشد فیلسوف، هنوز در مرحلۀ خلق مواد است.

در این مرحله، خلق مواد اصلاً به فیلسوف فرصتی نمی‌دهد تا نظریه‌پردازی کند. نه تنها در نظریه فلسفی حتی در نظریه‌های غیر فلسفی نیز این‌گونه است. در یک بستر و یک دوره تاریخی و فرایندی بر اساس یک ثروت و دارایی و موادی است که یک نظریه صادر می‌شود.

علامه طباطبایی در مراکز مهم انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی حضور داشتند.

در یک نظریه با استفاده از فرآورده‌ها و دست‌آوردهای سنت پیشین، سامان جدیدی به مواد گذشته می‌دهیم؛ یعنی اگر در یک نظریه ده مفهوم اصلی دارید هفت یا هشت یا نه و حتی ده عنصر آن را از دیگران گرفته‌اید اما در یک سامان و صورت جدیدی ارائه داده‌اید. این سامان و صورت جدید در فلسفه و اصول ما وجود نداشته است.

درست است که حداقل از شیخ اشراق به بعد واژه اعتبار مطرح شده است؛ اما این واژه بیشتر به صورت معقول ثانی فلسفی مطرح می‌شده است تا اعتبار محضی که علامه طباطبایی می‌گوید. اگر آیت‌الله العظمی شیخ محمدحسین اصفهانی به قسمت‌هایی از این نظریه اعتباریات اشاره کرده است، به صورت یک نظریه جامع نیست؛ علامه حداقل ده سال شاگرد ایشان بوده است.

درست است که امام خمینی و آیت‌الله سیستانی هم درباره اعتباریات سخنانی دارند؛ اما این سخنان نظریه ادراکات اعتباری نیست. بلکه نظراتی ارزشمندی درباره ادراکات اصولی است.

علامه با اشرافی که به سنت عقلی ما داشته است، در آغاز رساله الاعتباریات می‌گوید: گرچه تلاش‌های معلمان خودمان را از قدما و بزرگان از یاد نمی‌بریم، اما تاکنون این بحث مطرح نشده است و این نظریه را برای اولین بار من مطرح می‌کنم.


ادامه دارد...


تهیه و تنظیم: علی حاج آخوند - محمد جواد سالاری


پدر علامه در جریان تیراندازی های مشروطه به قتل رسیدپدر علامه در جریان تیراندازی های مشروطه به قتل رسید
ارسال نظر
به روز شده در ۱۷:۳۲ :: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶